بنابراین تنها راه باز گشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملّی و
خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی
، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، .... بداند.
ولی حکومت به آخوند تقدیم شد
از خدمات #پهلوی به ایران
#فروهر#مصدق
نامهای که پیشانینوشتِ سقوط شاه شد!
نامهی تاریخیِ ۳ تن از سران جبهه ملی ایران؛ دکتر داریوش فروهر، دکتر شاپور بختیار و دکتر کریم سنجابی، به محمدرضا پهلوی (۲۲ خرداد ۱۳۵۶)، سندی بیرحم که فساد، فقر، نابسامانی، سرکوب، وابستگی به غرب، و شکاف طبقاتیِ کورکننده در دوران پهلوی را عریان میکند.
این نامهی سرگشاده و هشدار دهندهی موسوم به «نامهی سه امضائه»، نه تنها «دروغِ نوستالژیِ سلطنتطلبانِ امروز» درباره «عصر طلایی پهلوی» را رسوا میکند، بلکه پیشبینیِ شگفتانگیزی است از انفجار خشم مردمی که دقیقا ۲۰ ماه بعد، تحقق یافت؛
"پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی،
فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملّت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینمائیم.
در زمانی مبادرت به چنین اقدامی میشود که مملکت از هر طرف در لبههای پرتگاه قرار گرفته، همه جریانها به بُنبست کشیده، نیازمندیهای عمومی بخصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بینظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشتآور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی بشدّت تبذیر شده، برنامههای عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشاندهاست.
حاصل تمام این اوضاع، توأم با وعدهها و ادعاهای پایان ناپذیر و گزافه گوئیها و تبلیغات و تحمیل جشنها و تظاهرات، نارضائی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایهها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ میگردند و دست بکارهائی میزنند که دستگاه حاکمه آنرا خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند.
این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر جنبه فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کردهاست.
در حالیکه «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنهٔ تاریخ ایران میباشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملّت» و «شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شدهاست.
در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیائی حساس کشور ما اداره امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانه تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکانپذیر میشود.
این مشروحه سرگشاده به مقامی تقدیم میگردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرمودهاند: «نتیجه تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش میگیرند تا ارتباط خود را با همه مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیله رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت است که انسانها برده دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است» و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرمودهاند: «رفع عیب به وسیله هفتتیر نمیشود و بلکه بوسیله جهاد اجتماعی میتوان علیه فساد مبارزه کرد».
بنابراین تنها راه باز گشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملّی و خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملّت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند."
۲۲ خرداد ۱۳۵۶
امضا آقایان؛
دکتر کریم سنجابی
دکتر شاپور بختیار
دکتر داریوش فروهر
⭕️⭕️⭕️ خولیای از «ماکو تا ایلام» و خواب های تعبیر نشده چته های کوهنشین ترور برای #آذربایجان
🖋️ ابراهیم ساوالان
سخنانی که در برنامه عمق میدان و با حضور مصطفی هجری مطرح شد، تصادفی یا اشتباهی نبود بلکه موارد مشابه فراوانی دارد.
سه سال پیش وقتی همه مردم آذربایجان در کنار مردم زلزلهزده خوی بودند، خبری از آنهایی که اینجا و آنجا را کردستان مینامند، نبود، چون ته دلشان میدانند که کجا کردستان است و کجا نیست. تا اینکه مدتها بعد از زلزله، حزب دموکرات کردستان توییت زده و گفت که اهالی شهرهای سقز، قصر شیرین و سرپل ذهاب هم به منطقه زلزلهزده کمک کردند و از آنجا که توییت آنها نیز از سر محبت و صمیمیت نبود، نام شهر خوی را در متن خبر درج نکردند و مخاطب نمیفهمید که مردم آن شهرها به کدام منطقه زلزلهزده کمک کردهاند. ولی وقتی خبر کشف و استخراج اورانیوم در خوی منتشر شد، همینها فوری توییت زدند که رژیم اورانیوم کردستان را تاراج میکند.
نزدیک دو دهه است که خشکی دریاچه اورمیه در مرکز توجه فعالان آذربایجان قرار دارد و صدها نفر از فعالان ما بخاطر اعتراض به این بحران، متحمل زندان و بازداشت شدند ولی آن احزاب حتی یک هشتگ هم برای این دریاچه نزدند ولی از وقتیکه احساس کردند امکان اشغال آن مناطق وجود دارد، از آن دریاچه با عنوان «دریاچهای در کردستان» یاد کردند. در حوادث دیماه گذشته نیز در حالیکه بازار و کسبه شهر #تبریز از روز چهارشنبه ۱۷ دی اعتصاب خود را آغاز کرد و بازار #اورمیه نیز متعاقب شهر تبریز و در روز پنجشنبه به اعتصاب پیوست، بیبیسی فارسی خبر اعتصاب بازار اورمیه را به همراه شهرهای کردنشین انعکاس داد تا معلوم شود که امثال حزب دموکرات در نقشههای شومی که برای آینده چیدهاند تنها نیستند و از حمایت رسانههای فارسی نیز برخوردارند.
انتخاب شعار «از ماکو تا ایلام» برای فراخوان اعتصاب دیماه نیز دلیل دیگری برای توسعهطلبی مد نظر آنها و چیزی شبیه شعار «از نیل تا فرات» است که حاصلی جز ویرانی نخواهد داشت. نقشه موجود در پسزمینه آن پوستر چنان چاق شده بود که بخشهایی از زنجان را نیز بلعیده بود و بعد از وقایع دیماه، عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومهله کردستان ایران در گفتوگویی با The Free Press گفت: «کردها بهجای حضور در خیابانها در ماه گذشته، در چهار استان با اکثریت جمعیت کُرد، دست به اعتصاب عمومی زدند. ما در مناطق کردستانی فراخوان اعتصاب عمومی دادیم. این اعتصاب در هر چهار استان و در ۵۰ شهر و شهرک بهطور کامل انجام شد.»
و اینها مواردی از خوابهای شومی است که برای ما دیدهاند …
@Zahraameli12 من حدس میزنم که از اون حس خودستایی ایرانی ها میاد این صحبت
رسمالخط جدید هم ایده اش از فروغی بود که انجام بده
جامعه ولی فینگلیش رو درست کرد خیلی ها هم هنوز استفاده میکنن فقط فرق بالا و بلا توش نبود 😄bala
حالا میفرمایید چرا تغییر سریع یک لغت موجب پویایی زبان میشه؟
یادی کنیم از این مسخرهبازی ۳۷ سال پیش و جملات قصار محمود کریمی علویجه که پاداشش اعزام به انگلستان از طرف شرکت بازرگانی پتروشیمی و اقامت طولانی حتی پس از پایان ماموریت بود!
اپلیکیشنی که برای افراد ناشنوا و کمشنوا دارم میسازم، کمکم داره به نسخه نهایی نزدیک میشه و راستش خودم خیلی از نتیجه هیجانزدهام.
تشخیص صدای محیط مثل گریه بچه و…
گفتار به متن
متن به گفتار و ....
فقط هنوز یه مشکل بزرگ مونده: اسمش 😄
هرکی یه اسم خوب پیشنهاد بده، یه شام مهمون من.