امروز چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، نیروهای نظامی با خشونتی وحشیانه به تجمع مسالمتآمیز روستای پشموکی فاریاب (بلوچستان کرمان) یورش بردند و دستکم ۷ #زن_بلوچ را با ضربوجرح شدید بازداشت کردند. مردم فقط به خاطر معدن کرومیت و غارت زمینشان اعتراض کرده بودند!
#فاریاب#بلوچستان#پشموکی
#کژال_رحمانی از دوازده روز پیش در اعتراض به بازداشت خود و اعضای خانوادهاش در سلول انفرادی زندان سنندج دست به اعتصاب غذا زده است. او در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ به همراه برادرش، #دانیال_رحمانی، و همسرش، #عیسی_فیضی، توسط نیروهای امنیتی در کامیاران بازداشت شد./۱
کشتهشدن یک نوجوان بلوچ بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی سپاه در سراوان؛ ممانعت از انتقال وی به بیمارستان پس از اصابت گلوله
به گزارش حال وش/ شامگاه روز گذشته چهارشنبه ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵، یک نوجوان بلوچ در نزدیکی بیمارستان ایرانمهر شهرستان سراوان بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی سپاه پاسداران جان خود را از دست داد.
هویت این نوجوان بلوچ، « فرزاد ملازهی » حدودا ۱۵ ساله، فرزند نصرالله، اهل و ساکن سراوان، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران در نزدیکی بیمارستان ایرانمهر سراوان، بدون ایست و هشدار قبلی، این نوجوان را هدف تیراندازی قرار دادهاند که در نتیجه اصابت گلوله به ناحیه سر، وی به شدت مجروح شده است.
منابع افزودهاند که پس از اصابت گلوله، نیروهای حاضر نه تنها از انتقال فوری فرزاد به بیمارستان ایرانمهر که در فاصلهای بسیار نزدیک از محل حادثه قرار داشته جلوگیری کردهاند، بلکه مانع نزدیک شدن شهروندان و افرادی شدهاند که قصد کمکرسانی و انتقال وی به مرکز درمانی را داشتهاند.
به گفته منابع، این نوجوان بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله جان خود را از دست داده است. تا لحظه تنظیم این گزارش، دلیل تیراندازی به فرزاد ملازهی و علت هدف قرار دادن وی از سوی نیروهای امنیتی سپاه مشخص نشده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ مقام رسمی درباره جزئیات این حادثه و علت تیراندازی به این نوجوان بلوچ توضیحی ارائه نکرده است.
بذارید من هم از تجربه مستقیم این «خوش رفتاری» نظام براتون بگم تا بدونید اون تو دقیقا چه خبره.
اگر یک زندانی سیاسی بی نام و نشان بودی، کوچکترین اعتراض کافی بود تا این چرخه فعال بشه. تو رو میبردند تو فضای هواخوری، دستبند به دست، دست ها رو با یک دستبند دیگه میبردند بالای سرت و به یک دستگیره اهنی بزرگ روی در میبستند. بعد یک شلنگ اب سرد رو میگذاشتند پشت گردنت و اب رو برای ساعات متمادی باز میگذاشتند.
من با چشم های خودم دیدم که چطور این شکنجه فرسایشی، روان ادم ها رو تا مرز جنون متلاشی میکرد. یک بار یکی از زندانی ها از شدت کلافگی انقدر با سر خودش رو به در اهنی کوبید که غرق در خون بیهوش شد و بردنش بیمارستان.
این جنایت های خاموش، خطای فردی یه مامور عصبی نیست. این همون «روند قانونی» و دستگاه قضایی کشوره که ماموریتش اجرای عدالت نیست، بلکه مهندسی جنون و متلاشی کردن روان ادمهاست تا ازشون فقط یه سایه مطیع باقی بمونه.
ویدیوهایی از انسداد مسیر روستاییان زاخۆ توسط #ارتش_اشغالگر_ترک
گزارشها از #جنوب_کوردستان حاکی از تشدید تحرکات نظامی ارتش ترکیه و آواره شدن دهها خانوار روستایی در مناطق مرزی است.
به گزارش منابع محلی، نظامیان ارتش اشغالگر ترکیه در جریان پیشرویهای خود در خاک اقلیم کوردستان، از بازگشت اهالی 21 روستای تابع منطقه «سندی و گولی» در شهرستان #زاخو به خان و مزارعشان جلوگیری کردهاند.
براساس این گزارش، نیروهای ارتش اشغالگر ترکیه در منطقه «شەرانشی سەروو» (شرانش علیا) سد راه روستاییان شده و صراحتاً به آنها اعلام کردهاند که این مناطق اکنون تحت کنترل کامل ارتش اشغالگر ترکیه قرار دارد و حق ورود به آن را ندارند.
⚠️ تصرف منازل مسکونی و ایجاد پایگاههای جدید
روستاییان آواره شده در گفتگو با رسانهها پرده از اقدامات غیرقانونی ارتش اشغالگر ترکیه در این مناطق برداشتند. به گفته اهالی:
☆ احداث پایگاههای جدید: ارتش ترکیه در حال ساخت مقرها و پادگانهای نظامی تازه برای تثبیت حضور دائمی خود در این مناطق است.
☆ غصب اموال و منازل: سربازان ترکیهای به جای استقرار در چادرها یا کمپهای نظامی، وارد منازل خالی از سکنه روستاییان شده و از این خانهها به عنوان محل اقامت و سنگر استفاده میکنند.
تصرف خانهها یا وضعیت آوارگان در مرز زاخو
این تحرکات در حالی صورت میگیرد که نقض حاکمیت خاک عراق و اقلیم کوردستان توسط حملات هوایی و زمینی ارتش اشغالگر ترکیه، در هفتههای گذشته موجی از نگرانی و اعتراض را میان شهروندان و فعالان غیرنظامی به همراه داشته است.
من #رحیم_عباسی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴. چهل و چهار سالم بود، متولد ۲۴ آذر ماه ۱۳۶۰. فرزند محمد حسین، متأهل و پدر دو دختر ۱۲ و ۷ ساله و اهل و ساکن ماهدشت (مرد آباد) کرج در استان البرز بودم. شغلم صافکاری بود. اصولا مردی خانواده دوست، خوش اخلاق، مهربون، شاد و فعال بودم.
اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ از هفتم دیماه شروع شد. جرقه این خیزش از اعتصابها و تجمعهایی خورد که بهدنبال بحران شدید اقتصادی توی بازار بزرگ تهران شکل گرفت و خیلی زود به شهرهای مختلف کشور کشیده شد. همزمان، احزاب کُردی هم با انتشار بیانیههایی از مردم خواستن به اعتصاب سراسری بپیوندن و بازارهای شهرهای کردنشین رو در اعتراض به سرکوبها تعطیل کنن. چند روز بعد هم رضا پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد. اعتراضات در مدت کوتاهی به بیش از ۴۰۰ شهر رسید و به نقطه عطفی در تاریخ اعتراضات سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد.
روز ۱۸ دی ماه بود، اونروز منم توی تظاهرات ماهدشت بودم، طولی نکشید که سرکوبگرا سر و کلهشون پیدا شد و شروع کردن به شلیک گلولههای جنگی به سمت مردم بیدفاع، انگار تو میدون جنگ بودیم، ناگهان بین جمعیت گلولهای به تن من اصابت کرد، افتادم کف زمین و جوی خون کنارم راه افتاد.
شدیدا زخمی شدم ولی هنوز زنده بودم. مردم منو بلند کردن و رسوندن بیمارستان. در آیسییو بستری شدم، ولی شدت جراحات زیاد بود و بعد از چهار روز بدنم دیگه تاب نیاورد و تو بیمارستان جان باختم…
پیکر بیجون من در آرامستان بیبی سکینه کرج مظلومانه به خاک سپرده شد.
خانوادم تاریخ فوت روی سنگ مزارم رو همون ۱۸ دی، روز کشتار مردم بیگناه، که من گلوله خوردم نوشتن، آخه میخواستن فراموش نشم…
هموطن، جرم من داشتن یه زندگی بهتر برای خانوادم بود، میخواستم دخترای منم مثل دختر بچههای دیگه تو همه جای دنیا، در رفاه و آرامش و محیط امنتری بزرگ بشن ولی رژیم خونخوار جواب اعتراضمو با گلوله جنگی داد و دخترام یتیم شدن.
خواهر داغدارم که دلش میخواست صدای من باشه، میگفت: «ما هیچکسو خارج نداریم که اسم داداشمو فریاد بزنه، که نذاره اسمش گم بشه و فراموشش کنن».
تو صدای من باش… اسممو بگو و فراموشم نکن، و روزی که وطنمون آزاد شد، تو جشن آزادی هم به جای من شادی کن…💔
#علیه_فراموشی
حکم اعدام #محمد_احمدی، شهروند اهل سنندج، که پیشتر به اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس محکوم شده بود، در زندان مرکزی سنندج به اجرا درآمد.
بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، بامداد سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، این زندانی در زندان مرکزی سنندج اعدام شد.
🔗 https://t.co/MzSSjsVhUa
▪️بانه؛ زخمی شدن آکو صالحی با شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی
آکو صالحی کولبر اهل شهرستان بانه بر اثر شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی جمهوری اسلامی ایران در منطقه مرزی سیرانبند بانه بهشدت زخمی شد و به بیمارستان منتقل گردید.
به گزارش کولبرنیوز شامگاه سهشنبه بیستوششم خردادماه ۱۴۰۵، آکو صالحی، کولبر اهل روستای خوریاوا از توابع بانه، در حین کولبری هدف تیراندازی نیروهای هنگمرزی قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات موجود، نیروهای هنگمرزی بدون هشدار قبلی، بدون وجود خطر فوری و بدون رعایت ضوابط قانونی بهکارگیری سلاح، به سمت این کولبر شلیک کردهاند و در نتیجه این تیراندازی، وی از ناحیه دست بهشدت زخمی شده و برای درمان به بیمارستانی در تبریز منتقل شده است.
آکو صالحی فرزند کمال، متأهل و پدر دو فرزند است.
لینک بە گزارش کامل:
https://t.co/pBSfX2JP1V
بیخبری از سرنوشت یک نوجوان بلوچ پس از بازداشت توسط نیروهای لباسشخصی در سیب و سوران
به گزارش حال وش/ امروز پنجشنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵، با گذشت دو روز از بازداشت یک نوجوان بلوچ توسط نیروهای امنیتی لباسشخصی در منطقه شیروان از توابع شهرستان سیب و سوران، خانواده وی همچنان از سرنوشت و محل نگهداری او بیاطلاع هستند.
هویت این نوجوان بلوچ، « #یاسین_محمودزهی » ۱۸ ساله، فرزند رضا، اهل و ساکن روستای شیروان از توابع شهرستان سیب و سوران، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش: «یاسین روز دوشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای اطلاعاتی لباسشخصی در منطقه شیروان بازداشت شده است. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچگونه اطلاعاتی درباره علت بازداشت، محل نگهداری و وضعیت وی در اختیار خانوادهاش قرار نگرفته است.
منابع افزودهاند که خانواده یاسین پس از مراجعه و پیگیری از نهادهای مختلف، تاکنون موفق به کسب اطلاع از سرنوشت او نشدهاند و همچنان در بیخبری و نگرانی به سر میبرند.
بازداشت شهروندان بدون ارائه توضیح درباره دلایل بازداشت و عدم اطلاعرسانی به خانوادهها درباره محل نگهداری آنان، همواره موجب نگرانی خانوادهها و فعالان حقوق بشر شده است؛ بهویژه در مواردی که افراد برای روزها یا هفتهها در وضعیت بیخبری نگهداری میشوند.