دیدبان امنیت افغانستان در یک تحقیق مستقل، با استفاده از تحلیل تصاویر ماهوارهای، منابع انسانی و بررسی گزارشات رسانهای، گزارشهای مربوط به پیشروی نیروهای نظامی پاکستان در داخل خاک افغانستان را مورد بررسی و تدقیق قرار داده است.
بر اساس یافتههای این تحقیق، پاکستان طی ماه مارچ 2026 در دو مرحله و از طریق کشیدن سیم خاردار در منطقه غدوانه ولسوالی تروه ولایت پکتیکا، حدود ۳۲ کیلومتر مربع از خاک افغانستان را به قلمرو تحت کنترل خود افزوده است.
متن کامل گزارش:
https://t.co/6VkXpCWgiz
تحلیل حمله هوایی پاکستان بر ولسوالی څمکنی، ولایت پکتیا:
در شب ۲۸/۲۹ جون ۲۰۲۶، نیروی هوایی پاکستان حملات هوایی را بر بخشهایی از ولسوالی څمکنی ولایت پکتیا انجام داد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، پاکستان اعلام کرده است که این حملات مراکز مرتبط با گروههای مسلح را هدف قرار داده، در حالی که مقامهای طالبان و منابع محلی از تلفات و خسارات غیرنظامیان خبر دادهاند.
از نظر تحلیل تصویری، چهار تصویر ارائهشده که یک زنجیره نسبتاً کامل از حمله را نشان میدهد:
تصویر بالا سمت راست نمای هدفگیری هوایی پاکستان را نمایش میدهد که در آن نشانهگیر دقیقاً بر روی یک ساختمان در داخل یک محوطه محصور قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد که حمله بر یک هدف مشخص متمرکز بوده است.
تصویر پایین سمت چپ با استفاده از تصویر ماهوارهای، که با تحلیل تصاویر اهداف هوایی پاکستان به دست و شناسایی شده است، همان ساختمان را پیش از حمله نشان میدهد و محل اصابت را با تصویر هدفگیری تطبیق میدهد.
تصویر بالا سمت چپ وضعیت ساختمان را پس از حمله نمایش میدهد؛ تخریب شدید طبقات و فروریختن بخش عمده سازه بیانگر وارد شدن انرژی انفجاری قابل توجه به ساختمان است.
تصویر پایین سمت راست موقعیت جغرافیایی هدف را نشان میدهد که حدود ۱۶ کیلومتر از خط دیورند فاصله دارد. این فاصله نشان میدهد که حمله صرفاً در نوار مرزی انجام نشده، بلکه در عمق نسبی خاک افغانستان صورت گرفته است.
از روی میزان تخریب ساختمان نمیتوان با قطعیت نوع مهمات را تعیین کرد. با این حال، اگر تخریب مشاهدهشده با ویدئوهای منتشرشده و الگوی انفجار مطابقت داشته باشد، احتمال استفاده از یک مهمات با اثر انفجاری تقویتشده (Enhanced Blast Weapon) یا یک مهمات ترموباریک (Thermobaric Weapon) قابل طرح است؛ زیرا این نوع مهمات در فضاهای بسته و ساختمانها موج انفجار بسیار شدیدی ایجاد میکنند. با وجود این، تنها بر اساس تصاویر موجود نمیتوان این موضوع را تأیید کرد و برای نتیجهگیری قطعی به شواهد بیشتری مانند بقایای مهمات، تحلیل دهانه انفجار یا اطلاعات رسمی نیاز است.
Analysis of Pakistani Airstrike on Chamkani District, Paktia Province:
On the night of 28–29 June 2026, the Pakistan Air Force conducted airstrikes on parts of Chamkani District, Paktia Province, Afghanistan. According to publicly available information, Pakistan stated that the strikes targeted locations associated with armed militant groups, while Taliban authorities and local sources reported civilian casualties and damage.
From an imagery analysis perspective, the four images presented provide a relatively complete sequence of the strike:
The upper-right image shows Pakistan’s aerial targeting footage, with the targeting reticle precisely fixed on a building located within a walled compound. This indicates that the strike was directed at a specific, identified structure.
The lower-left image, derived through satellite imagery analysis and geolocation based on Pakistan’s released targeting footage, shows the same building prior to the strike. The location of the impact corresponds closely with the targeting imagery, confirming the identification of the target.
The upper-left image depicts the building after the strike. The severe structural collapse and destruction of multiple sections of the building indicate that a significant explosive force was delivered to the target.
The lower-right image illustrates the geographic location of the target, measured at approximately 16 kilometres from the Durand Line. This distance indicates that the strike was conducted well beyond the immediate border area, representing an operation into the interior of Afghan territory rather than a strike confined to the frontier.
Based solely on the observed damage, it is not possible to determine the type of munition with certainty. However, if the destruction pattern is consistent with the released strike footage and the observed blast effects, the possible use of an Enhanced Blast Weapon (EBW) or a thermobaric munition may be considered. Such munitions are designed to generate powerful blast waves, particularly effective against enclosed structures and buildings. Nevertheless, this assessment remains preliminary. Confirmation would require additional evidence, including munition fragments, crater analysis, higher-resolution imagery, or official technical information.
حملات طالبان دو فایده برای پاکستان و دو پیامد منفی برای طالبان داشته است.
دو فایده برای پاکستان:
۱. حملات طالبان علیه گروه کوچک موسوم به «GYF» و منسوب کردن آن به گروه داعش، روایت طالبان مبنی بر حضور داعش در پاکستان و مبارزه با تروریزم را زیر سوال میبرد، و در عین حال میتواند برای پاکستان بهعنوان یک دلیل قابل استناد در توجیه اقدامات و حملات احتمالی آینده مورد استفاده قرار گیرد.
۲. تقویت روایت پاکستان در قبال طالبان در وضعیت فعلی جهان. طالبان با چنین حملات نه تنها پیام مثبت به دنیا ارسال نمیکنند بلکه برعکس آژیر خطر به کشورهای منطقه و جهان فعال میسازد. مصداق این عامل عدم مشروعیت طالبان منحیث دولت و حضور فعال گروهای تروریستی چند ملیتی تحت حاکمیت طالبان میباشد. در ضمن وضعیت فعلی سیاست جهانی به نفع پاکستان قرار دارد، با موفق شدن گفتگو ها و امضای «صلح اسلام اباد »قدرت دیپلوماسی پاکستان در ایدال ترین حالت اش قرار دارد. کشور های اسلامی، گروهای اسلامگرا، روسیه، چین، کشورهای عربی و غرب جمع امریکا از میانجیگری پاکستان خیلی خرسند هستند. این بدترین زمان برای انتخاب ارسال پیام ضد تروریزم و روایت ضد پاکستانی است.
دو پیامد منفی برای طالبان:
۱. گروههای ضد طالبان که تا پیش از این کمتر شناخته شده بودند، اکنون مورد توجه سازمانهای استخباراتی منطقه، بازیگران ذینفع و سایر گروههای مخالف طالبان قرار گرفتهاند.
۲. این حملات میتواند کشورهایی را که روی همکاری طالبان در مبارزه با تروریسم سرمایهگذاری سیاسی و امنیتی کردهاند، نسبت به کارآمدی این رویکرد دچار تردید سازد.
آنچه طالب در هرات، کابل و گوشههای دیگر افغانستان انجام میدهد، ادامهی همان جنگیست که این گروه علیه آزادی، عزت و موجودیت مردم افغانستان و به ویژه زنان، به راه انداخته است. تعرض به حرمت زنان و سرکوب مردمی که در دفاع از حقوق و آزادیهای خودشان ایستادهاند؛ بار دیگر ثابت ساخت که این ایستادگی، ارادهی ملت ما برای آزادی و کرامت بشری در برابر رژیمیست که بقای خویش را با زورگویی و خشونت به مردم، استحکام بخشیده است. مردم با عزتِ هرات نشان دادند که هیچ فشاری، ارادهی مقاومت را در آنها خاموش ساخته نمیتواند. از هرات تا پنجشیر و از بدخشان تا کابل، عزم مردم، محکمتر از دیروز، برای سرنگونی طالب، استوار باقی خواهد ماند.
چقدر باید ظرف وجدان یک انسان خالی شده باشد که با پول مالیهدهندگان آمریکایی رسانه تأسیس کند، در دوران جمهوریت در افغانستان از فضای آزاد، قراردادها، امتیازات و فرصتهای همان نظام بهره ببرد، باجگیری رسانهای را به ابزار نفوذ و ثروت تبدیل کند، از پرداخت مالیات شانه خالی نماید و در سایه همان جمهوریت به قدرت، شبکه سازی و ثروت برسد؛ اما امروز با نهایت وقاحت و بیپروایی به توجیه و سفیدنمایی گروهی بپردازد که تمام همان ارزشها و آزادیها را نابود کردهاند.
شرمآور است که در افغانستان امروز، میلیونها زن از حق آموزش، کار و حضور آزادانه در جامعه محروم شدهاند، دختران از مکتب رانده شدهاند، فقر و بیکاری خانوادههای بیشماری را به مرز درماندگی رسانده و صدای هر منتقدی با تهدید و سرکوب مواجه میشود. این واقعیتی است که مردم افغانستان هر روز با گوشت و پوست خود آن را زندگی میکنند و هیچ روایتسازی و تبلیغاتی نمیتواند آن را پنهان کند.
اگر وضعیت افغانستان واقعاً عادی و قابل دفاع است، پس چرا دختران از آموزش محروماند؟ چرا زنان حق کار و زندگی مستقل ندارند؟ چرا هزاران جوان آینده خود را در ترک وطن جستجو میکنند؟ چرا رسانههای آزاد خاموش شدهاند و چرا کوچکترین صدای انتقاد با تهدید و ارعاب پاسخ داده میشود؟ واقعیت را نمیتوان با چند مصاحبه سفارشی، چند گزارش جهتدار و چند روایت تبلیغاتی تغییر داد.
تأسفبارتر این است که برخی کسانی که روزگاری از نام جمهوریت، آزادی بیان و حمایت جامعه جهانی نان، اعتبار و ثروت به دست آوردند، امروز در صف مدافعان استبداد ایستادهاند. آنان به جای ایستادن در کنار قربانیان، به جای دفاع از حقیقت و به جای همصدایی با مردم، ترجیح دادهاند واقعیت را قربانی منافع شخصی، مصلحتاندیشی و نزدیکی به قدرت کنند.
مردم افغانستان حافظه تاریخی دارند. آنان فراموش نخواهند کرد چه کسانی در روزهای دشوار کنار مردم ایستادند و چه کسانی برای حفظ منافع خود، به تطهیر ظلم، انکار رنج قربانیان و مشروعیتبخشی به سرکوب پرداختند. تاریخ نیز در نهایت میان آنان که حقیقت را گفتند و آنان که حقیقت را فروختند، قضاوت خواهد کرد.
آقای سعد محسنی!
این درست است که طـالبان به شما و رسانهی تان «فضا» دادهاند و برای معاملات تجاری تان نیز راه گشودهاند. اما این به آن معنا نیست که شما در برابر این امتیازها، از کیسه خلیفه رشوه بپردازید و وضعیت دردناک زنان در افغانستان را به جامعه و افکار عمومی عادی جلوه دهید.
در شرایطی که امروز زنان هرات و همهی زنان افغانستان در دشوارترین و محدودترین وضعیت زندگی خود قرار دارند و از ابتداییترین حقوق انسانی و اجتماعی محروم شدهاند، اظهارات شما مبنی بر «عادی بودن» وضعیت زنان در افغانستان، با واقعیتهای موجود و با اصول بنیادین ژورنالیسم رسالتمند در تضاد آشکار قرار دارد.
در ژورنالیسم، افزون بر اصل حقیقتجویی، یک اصل مهم اخلاقی نیز وجود دارد و آن مسئولیت در برابر وجدان جمعی جامعه است. خبرنگار و رسانه نمیتوانند رنج و واقعیت زندگی میلیونها انسان را نادیده بگیرند یا آن را وارونه بازنمایی کنند. گمان میکنم شما این مسئولیت اخلاقی و حرفهای را فراموش کردهاید. شما حقوق آموزش، کار، فعالیت های فرهنگی و اجتماعی زنان را نادیده گرفته اید.
پول چیزی خوب است اما کرامت ارزشیست که با پول اندازه نمیشود.
Afghanistan Security Watch (ASW), represented by Parwiz Ibrahim Khail, participated in the one-day dialogue, “Afghanistan Amid Crises: From Challenges to Solutions in a Changing World,” held at the London School of Economics and Political Science (LSE).
During the conference, ASW presented an analytical briefing on Afghanistan’s internal and external security challenges, including the activities of anti-Taliban fronts, ISIS operations, border tensions, and regional security threats affecting Afghanistan under the Taliban rule.
@FARAGEER
@AFIntlBrk عرض تسلیت به جناب وحدت دارم، خانه ابدی همسر شهید ایشان جنت فردوس باشد، درد و اندوه ایشان کاملا قابل درک است. اما جز تسلیمی به اراده حق تعالی چاره دیگری نداریم.
#حافظهٔ_تاریخی
در سال ۲۰۱۸، یکی از مهمترین رویداد های دینی مرتبط با جنگ افغانستان رخ داد. صدها تن از علمای برجستهٔ جهان اسلام در چارچوب نشستهای مرتبط با سازمان همکاری اسلامی گردهم آمدند تا در مورد مشروعیت جنگ در افغانستان موضع گیری کنند.
در اعلامیهٔ رسمی این نشست ها، جنگ جاری در افغانستان به صراحت «فتنه» خوانده شد؛ جنگی که از نگاه شرعی، مشروعیت ندارد. این علما به طور واضح تأکید کردند که ادامهٔ خشونت، کشتار و نا امنی، برخلاف اصول اساسی اسلام است و هیچ توجیه دینی برای آن وجود ندارد.
در همین چارچوب، از گروه طالبان خواسته شد که جنگ را متوقف کنند، خون ریزی را پایان دهند و به جای ادامهٔ خشونت، وارد گفتوگوی صلح با دولت افغانستان شوند. این درخواست، یک موضع گیری صریح و کم سابقه از سوی طیف گستردهای از علمای جهان اسلام بود.
این روند تنها به یک نشست محدود نبود. در همان سال، کنفرانس های مشابهی در کشورهای مختلف اسلامی، از جمله اندونیزیا و عربستان سعودی برگزار شد که همگی بر یک نکتهٔ اساسی تأکید داشتند: جنگ و خشونت علیه یک نظام مردمی و مشروع هیچ توجیه دینی ندارد.
بسیاری از این علما تصریح کردند که کشتن مسلمانان، حمله به غیرنظامیان و ادامهٔ جنگ های مبتنی بر ترور، در اسلام حرام است و چنین اعمالی هیچگونه مشروعیت شرعی ندارند. از دید آنان، تنها راه برون رفت از بحران افغانستان، گفتوگوی سیاسی، مصالحه و تأمین صلح پایدار است.
این رویداد ها یک واقعیت مهم را در حافظهٔ تاریخی افغانستان ثبت کرده اند: جنگ #طالبان نه تنها از نظر سیاسی، بلکه از دید بخش گستردهای از علمای معتبر جهان #اسلام نیز نامشروع و خلاف اصول اسلامی دانسته شده است.حقیقتی که با گذشت زمان، اهمیت آن بیشتر روشن میشود.
بر مبنای این تحقیق، دولت پاکستان در حملات اخیر خود به خاک افغانستان، بیشتر به دنبال ایجاد فشار حداکثری برای به میان آوردن تغییر در رفتار طالبان بوده اند؛ نه تهدید حیات سیاسی این گروه در کابل.
در واقع پاکستان با اعمال فشار همزمان سیاسی، نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، تلاش دارد تا بار دیگر از یک سو کنترل طالبان و وضعیت افغانستان را به دست خود گیرد و از سوی دیگر تهدیدات امنیتی ناشی از فعالیت گروه های افراطی بر علیه پاکستان را مهار نماید.
دیدبان امنیت افغانستان در این گزارش به عوامل تنش و اختلافات میان طالبان و پاکستان پرداخته است. بر مبنای این تحقیق، ریشه درگیری های اخیر در چند عامل اساسی ذیل خلاصه می گردد:
1- اختلاف بر سر حضور و فعالیت TTP و لشکر آزادی بخش بلوچ BLA
2- نزدیکی طالبان با هند
3- نگرانی از سلاح های باقی مانده امریکایی و تاسیسات نظامی مهم در افغانستان
4- رقابت بر سر روابط با امریکا (حفظ جایگاه پاکستان به عنوان تامین کننده منافع استراتژیک امریکا در منطقه)
5- منافع اقتصادی و دسترسی به بازارهای آسیای میانه از طریق افغانستان
گزارش کامل در لینک ذیل و در سایت دیدبان امنیت افغانستان قابل دسترس است:
https://t.co/NNQKkQvjfsتحلیل-تنش-ها-و-درگیری-ها-میان-طالبان-و-پ
گروه های دهشت افکن خارجی تحت حاکمیت طالبان در افغانستان
1. القاعده (AQ)
2. دولت اسلامی شاخه خراسان (ISKP)
3.تحریک طالبان پاکستان (با تمام شاخه هایش) (TTP)
4. تحریک اسلامی ازبکستان (IMU)
5. انصار الله تاجیکستان (JA)
6. نهضت اسلامی تاجیکستان
7. تحریک اسلامی ترکستان شرقی (ETİM/TIP)
8.شاخه القاعده بر شبه قاره هند (AQIS)
9. لشکر طیبه (LeT)
10. جیش محمد (JeM)
11. جیش العدل
12. سپاه صحابه (SSP)
13. حزب المجاهدین (HuM)
14. لشکر جهنگوی (LeJ)
15. گروه البدر
گروه جهاد اسلامی (IJG)
کتیبه امام بخاری (KIB)
القاعده به عنوان استراتیژیست و چتر کلی برای همه این گروه ها عمل میکند. برای آنها اهداف تعین میکند، طرح و برنامه ریزی انجام میدهد. و در بخش های نظامی و فنی همکاری میکند و اتحاد میان همه آنها را حفظ میکند.
تحریک طالبان پاکستان و تحریک اسلامی ازبکستان بزرگترین گروه های افراطی شناخته میشوند و بیشترین حضور را اینها در افغانستان دارند. در حال حاضر حدود ۸ هزار جنگجوی تی تی پی و حدود ۳ هزار جنگجوی IMU با حمایت و همکاری طالبان در افغانستان حضور و فعالیت دارند.
داعش خراسان تنها گروهی است که بر خلاف همه اینها عمل میکند و با همه گروه های که اجندای ملی دارند در جنگ است. داعش خراسان تنها با جریان هایی همکاری میکند که خواهان برپایی خلافت اسلامی باشند و برای داعش بیعت کنند.
حزب التحریر از این بحث خارج است چون با وجود اندیشه افراطی اعضای گروه همواره تلاش میکنند تا از راه دعوت و مسالمت آمیز نظام ها را تغییر بدهند و به خشونت کمتر علاقمند اند.
گروهای افراطی دیگر که در حال شکل گیری است.
1. حد اقل دو گروه جدید دیگر از میان تحریک اسلامی ازبکستان تحت رهبری جمعه بای بوجود خواهند آمد.
2. شاخه جدیدی تحریک اسلامی ترکستان شرقی تحت فرماندهی قاری فرقان در حال شکل گیری است.
3. تحریک طالبان تاجیکستان. (TTT)
از آنجائیکه قاری فرقان در #بدخشان – یگانه ولایت هم سرحد با چین، همراه با 350 تن از جنگجویانش تحت حمایت فرماندهان محلی فعال میباشد، به نظر میرسد که حرکت جدید در مطابقت با پالیسی های این گروه برای تهدید جدی علیه حکومت چین میباشد. یکی از اهداف عمده تحریک اسلامی ترکستان شرقی در گذشته این بود تا برای دهلیز اقتصادی چین - پاکستان (CPEC) مشکل ایجاد کند. و بدون شک که بزرگترین تهدیدات این گروه ها متوجه چین خواهد بود.
گروههای افراطی کوچک دیگر نیز گاه به گاه ظاهر میشوند، اما اغلب شاخه های انشعابی از گروه های بزرگ اند که توسط اعضای ناراضی تشکیل شده و پس از مدتی تضعیف شده، از میان میروند یا در گروه های دیگر ادغام میشوند.
تغییر نام برای برخی گروه ها به یک روش معمول تبدیل شده و هدف آن ایجاد سردرگمی در نهادهای استخباراتی جهان و انحراف افکار عمومی میباشد.
منبع: پیامد های بازگشت طالبان به افغانستان و منطقه
مؤلف: احمد ضیاء سراج @zia_saraj1
حرف رک و راست با بعضی از سیاسیون:
تاریخ این منطقه نشان میدهد که قدرتهای مختلف بارها افغانستان را به میدان رقابتهای خود تبدیل کردهاند؛
گاهی به نام جنگ سرد،
گاهی به نام مبارزه با تروریزم،
و گاهی هم زیر نام منافع ژئوپولیتیک.
در این بازیها، افغانستان بارها قربانی شد.
حتی برخی سیاستمداران منطقه بعدها خود اعتراف کردند که این بازیها در نهایت به زیان همه تمام شد.
چنانکه خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در یک مصاحبه صریح گفت:
«پس از پایان جنگ، امریکا با پاکستان مانند کاغذ تشناب استفادهشده رفتار کرد.»
این جمله شاید تند به نظر برسد،
اما یک حقیقت بزرگ را آشکار میکند:
در بازی قدرتهای بزرگ،
کشورها و ملتها گاهی چیزی بیش از ابزار موقت نیستند.
بیایید یک حقیقت را هم رک و راست بپذیریم: که پاکستان از مجاهدین و طالبان نیز؛به تعبیر خود همان وزیر دفاع پاکستان؛ مانند کاغذ ت .....استفاده کرد.
مردم عاقل ممکن است یک بار اشتباه کنند، اما بارها و بارها ابزار سیاست دیگران نمیشوند.
با طالبان بعضی از شما به اندازه برخی از ما اختلاف نداشتید و هنوز هم ندارید؛
(از معاملات، چانهزنیها و شراکت های تان با طالبان نیز آگاهی کامل داریم).
اما اختلاف با طالبان نباید ما را به کلوخ .....در دست سیاست پاکستان یا هیچ قدرت خارجی دیگر تبدیل کند.
تاریخ افغانستان یک درس روشن دارد: هرگاه مردم افغانستان ابزار بازی دیگران شدند، کشور ما ویران شد.
و هرگاه مردم ما بر اراده مشترک خود تکیه کردند، افغانستان دوباره بپا ایستاد.
به همین دلیل است که افغانستان آینده نباید بر اساس بازی دیگران ساخته شود؛
بلکه باید بر اساس اراده شهروندان خود افغانستان ساخته شود.
افغانستانی که در آن هیچ قدرت خارجی تعیینکننده سرنوشت ما نباشد، و هیچ شهروندی در وطن خود بیصدا و بیسهم نماند.
افغانستان زمانی نجات مییابد
که معیار قدرت قومیت نباشد، بلکه شهروندی باشد.
امروز زمان رقابتهای کوچک نیست؛
امروز زمان همبستگی بزرگ است.
قصه بزرگ است؛ اگر «ما» نشویم، نه «تو» میمانی و نه «من»
España se ha ganado el respeto de todo el mundo.
Ese no a la guerra es un SÍ A LA PAZ, y a nuestras empresas, trabajadores y autónomos. A nuestro campo.
Feijóo y Abascal apoyan la guerra de Trump en Irán.
Son unos hipócritas.
Es muy fácil ser belicoso a costa del bolsillo de los demás.
@nabizada2_sahar@sanchezcastejon No a la guerra, en estos momentos es muy importante que el jefe del Gobierno español se sitúe en el lugar que le corresponde en la historia.
دولّت تروریستپرور پاکستان و مزدور تربیهشدهاش، گروه اجیر طالبان، ماههاست که بازی چندلایهای استخباراتی، سیاسی و نمایشی را به راه انداختهاند. دشمنان نادان نمیدانند که این بازیهای احمقانه دیگر رنگ باخته است. ۱/۲