یعنی رابطهمون بهاندازه کافی واقعی نیست.
ما برای شروع یک کسبوکار یا حتی رفتن به سفر برنامهریزی میکنیم، اما گاهی انتظار داریم یکی از پیچیدهترین کارهای زندگی یعنی ساختن یک زندگی مشترک، بدون برنامه و گفتوگو پیش بره 5/
یه ویدئو تو یوتیوب دیدم با عنوان
Why is love fucked for gen Z
این ویدئو با الهام از دیدگاههای آلن دوباتن فیلسوف و نویسنده، بررسی میکنه که چرا عشق و رابطه عاطفی برای نسل Z پیچیدهتر شده. پیام اصلیش اینه که مشکل نسل ما این نیست که به عشق باور نداره بلکه شاید 1/
مارو بفهمه. درحالیکه هیچکس نمیتونه ذهن ما رو بخونه. طرف مقابل در خانواده، شرایط و تجربیات متفاوتی بزرگ شده فرهنگ رمانتیک گاهی توضیحدادن نیازها، گفتوگو درباره اختلافات و تلاش برای حل مشکلات رو از جذابیت عشق کم میکنه انگار اگر برای رابطه تلاش کنیم 4/
@S_Aminz اگه فیلم و نگا کرده باشی میبینی این دو مادر و دختر یه طوری شخصیت سازی شدن که تمام ویژگی هایی که از نظر مردا (باحال و جذاب) هست رو دارن پس اگه واسه male gaze نیست برا چیه
Gilmore Girls یکی از سریال های مورد علاقمه و یه جورایی comfort show من هست ولی یه چیزی که درمورد این سریال رو مخمه شخصیت سازی این مادر و دختر هست که انگار همش واسه male gaze هست
تو فیلم این دوتا روزی ۱۲ وعده غذایی میخورن لورالای آشپزی نمیکنه پس همیشه از بیرون فست فود و 1/
@S_Aminz اینکه دخترا تا این حد نگران چاق شدنن خودش یکی از نتایج درونیشدن مردسالاریه جامعهای که از بچگی به زنها یاد میده ارزششون تا حد زیادی به جذابیتشون برای مردها بستگی داره طبیعیه که باعث بشه حتی بدون حضور هیچ مردی هم مدام بدنشون رو قضاوت کنن و از طرد شدن به خاطر ظاهرشون بترسن
چه روزگاری شده...
دختر باید خوش قیافه باشه ترجیحا نچرال ولی اگه عمل های زیبایی داشته نباید خیلی معلوم باشه
پوست صورتش صاف و بی لک باشه
کمر باریک و خوش فرم باشه هیکل ورزشکاری داشته باشه ولی بدنش خیلی سفت و عضلانی نباشه چون آقایون نمیپسندن و 1/
چه روزگاری شده...
پسر تو 25 سالگی باید میلیاردر باشه؛
190 سانت قد داشته باشه؛
90 کیلو عضلهی خشک داشته باشه؛
ماشین و خونهی آنچنانی داشته باشه؛
" فقط واسه اینکه یه دختر بیهدف و بیکار دوزاری اونو لایق خودش بدونه"
gossip girl همیشه انقد افتضاح بوده یا دیگه به رنج سنی من نمیخوره!
حالا که نشستم چند قسمتشو دیدم متوجه شدم خیلی زیادی پر زرق و برق و دراماتیک و سطحیه چطوری انقد محبوب و ایکانیک شد و چطوری خودم یه زمانی عاشق این فیلم بودم
نمیفهمم مردم چرا به آلبر کامو ایمان نمیارن ذهن این بشر واقعا دنیای فوقالعادهای بود
یه چیزی که تو کتاب بیگانه توجه منو جلب کرد توصیف طبیعت تو لحظه های مهم داستان مثل مرگ مادر مورسو یا کشتن یک آدم بود که طبیعت نقش برجسته تری نسبت به اخلاقیات و احساسات انسانی داشت 1/
catch me if you can
این فیلم واقعا عالی بود من بعد از اینکه تمومش کردم فهمیدم بر اساس واقیعت بوده و اینطوری بودم که چطوری داستان این فیلم واقعا اتفاق افتاده و زاده تخیل کسی نیست!
فکر کن طرف انقد خفن بوده که بعد دستگیر شدن اف بی ای بهش درخواست همکاری داده
این ایده زمانی عمیقتر میشه که مورسو با مرگ خودش روبهرو میشه.
او بهتدریج درمییابه که جهان برای مرگش متوقف نخواهد شد. هیچ نیرویی وجود نداره که صرفاً بهخاطر خواستههای او، نظم جهان رو تغییر بده یا به زندگیاش معنایی قطعی ببخشه 4/