همش با خودم مرور میکنم که من از یه خانواده م��وسط رو به پایین اومدم و مامان بابام حتی الان هم نمیدونن مقاله یعنی چی و اینقد نباید خودمو با کسایی مقایسه کنم که مثلا تو ۱۶ سالگی بابای استاد دانشگاشون اسمشونو تو مقالههاش زده یا خواهر برادر بزرگترشون راهوچاه مسیر رو بهشون یاد داده
اون زمان که هنوز شال سرمون میکردیم نمیدونم از کجا ولی یه ترندی اومد که گوشامونو از شال میذاشتیم بیرون از نظر من ربطی به مد نداشت داشتیم خفه میشدیم و انگار دیگه تحمل شال سخت بود همون دوران بلاگرای دوزاری طنزپرداز ( آقا) شروع کردن به تمسخر این حرکت و چی بگن خوبه؟؟؟
شماها واقعا نمیتونید درک کنید هر دختر ایرانی حداقل سر یکی از مسائل:بیرون رفتن با دوستاش،شب بعد ساعت ۱۰ خونه اومدن،لباس پوشیدنش،مسافرت رفتنش و یک سری حتی سر دانشگاه رفتن،چه درگیری های و تروماهایی رو از سر گذرونده!یک سری ها خوشبختانه این بازیو برنده شدن و زندگی کردن،برخی هنوز اسیرن
شما مخالف سقط جنین نیستید؛
شما مخالف هر چیزی هستید که نشانهای از آزادی زنان داخلش باشه.
اگر جون بچه (نه یک موجودی که به صورت انگلی در بدن مادر زیست میکنه) براتون مهم بود؛ بیشتر از تلاش برای مخالفت با سقط جنین، با این حق که پدر در ایران میتونه سر بچهشو ببره، مخالفت میکردید.
همه چی گرونه، همه جا رو هوش مصنوعی گرفته، هوا گرمه، همه دارن شبیه همدیگه میشن و برده ترندها شدن، وقتی یکی حرف میزنه کاملا متوجه میشی کدوم ریل اینستا رو دیده، همه با همدیگه دعوا دارن و این زیادی خسته کننده شده....