امروز از صب داشتم فک میکردم چرا انقد افسرده ام و حالم خوب نیست و بغض دارم !
بله ! پارسال همین امروز برای آخرین بار ملیکا رو توی فرودگاه بغل کردم و کل راه برگشت رو گریه کردم
امروز تمام تلاشم این بود یه شاخه گل رو از تبریز سالم به اردبیل و از اردبیل سالم به خونه برسونم ، فقط چون خیلی وقت بود گل نگرفته بودم و آخر هم موفق آمیز نبود :(
ارتباطم با واقعیت قطع شده. اخبار نمیخونم. از کنار اسمها و عکسها سریع رد میشم. قیمت دلار رو چک نمیکنم. چیز زیادی نمیخرم. هر از چند گاهی یاد دی ماه میوفتم. ساختمونهای مخروبه شهر رو بادقت نگاه میکنم. نمیفهمم چطور ۵ ماه گذشته. از آرزوهام دورم. غمی هست که بهش دسترسی ندارم.
اینستاگرام و پینترست از زندگیم تقریبا حذف شدن. دیگه اکانت پلاس هوش مصنوعی ندارم، اپلیکیشنهای عکس و ویدئو رو از روی گوشیم پاک کردم و به ندرت موسیقی آنلاین گوش میدم. این تازه وضع منه که کانفیگ میخرم. اطرافم آدمایی هستن که ۳ماهه عملا اینترنت ندارن.
گویی برگشتیم به دهه ۸۰.