«اگر کارخانهای را خراب کنی، اما عقلانیتی که آن را ساخته باقی بماند، همان عقلانیت دوباره کارخانهای دیگر خواهد ساخت.»
مسئله فقط جمهوری اسلامی بهعنوان یک ساختار نیست؛
مسئله نوع تفکری است که آن را ساخته و هنوز هم میتواند بازتولیدش کند.
این «عقلانیت» چیست؟
۱.تقدم ایدئولوژی بر انسان (ترکیب اسلام سیاسی و چپ ضد امپریالیستی)
ترکیبی از حقانیت دینی و مبارزه انقلابی که انسان را به ابزار یک «هدف مقدس» تبدیل میکند.
۲.غربستیزی و امپریالیسمستیزی هویتی
دشمنی با غرب و امپریالیسم به بخشی از هویت تبدیل میشود و جهان به «ما در برابر آنها» تقلیل پیدا میکند.
۳.دشمنی با اسرائیل و منطق «محور مقاومت»
این فقط یک سیاست خارجی نیست، بلکه بخشی از تعریف هویت و مشروعیت است و تصمیمها را در چارچوب تقابل دائمی شکل میدهد.
۴.پروژههای فراملی (جهانوطنی ایدئولوژیک و امتسازی)
چه در قالب «امت اسلامی» و چه در شکلهای دیگر جهانوطنی ایدئولوژیک، وفاداری از ملت به یک مأموریت فراتر منتقل میشود و منافع ملی میتواند فدای آن شود.
۵.تفکر آخرالزمانی
نگاه آخرالزمانی که میتواند تصمیمهای پرریسک و ایدئولوژیک را توجیه کند و واقعیتهای پیچیده را به روایتهای ساده و قطعی تبدیل کند.
۶.قدرت بدون پاسخگویی
قدرت بهعنوان ابزار تحقق «حق» دیده میشود، نه نهادی که باید پاسخگو باشد. در نتیجه سرکوب و کنترل قابل توجیه میشود.
۷.عدالتگرایی توزیعی و نگاه خیریهمحور به مستضعف
بهجای تمرکز بر تولید ثروت و ساختن یک اقتصاد شکوفا، تمرکز بر توزیع منابع موجود و «نجات مستضعفین» قرار میگیرد. این نگاه بهجای توانمندسازی، وابستگی ایجاد میکند و فقر را حل نمیکند بلکه بازتولید میکند.
۸.حقانیت بهجای تخصص و شایستگی
جایگاه افراد نه بر اساس توانایی، تجربه و دستاورد، بلکه بر اساس «حقانیت» تعریف میشود. کسی که رنج کشیده، زندانی بوده، خانواده شهید است یا در یک روایت ایدئولوژیک قرار دارد، شایستهتر تلقی میشود حتی اگر تخصص لازم را نداشته باشد. این نگاه بهمرور کیفیت حکمرانی را تضعیف میکند و سیستم را از درون ناکارآمد میسازد.
تا زمانی که این تفکر وجود دارد چه در ساختار فعلی جمهوری اسلامی و چه در بخشهایی از اپوزیسیون همان خروجیها دوباره تولید میشود.
پس مسئله فقط تغییر افراد یا حتی تغییر نظام نیست.
مسئله، تغییر این عقلانیت است.
#پاینده_ایران
#کشتار_دی
#انقلاب_ملی_شیروخورشید
آخوند جنگل رو آتیش زد،
کلیسا و برج و پاساژ رو روی سر مردم ویران کرد،
دریاچه رو خشک کرد،
دسته دسته جوون پرپر کرد،
خونه به خونه مادر و بچه رو عزادار کرد؛
ولی خب هیچکدوم اینا از نظرشون زیرساخت نبود. زیرساختهای مورد تایید اینا هر روز طناب دار شد افتاد دور گردن یکی از ما.
تیرِ خلاص در پیشانی و کشتار در بیمارستان و جنایتهای کمنظیرِ دیگر احتمالاً به این دلیل افکارِ عمومیِ غرب را به لرزه نینداخت که رژیم با حمایتِ پراکسیهای اخوانالمسلمین (قطر، ترکیه، و شرکا) در رسانه و آکادمیِ غرب توانست چپِ جهانی را به این جمعبندی برساند که یکی از اعضای «اردوگاهِ خودی» قتلعام کرده و مهمتر اینکه این عضوِ اردوگاه در جنگِ فعال با اسرائیل است. رژیم توانست این روایت را غالب کند که برجستهشدنِ این قتلعام باعث میشود روایتِ «غزه» کمرنگ شود. نایاک و محورمقاومتیها و البته اکثریتِ نیروهای چپِ ایرانی هم به یاریاش آمدند تا روایت بسازند که موساد در خیابانهای ایران بود و رژیم جماعتی پرواسرائیل را قتلعام کرد. چپِ جهانی همانطور که گولاگ و هولومودور و جهشِ بزرگِ چینِ مائو و کشتارِ خمرهای سرخ را مسکوت گذاشته بود، این قتلعام را هم گذاشت. عادت و تجربه و انگیزه داشت. بعلاوه، مواضعِ ضدحماسِ ایرانیان عزمِ چپ را نهفقط در پرهیز از همدلی که در بایکوتِ قتلعام جزم کرد. در یک کلام: «موضوعی بشری» تبدیل به «موضوعی اردوگاهی» شد و توطئهٔ سکوت شکل گرفت. دستآخر راستِ انزواگرای امریکا هم به بایکوت پیوست و جبههای وسیع و نایکدست در بایکوت شکل گرفت. دیدیم که عمدهٔ نهادهای حقوقبشری و نهادهای عالیهٔ سازمان ملل نیز فروگذار کردند و رو برگرداندند. ملّتِ ما در عصرِ اینترنت و هوشِ مصنوعی در وضعیتیست که روزگاری اوکراینیها و روسها و چینیها و کامبوجیها و بهنحوی یهودیان در اوجِ کشتار و بایکوت تجربه کرده بودند. چنین است و بود. با چنین جهانی سروکار داریم.
جمهوری اسلامی یک حکومت مشروع نیست. یک نیروی متجاوز و اشغالگره که کشور ایران رو اشغال کرده، مردم کشور ایران رو کشتار جمعی کرده و بهشون تجاوز کرده.
هرکس پرچم ج.ا رو به دست بگیره، با نیروی متجاوز به وطن همکاری کرده مگر اینکه جون خودش یا خانوادهاش در خطر بوده باشه.
#پاينده_ایران
میپرسید چطور «دلشون اومد هموطن رو بکشند؟»
پاسخ اینجاست: «کشتهشدگان نجسند».
سپاه مهدی که در موکبهای کربلا پرورش یافته، از غنیمتهای غارت ما تغذیه کرده و بهش مال رسیده، و خود رو وارث بر حق این زمین و منابع میدونه ما رو نجس و قابلکشتهشدن میبینه نه چیز دیگری.
عضو حزب کمونیست امریکا (حزب ممدانی)، عاشق سپاه و ج ا و استاد کالج شهر نیویورک: «ما باید امپراطوری {امریکا} را به هر وسیله لازمی براندزیم...ج ا به نفع طبقه کارگر کار می کند...من از سپاه دفاع می کنم...شمول جنسیتی قوی ج ا»
https://t.co/rPvsdGSz0f
فرزند ایران و جانفدای میهن،
جاویدنام #عرفان_یوسفی، جوان ۲۲ ساله، در ۱۸ دیماه در محدوده فرمانداری شهر قدس / قلعه حسنخان بر اثر اصابت گلوله نیروهای رژیم جمهوری اسلامی زخمی شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، عرفان پس از انتقال به بیمارستان نور شهریار، در تماسی کوتاه با خواهرش خبر داد که از ناحیه پهلو تیر خورده و او را به بیمارستان میبرند. اما خانواده تا ساعتها از وضعیت او بیخبر ماندند و سرانجام خواهرش پیکر او را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد.
گلوله از پشت به پهلوی او اصابت کرده، از جلو خارج شده و آسیب شدیدی به ریهاش وارد کرده بود. همچنین گفته شده که عرفان پیش از ورود به اتاق عمل هنوز زنده بود، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشت.
نام عرفان یوسفی
در یاد ایران
جاویدان.
#پایان
جنگ زمان
به مثابه یکی از منابع جنگ
زمان به ضرر کدام طرف میگذرد؟!
یک الگوی پذیرفتهای بود مبتنی بر اینکه: ج.ا همیشه به دنبال خرید زمان است!
اما آیا واقعا هنوز زمان به نفع ج.ا میگذرد؟
اعداد و وضعیت روی زمین اینطور نمیگویند
*اقتصاد جنگ
اتاق بازرگانی و بخش زیادی از فعالان اقتصادی از ابتدای سال ۱۴٠۴ نسبت به عمق بحران اقتصادی هشدار میدادند
۱۴٠۴ سال سختی برای رژیم بوده است
تبعات جنگ ۱۲ روزه باعث شد تا رژیم سهم بیشتری از اقتصاد را به بخش نظامی تخصیص دهد.
با از دست دادن سوریه، بخشی از مسیر تامین مالی حزبالله قطع شد و رژیم برای حفظ وضعیت در لبنان ناچار به پرداخت یکجا و مستقیم شد.
تولید در کشور زیر سایه بحران انرژی قرار گرفته
و پس از شدت گرفتن تحریمها، و عقب نشینی شرکتهای واسط چینی، فروش نفت کاهش قابل توجهی داشته و ۱۴٠ میلیون بشکه نفت را بصورت شناور ذخیره کردند، که هزینه نگهداری را بالا میبرد
*روند جنگ
نمای کلی جنگ کاملا به ضرر ج.ا پیش میرود
ج.ا با دشمنی میجنگد که امکان زدن ضربه موثر به آن ندارد.
استراتژی توزیع آشوب در منطقه بحران عمیق مشروعیت منطقهای برای رژیم ایجاد کرده است
نقش "مرد دیوانه" در کوتاهمدت تهدید ایجاد میکند، اما با صرف زمان و تکرار حملات، ج.ا را وارد بنبست غیرقابل حل با کشورهای منطقه کرده است.
این در حالی است که تقریبا بصورت روزانه ضربات موثری را متحمل میشود
حذف زنجیره فرماندهی و تلفات نظامی علاوه بر اختلال در انسجام نظامی، پایداری نیروها را کاهش میدهد.
*مشروعیت داخلی
ج.ا با یک وضعیت عدم مشروعیت داخلی-پیش از جنگ- وارد جنگ شده است.
حجم گزارشات مردمی و همکاری داخلی با نیروی مهاجم یکی از تبعات آن است
با وجود توهم رژیم برای-جمع شدن مردم زیر پرچم- در شرایط جنگ، ملیگرایی تقویت شده در بخش زیادی از مردم به سبد رژیم نمیرود
آنطور که پس از جنگ ۱۲روزه، بخش زیادی از مرپم حول "پرچم جدید" جمع شدند.
اکثریت جامعه ج.ا را به عنوان حاکمیت ملی شناسایی نمیکنند
باز تولید نارضایتی از جنگ هم بیش از آنکه متوجه نیروی مهاجم شود متوجه رژیم میشود.
-در سوی مقابل با وجود عزم ترامپ برای کوتاه کردن طول زمان عملیات، مانع داخلی جدیای در راه زمان وجود ندارد
اروپا با وجود ابراز نارضایتی، ابزار موثر فشار بر دولت ترامپ را ندارد
نوسانات بازارهای مالی و نفت، هنوز تبدیل به فشار نشده است
زمان دیگر به نفع رژیم نمیگذرد
جنازه رژیم در حال تجزیه است
آنچه در ادامه رخ میدهد، تقابل وضعیت حال، و آینده نامتعین برای رژیم است
آینده ای که تحریمها باقی میماند
ضربههای غیرقابل جبران خوردهاند
منابع احیا ندارند
و ممکن است پس از توقف جنگ نیروهای نیابتی رژیم جمع شوند
در عقب نشینی بدون دستاورد
وقتی ایده مقاومت است
نتیجه میتواند تنها باقیماندن باشد
#پایان
The January massacre of Iranians by the IRGC’s Islamist Mahdavists bears many of the hallmarks of genocide, even if not on the same demographic scale. In its methods and intent, it reflects the logic of genocide.
Families were reportedly told that the bodies of their loved ones were “Najis” (“impure” in Islamic law) and therefore would not receive proper religious rites.
Any words you bloody useless @un@UNHumanRights?
طی دوازده سال تحصیل در آخوندلند، بخش بزرگی از انرژی سیستم آموزشی ما صرف این شد که به ما ثابت کنن دین داشتن در زندگی ضروریه، اسلام بهترین دینه و از همه مهمتر، شیعهی دوازده امامی تنها مذهب بر حقه. از طرفی چون کتاب مقدس دین خودشون کوچکترین نشانی از شیعه توش نیست، مجبور بودن هزاران حدیث و روایت رو به کلهی ما فرو کنن که ما بپذیریم که هزار و چارصد سال پیش حکومت به علی سپرده شده بود و باقی ماجرا.
صرف این همه وقت و انرژی در شرایطی بود که ما یک مشت بچه بودیم که تنها دغدغهمون این بود که زنگ بخوره و زنگ ورزش برسه که بتونیم فوتبال بازی کنیم.
جمهوری اسلامی یک حکومت مشروع نیست. یک نیروی متجاوز و اشغالگره که کشور ایران رو اشغال کرده، مردم کشور ایران رو کشتار جمعی کرده و بهشون تجاوز کرده.
هرکس پرچم ج.ا رو به دست بگیره، با نیروی متجاوز به وطن همکاری کرده مگر اینکه جون خودش یا خانوادهاش در خطر بوده باشه.
#پاينده_ایران
تا امروز این حرف رو نگفته بودم. ولی صادق زیبا کلام یک خائن به مردم ایرانه. کسی که بعد از اینهمه سال و خصوصا بعد از هولوکاست ایرانی چنین حرفهایی بزنه اسمی به جز خائن به خون جانفداهای میهن روش نمیگذارم. نظر شخصیم هست.
#پاينده_ایران
@yasbim_313 این پرچم هم توی سالگرد مرگ خمینی وقتی موشعلی هنوز مولکولهاش تو گور نرفته و مجی مقوا که قراره با ترامپ دیدار کنه گرفته بود دستش تو پارتی مرگ بنیان گزار طویله اسلامی، امام آفتابه ها.
درود بر شرافت و شجاعتتون. درود بر آزادی خواهی تون. سید علی سرنگون شد. باقی جمهوری اسلامی هم به زودی میشه.
درود و احترام به جانفداهای میهن و جاویدنامها. شما از اون جنگ زنده برگشتی تا این روایت رو تعریف کنی.
هنوز تیکه هامون مونده دستشون. باید حقمونون پس بگیریم.
#پاينده_ایران
۱۹ دی بود. ساعت حدودای ۹ شب. همه تو خیابون اصلی بودیم. همه شعار میدادیم "پهلوی برمیگرده" و "مرگ بر دیکتاتور" و "جاوید شاه"و "سیدعلی سرنگونه" و. زن و بچه و پیر و جوون. یگان ویژه با موتوراشون برای ترسوندن گاز میدادن و به تعداد بالا اشک آور تو جمعیت شلیک میکردن. ما هم متفرق میشدیم و دوباره برمیگشتیم. هر چند دقیقه یکبار هم از پینتبالهایی که از دور شلیک میشد و میخورد به سروکلهمون و کرکرهای مغازه ها میفهمیدیم دارن میزننمون. هر کسی یه جوری از خودش محافظت کرده بود... کتاب و نمد و چندتا لباس و ... یکی از اون پینتبالها از پشت خورد تو سرم و ورم کرد. این وضعیت واسه همه اتفاق میوفتاد ولی کسی فرار نمیکرد. سنگ دستمون بود و مبارزه میکردیم. میرفتیم تو کوچه ها و دوباره برمیگشتیم به خیابون اصلی. یگان ویژه حریفمون نبود. بعد از حدود یک ساعت جنگیدن اونا رفتن. خیابون دستمون بود و شاد بودیم. برای مقابله با گاز اشک آور آتش روشن کرده بودیم. از دور دیدیم یه گله دیگه دارن میان. این بار بسیجیا بودن. ماشینای جنگی هم ساپورتشون میکردن. از همون دور شروع کردن به شلیک. من داد میزدم که تیر مشقی میزنن نترسید.(نمیدونستیم تیر جنگیه)! نزدیکتر شدن. صدای شلیک خیلی زیاد بود. از دور دیدم ۲ نفر افتادن رو زمین. یه عده داد میزدن "دارن میکشن"! باورمون نمیشد! با موتوراشون اومدن سمت ما. گهگداری هوایی شلیک میکردن. ما با سنگ باهاشون مقابله میکردیم. نزدیکمون شدن فرار کردیم تو کوچه ها. من پشت یه تیر چراغ برق در حالیکه دستام پر سنگ بود قایم شدم. سر کوچه چندتاشون نشستن رو زمین و نشونه گیری کردن. قشنگ میدیدیمشون. چندتا از بچهها وسط کوچه بودن و ما فریاد میزدیم برین پشت ماشینا. شروع کردن یه شلیک کردن. من سرم رو آوردم عقب گلوله خورد به کنار تیر چراغ برق کمونه کرد به فاصله چند سانت از سرم رد شد ولی تکهای از بتون کنده شد و برخورد کرد به سرم و شکست. تو همین حال یه گلوله خورد به شکم یک پسر حدود ۲۵ ساله که و افتاد زمین. گلوله از شکم رفته بود از پشت اومده بود بیرون!! فوران خون... رسوندیمش تو پارکینگ یه خونه و دوباره زدیم بیرون. فقط صدای جیغ و فریاد و گلوله بود که میومد. میدون جنگ بود. گلوله ها از کنارمون رد میشدن... قتل عام واقعی بود... من الان نباید زنده باشم...
#iranmassacre
#جاويدشاه