داستان این ویدئو رو خواهرزادهی عروس خانم اینجوری تعریف کرده:
١. پنجاه و سه سال پیش، خالهی من که یه دختر آبادانیِ ۱۵ ساله بود، رفت در خونشون رو باز کنه که اتفاقی یه پسر رو دید. پسر واسه گذروندن سربازیش، از شهرشون اومده بود خونهی خواهرش که همسایه بابابزرگم اینا بودن.