بیاین از سوتیهایی که تو کتابخونه دادید بگید.
خودم: تو سکوت مطلق یه جایی رو دیدم خیلی دنج بود خواستم برم اونجا بشینم تو راه مزاحم چند نفر شدم که صندلیشونو یه تکونی بدن، بعد پام گیر کرد یکیشون تقریبا افتادم.
در نهایتم نتونستم برم اونجا بشینم چون یه نفر دیگه اونجا بود ندیده بودم.
بیاین از سوتیهایی که تو کتابخونه دادید بگید.
خودم: تو سکوت مطلق یه جایی رو دیدم خیلی دنج بود خواستم برم اونجا بشینم تو راه مزاحم چند نفر شدم که صندلیشونو یه تکونی بدن، بعد پام گیر کرد یکیشون تقریبا افتادم.
در نهایتم نتونستم برم اونجا بشینم چون یه نفر دیگه اونجا بود ندیده بودم.