@DrNIzad@ahampay شیرزنی که از حقوق و شهروندی همسر شهید بودن خود گذشت تا امثال من جوان و مردم کشورش رو اگاه کنه ولی الان در بدترین شرایط ووخیم ترین حال داره در انفرادی زندان ضحاک ظالم بی رگ و ریشه جان عزیزش رو فدای این ملت خفته و ناآگاه میکنه ایییییی ملت احمق وقت بیداری نرسیده هنوز؟؟؟ پس کی دیگه؟
יורש העצר רזא פהלווי ואני כבר הכנו את 'הסכמי כורש' הם מוכנים לחתימה ובעזרת השם נתניהו יחתום על הסכמי השלום - כשהמשטר הרע באיראן יפול.
המשטר באיראן בתוך מלחמות פנימיות ואין ספק שהמשטר יפול !
@PahlaviReza
علیرغم میلم مصاحبهت رو دیدم.
پس میگی شکنجه نشدی تو زندان دیگه، درسته؟ پس اونهمه توییتهای اکانتت که "توماج درحال شکنجه در زندان است" و "توماج در اعتراض به شکنجهها اعتصاب غذا کرده" و اینها چی بود؟ تمامش دروغ بود؟ یا الان داری دروغ میگی؟ یا اصلا کل داستانت از ابتدا دروغه؟
اون "رضایتبخش بودن رفتار قاضیهای آدمخوار ج.ا و بغضی شدنت از دیدن عدالتشون" هم که دیگه بماند.
یک چیزی رو دقت کن بچه!
با این شامورتیبازیها شاید بتونید ۴تا دختربچه و پسربچهی کمتجربه رو موقتا فریب بدید تا باورت کنن. بقیه رو اما نمیتونید، و همون زودباورها هم دیر یا زود حقیقت رو در موردت میفهمن و تف تو صورتت میندازند. دیگه از حسین رونقی که یک جمعیتی اینجا "ستارخان، ستارخان" به خیکش میبستند و همونها امروز تف تو صورتش میندازند که گندهتر نیستی. چهرهسازی و قهرمانسازی از رونقی پروژهی امنیتیها بود و تو هم دقیقا همینطور. با این تفاوت که پروژهی تو خیلی ابلهانهتر از اونهم هست.
البته حرف خاصی با خودت ندارم. یک عروسک هستی در دستان امنیتیها، که خب خاک بر سر پلشتت.
فقط یک جمله از قول من به هادیهات بگو:
ریدید با این پروژههاتون، زبالهها!
شش ماه از مرگبارترین کشتار تاریخ ایران میگذرد.
بیش از ۴۰ هزار ایرانی، تنها برای مطالبه آزادی، کرامت، و حق انتخاب آینده خود، به دست جمهوری اسلامی قتلعام شدند.
در کنار مردم ایران بایستید.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
تشییعجنازهی این روزهای خامنهای که عرزشیها با تاخیر ۴ماهه برگزار کردند، در واقع فیک بود.
تشییعجنازهی اصلی را هموطنانمون در خارج از کشور همون اسفندماه برگزار کردند (ما مردم داخل هم مشابهش را در جمعهای خودمونیمون برگزار کردیم)
بخشی از تصاویرش را ببینید
🕺💃
شاااااااااااااااااااهکار! طووووووووووووووووفان!
ترجمه سخنرانی جدید مارک لوین:
ما دیگر درباره مردم ایران حرف نمیزنیم؟! چرا؟! هیچ سخنی ازین مردم در مذاکرات نیست! ما(یهودیان) میگوییم «دیگر هرگز» چون در اردوگاههای کار اجباری و اتاقهای گاز آن بلاهای وحشتناک بر سر ما (یهودیان) آمده! اما در ایران، مردم ایران، که غالبا هم جوان هستند، در شرایط وحشتناک و غیرقابل تصور مشابهی هستند و هیچ کسی درینباره حرف نمیزند! گویا فراموش شدهاند! نه فراموش نشدهاند! ما فراموششان نمیکنیم! فراموششان نمیکنیم و ناامید نمیشویم! اگر با من هستید، به پا خیزید تا مردم ایران را آزاد کنیم! ما ناامید نمیشویم! ناامید نمیشویم و میجنگیم!
شش ماه از جهنم دیماه گذشت... و این زخم هنوز تازه است.
شش ماه از آن روزها که خیابانهای ایران به دریای خون تبدیل شدند. هزاران جوان، زن، مرد و کودک در چند ساعت قتلعام شدند. در بازار رشت، در میدانهای تهران، در کوچههای اصفهان و شیراز و تبریز... آزادیخواهانی که زیر چرخهای ماشینهای زرهی له شدند، چشمانی که تا ابد بسته شدند، پدرانی که هنوز فریادشان در گوش تاریخ پیچیده.
ما دیدیم. ما فراموش نمیکنیم.
خون آن جاویدنامان هنوز فریاد میزند.
هر قطره خونی که ریخته شد، بذری شد برای خشم یک ملت.
هر مادری که فرزندش را از دست داد، هزاران مادر خشمگین آفرید.
هر جوانی که جانش را فدا کرد، هزاران جوان مصممتر برای آزادی خلق کرد.
نامشان را فریاد بزنیم، یادشان را گرامی بداریم.