مثلن من فکر میکردم خیلی وقته عبور کردیم از این سندرومِ حبیب.
که خوشبرخورد بودن یه نوع انتخابه واسه معاشرت با آدما.
تا اینکه کامنتارو خوندم سرِ یه سلام.
فقط یه سلام!
چه راه درازی رو اومدیم و هنوزم باید بریم.
کامنتا حالمو بد کرد.
هیچی جز مسائل جنسی توی مغزِ این جماعت نیست.
کثافتِ توی سرشونرو با اون ادبیاتِ چندشآورشون به زبون هم میارن.
هرچیزی رو میبینن یه فیلتر آلت روش میندازن.
من تازه داشتم میرفتم دبیرستان، یه شلوار کوتاه خریده بودم تا بالای مچم میومد، اینو با صندل میپوشیدم. یه بار رفتم خونه دوستم باباش منو دم در اینطوری دید، اول وایساد کلی به پاهام زل زد و برانداز کرد، بعد گفت: اگه دختر من اینو بپوشه من پاهاشو قطع میکنم. منم گفتم
۱/
هر کی به من پیشنهاد میداد رو من از سادگی بهش میگفتم اونم میرفت فالوشون میکرد و بعدشم باهاش میرفت دیت.
با ۶ نفرشون این کارو کرد.
در مورد یکیشونم که همون موقع فهمیدم گفت این آخه تهران بود به درد تو نمیخورد :)))
هی موهامو ریختم روی صورتم که معلوم نشه، حرکتایی رو زدم که دید نباشه به دستگاه، لب پنجره نفس گرفتم، توی رختکن تنها نشستم خالی بشم، صورتمو شستم، تازه اشکام رو بند آورده بودم …
نگاهمون گره خورد لبخند زدم، گفت بهتری؟
پلک محکم زدم که یعنی آره و دوباره فورانِ اشک.
برای کسایی که اینجا تازهواردن :
قبل از بازنشر یه پست، نگاه کنید ببینید توی صفحهی فرد اثری از خاندان پهلوی و پرچم شیروخورشید هست یا نه.
افراد زیادی هستن که مخالف انقلاب ملی هستن، و صرفاً از عکسها و اخبار جاویدنامان استفاده میکنن، تا با کسب اعتبار، به اهداف ضدایرانیشون برسن.