@AliKhosravani7 سلام و عرض ادب جناب خسروانی.
کارمند هستم و ۹۵۰ میلیون پول نقد دارم. یه متخصص میگه مگان مدل ۹۱ بگیر، یکی دیگه میگه بسترن ۹۸، تقاضا میکنم راهنمایی بفرمایید با این مقدار پول چه خودرویی خریداری کنم؟ بسیار ممنونم
به استقبال استاندار عرب:
برای ایران و برای خوزستان
محمد مالی
من اهوازیام. در بیمارستان آریا این شهر بهدنیا آمدهام. در کانکسهای نفتی کریتکمپ روی دو پا راه افتادم. پیرمرد همسایه عربمان ناشتا من را از مادرم تحویل میگرفت و غروب برمیگرداند خانه. زایر داوود با دشداشه همیشه سفید و چفیه آبی، شیخ طایفهای بزرگ بود در خرمشهر که تلخیِ تنهاییِ کوچ را با کودکی من پُر میکرد. هنوز عمری، روحی و عینیِ مهربانانه گفتناش در گوشم میپیچد. عربی را با او کاملاً آموختم. 6 ساله بودم که راهم به مسجد فاطمهزهرا (س) کوی ملت باز شد. از اولین معلم قرآنم که خط کوفی هم یادم داد یعنی آقای علیزاده (سواری) تا آخریناش سید کریم، عرب بودند. مربیهای ورزشیام ایضاً. همکلاسیهای دبستان شهید مصطفایی هم غیر از آن ترک قشقایی و پسر بازیگوش مسجدسلیمانی، عرب بودند. مدارس راهنماییِ مهر و ابرار و دبیرستان شهدای صنعت نفت هم. در حلقه اول دوستانم نیز. در دانشگاه هم و تا امروز. چند رئیس و همکار عرب هم داشتهام در طول سالهای کار و خدمت و فعالیتاجرایی. در روزنامههایم هم یک پای ثابت تحریریهام عربها بودهاند.
من و این عربها که رفیق، همکار، معلم، مربی و حتی پُرکننده جای برادر نداشتهام بودهاند، با هم بزرگ شدهایم و خود را ساختهایم. این اصطکاک همدلانه و کنش مشترک به ریشه و هویت و گفتمان مشترک میان ما منجر شده است. آنهم برای چون منی که اگر یک شب زیر آسمان اهواز نباشم، حالم بد میشود. برای منی که حتی یک انتخابات بیرون اهواز رأی ندادهام. و همه شادیهایم و غمهایم از دل همین شهر بیرون آمده و قطعهای از گورستاناش نیست که رفیق و دوست و آشنایی، من را طلب نکند. این توضیحات را به عنوان یک اهوازی دادم تا بگویم خطاب به دوستان بیرون از خوزستان، از مردم عادی تا نخبگان و مسئولان، که به عنوان یک غیرخوزستانی به خوزستان و اهواز و عربهای آن نگاه لانگشات نداشته باشید، بیایید نزدیک و نزدیکتر، مگر کلوزآپ چه عیبی دارد.
من خواستم با اشتراک گذاشتن تجربه زیستهام، شما بیایید روی مردمک چشم من بنشینید و از نگاه من به عربهای ایران بنگرید. آن وقت خواهید فهمید و ایمان میآورید که این عزیزان هم مثلِ همۀ ایرانیها هستند. حالا من تجربه زیستی مشترک با بلوچها و کردها و ترکمنها و ترکهای ایران ندارم، اما تجربه زیستهام با عربهای هموطنم همین است که گفتم و باز دوباره به تأکید تکرار میکنم؛ برای من آنها مادر بودهاند، مثل مادر مهدی نیسی که تا من را سیر نمیکرد سراغ پسرش نمیرفت. مثل مادر امین شحیطاوی که وقتی من را میدید یومایی میگفت که یاد مادربزرگم میافتادم. مثل زایر داوود که برای من کمتر از پدربزرگهایم نبود. مثل آنها که کمتر از برادر و خواهر و رفیق نبودند برای من در این چند دهه از عمر سوخته و کهنه! از آنها آموختم بسیار و در میانشان رشد کردم و بالیدم و تأثیرشان بر این که شدم و هستم را انکار نمیکنم.
آخر، باید اهوازی باشی تا در مسیر اهوازیتت ببینی عدنان موسوی را که با صدای آبهمن علاءالدین زار زار میگرید یا آفریدون چهارلنگ که تا عبدالحلیم حافظ میشنود از خود بیخود میشود.
باید اهوازی باشی تا عشقها، قرارها و سوگها و شادیهای مشترک انسانی ببینی که از قومیتها و زبانها گذشتهاند و به آدمیت رسیدهاند. و البته که درهمتنیدگی اهوازیها از عرب و غیرعرب تنها در این اشتراکات به تعبیر برخی سطحی نیست! آنها پشت هم را گرفتهاند در جنگ، در سیل، در فقر، در حاشیه، در درد، در درمان و در هر آن و لحظهای که یکی از آنها ندای کمک سر داده است. و باز هم انکار نمیکنم که نه پس از انقلاب که سالهاست دشمن خاماندیش به شکافها، به تنگه احدها، به روزهای سرنوشتساز، به سستعنصرها و فریبخوردهها دل بسته تا خوزستان بالکان شود، اما هیهات که ایرانیت و اسلامیت چسب مقوم ساختمان خوزستان بوده است.
اما هیهات که عربها نلغزیدهاند و نگاهبان و سنگربان و مرزبان امین و سلحشور ایران بودهاند. ایران امروز ما با همین رنگها زیباست. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب و مرکز.
بهانه این نوشتن و قلمی زدن این سطور اما انتخاب اولین استاندار عرب برای خوزستان پس از پیروزی انقلاب است. گرچه عربهای عزیز ما از دبیری شورای امنیت کشور تا وزارت دفاع و سایر منصبهای مهم و استراتژیک کشور از ارتش تا سپاه را در کارنامه خود داشتهاند و این نشان میدهد منعی برای رشد و ارتقاء آنها نبوده اما همین استاندار نشدن، شائبهای را دامن میزد و بهانهای میداد به دشمن که حالا دولت پزشکیان این شائبه را باطل کرده است. ما در خوزستان از این تصمیم خوشحالیم و به رسم و سنت هیاری بختیاری استاندارمان را یاری خواهیم کرد. برای ایران و برای خوزستان.
🔴چه بی رحمانه زیبایی
☑️ زیاد اهل پوشیدن کیت تیم مورد علاقه ام در خیابان نیستم. یعنی هرکاری میکنم با این سرخ ترین و زیباترین کیت جهان، نمی توانم ست بزنم. حتی با کیت بارسا هم چنین مشکلی دارم.
☑️اما این کیت پرسپولیس برایم متفاوت بود. لباس تمرین تیم، چه رنگ و لعاب عاشقانه ای دارد
چه ترکیب پر جزئیاتی
چه جزئیات خوش ترکیبی
چه قشنگی منحصر بفردانه ای
سورمه ای زیبا ، بوته جقههای طلایی، طرح منحصر بفرد سرآستین ها
⭕️لوگوی سرخ که روی قلبمان است و با هر تپش، به سان امواج دریا ،تکانی می خورد به معنای پویایی ، تکرار ثانیه به ثانیه این شعار که تا ما زنده ایم، جایت بر روی دل و جانمان است
⭕️یک دوست عزیز، این هدیه را مستقیم از خط تولید برند اصلی[ مروژ ] (مجید) در قالب هدیه به دستم رساند .
✔️با شلوار جین ست کردم و صدای چشمان مردم را می شنیدم . رد نگاه شان که اکثرا دست آخر ،لوگو را دنبال و شکار میکرد و احتمالا در دلشان می گفتند؛ واااااائو
✔️اکثرا با دیدن لوگوی محبوب ابدیمان، لبخندی به روی لبان شان نقش می بست.
✔️نمی دانم این کیت در حال تولید انبوه برای هواداران است یا نه.
اما آن را تهیه کنید و با پوشیدنش بی آنکه لب از لب بگشائید برای رقبا کری بخوانید؛
زیبایی محض
دلبرایی چشم نوازی
چشم ربایی دلبرانه ای
و همه آنچه باید گفت را بی نیاز از زبان چرخاندن به سهولت فریاد می زند این کیت.
❌ «لاهوری» که نه ، اما یک «اقبالی» بداقبال دیگری همه آنچه باید میگفت را در کسوت یک ترانه گفت و گفت ؛
چه بی رحمانه زیبایی …
@sarbaze_sorkh عادت کردیم که «قدر داشته ها»مونو ندونیم و خیلی مفت از دست شون بدیم. به چه بهونه ای گرشاسبی رو ازمون گرفتن!؟! گفتن چون بازنشسته هست!!! بعد همین الان تاج داره حقوق بازنشستگی از سپاهان میگیره! ساکت بازنشسته هست و ...
@farzin2000sat واقعا مونده بودم وحید امیری چه جوری داره بازی میکنه!؟! واقعا اعجوبه س این بشر! خوشحالم که پیش بینیم اشتباه از آب دراومد ولی نزدیک بود وحید اخراج بشه! «سرمون رو بالا بگیریم، این تیم شایسته ستایشه»