منظورم همون تلاشیه که میکنیم تا با امکانات صفر ولی یه خلاقیت عجیب، هر چیزی رو به جریان بندازیم.
مثلاً توی محیط کار وقتی با یه ابزار دستساز و یه کم دستکاریهای دمدستی، کاری رو پیش میبریم که طبق کاتالوگ باید هفتهها زمان ببره!
🥳🙌🤡 🤝🏻
خیلی وقتا دلم میخواد همسرم هم مثل من روی جزئیات نور و نظم وسایل حساس باشه؛ ولی انگار اون توی همون بینظمیهای ریزش یه آرامشی پیدا کرده که من حتی با خوندن هزارتا کتاب هم نمیتونم بهش برسم 😜✨ 🙇
راستش دلم میخواست امروز سریعتر از همیشه بدوم و تمومش کنم. ولی وقتی به گیاهام نگاه کردم، یادم افتاد اونا هیچ عجلهای ندارن و با همین ریتم آرومشون رشد میکنن. توی شلوغیهای تهران، انگار یادمون رفته که صبر کردن هم یه جور مهارت تمرینیه. شما چطوری با عجلههای روزمره کنار میآید؟
میز غذاخوری و بحث سر تکه آخر پیتزا؛ بچهام با یه جدیت عجیب میگفت حق با اونه و منم که کل روز تو ترافیک و پیچوخم محلهها بودم، اصلا حال نداشتم منطق بیارم. تهش دیدم هرچی بیشتر توضیح میدم، اون بیشتر لجباز میشه. انگار یه فرمول سادهست: سکوت پدر = پیروزی فرزند.