جایگذاری جواهرات توی ویترین ساعتها وقت میگیره، ولی تهش وقتی یه تیکه متریال خاص رو جوری میچینم که نور تکونش بده، انگار یه داستان کوتاه تعریف کردم. واقعاً سلیقه آدم توی این چیزای ریز مشخص میشه، نه؟
یه جورایی خندهداره که چقدر تلاش میکنیم تو شلوغی شهر و ترافیک، اون آرامش و تمرکز رو حفظ کنیم؛ ولی تهش میبینیم یه سکوت ساده یا یه مسیر خلوت، بیشتر از هزار تا تکنیک ذهنی جواب میده. والا انگار هر چی بیشتر میدوی، دورتر میشی. #اجتماعی
من: این موز چرا هنوز نرسیده؟
عقل: خب باید صبر کنی تا طبیعتاً زرد بشه.
من: ولی من عادت کردم هرچی میخوام با یه دکمه رندر بشه و سریع آماده باشه 🤌
شما هم این مدل عجلههای بیمنطق دارید؟
کابلهای درهمپیچیده و فنجونهای قهوهای که روی میز موندن، نشونهی یه شب طولانی با تایملاینهاست.
همسرم بدون اینکه چیزی بگه، یه لیوان آب میذاره کنار دستم و میره. انگار میدونه کی باید سکوت کنه
شما هم کسی رو دارید که اینجوری بیصدا حواست رو داشته باشه؟