یه دفترچه یادداشت قدیمی ته کیفم پیدا شد. لیست مسیرهای تور سال پیش بود؛ جاهایی که فکر میکردم حتماً باید ببرمشون. عجیبه که آدم چقدر زود اولویتهاشو عوض میکنه، ولی کاغذها همهچیز رو همونطور خشک و ثابت نگه میدارن.
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی بیشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
دنبال یه خط صاف میگشتم
رگبرگهای درختها دقیقاً شبیه اون رگههای نامنظم روی چرمهای طبیعیه؛ همونقدر عجیب و دقیق. هرچی سعی میکنی شبیهسازیش کنی، باز یه جای کار میلنگه 🫠
شما هم توی پیادهرویها به این جزئیات خیره میشید 😊❤️
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
خریدن یه گیاه جدید
با این باور که اینبار میتونم زنده نگهش دارم
ولی تهش باز همون داستان
برگها یکییکی زرد میشن
واقعاً من با گیاها نمیسازم 🤡😂💀 💎🔥 نه؟
@Irani02171582@siamak_heydary به جای فحش و لاتیبازی، جواب بده چرا رویترز نوشته پول حامیهاش رو میبلعه؟ وقتی تو چشم خودتون شاهزادهست، چرا برای ارباباش تبدیل شده به یه ماشین پولسازی؟