کارزار کشف حقیقت ممسنی؛ پس از بارندگی و ايجاد انسداد دريك كانال آب سريوشيده مقابل دادگسترى، پيكر دو نفر پيدا شد.
كَفته شده شمارى از مجروحان براى فرار از تيراندازى به اين كانال پناه برده ودر همان مكان جان باخته بودند.
#IranMassacre
راستی، اگه شما هم از اون دستهاین که دوران کرونا رو با بازی among us، سر کردین؛ خدمتتون عرض کنیم که انیمیشن سریالی ۱۰ قسمتیش اومده. هرچند که یاد نباد آن روزگاران ولی این قسمتش، میچسبید خدایی :)))
#among_us#اخبار_فیلم#پادکست
بالاخرهه امشب یک و دیدم. گفتم ترو ابولفضل منو ببر تو گلهتون، گفت ما دیگه شبا جلسات فداییان گوسفند داریم تا زین پس امثال شما ما رو کس گیر نیارین. گفتم چه گوخوریا، حالا رئیستون کیه؟ گفت ابراهیم. گفتم کسخل اون فقط دنبال فاند گرفتن از درگاه الهیه. گفت خاک بر سرت که راست هرگز نفهمید
دیشب کل راه، اسم صفر و داد زدم. بعد دو ساعت پیداش شد؛ عصبانی و با عینک دودی. گفت کسکش، این موقع شب کی تو حالت طبیعیه آخه، هرچی زدم و پروندی. کلی خایهمالیشو کردم تا بتونم بپرسم پس کجایند گلههای طبیعی شبانه؟ گفت برو جایی که شمارش از صفر شروع نمیشه. کیر تو آموختههات مهندس و رفت
خوشگلاا اینجا کسی هس که تو کار پنل خورشیدی باشه؟ یا تو شرکتی کار کنه که کارش این باشه؟ یا دوست و آشنایی داشته باشه؟ خلاصه که خایهمالتونم اگه من و بش وصل کنین =)
هر وقت میگن عسلویه رو زد؛ ما از اینور سه دور که میرینیم تو خودمون هیچی، ۶۹ دورم فامیل و آشناها با زنگ زدناشون و احوال گرفتناشون، میرینن رو ما. چشم کسکش. الان با قالیچه سلیمون میرم اخبار میگیرم، میام به توی کسکش میگم، بلقیسم سر راه ورمیدارم میارم که بکنمت تو کونش =))
اگه به دنیای عروسکها علاقهمندین که فعکک نکنم کسی باشه که نباشه و یا برای برای فرار از سفت و سختی دنیا، دنبال دقایقی خنده و خاطره و اطلاعات جالب و جدیدین، اپیزود ویژه این هفتهمونو که به مناسبت روز جهانی عروسک هست و اصن از دست ندین🔥
https://t.co/zNcjk3uhQC
با روحی خسته و باسنی شکسته =) ما از این هفته، دوباره برگشتیم پیشتون. چون ما جز هم هیچکی و نداریم دیگه، در جریانین که؟ :")) منتظرتونیم خوشگلاا
https://t.co/VuGt6aALdy
این خبرگزاریای کسمشنگ حتی نمیدونن کارخونه چیه، پتروشیمی چیه، مجتمع گاز پارس جنوبی چیه و گرنه که به کس پدرشون میخندیدن که نوشتن یک کارخانه پتروشیمی متعلق به مجتمع گاز پارس جنوبی در عسلویه بمباران شد که البته کلهمم فیک بود :)))
قهرمانم سیامک هنرکار برادر با شرفم
دستانت را که بعد از کندن کابل برق خیابان و قطع دوربینهای کلانتری ۱۲۶خراب شده، پر خون بود را کاش
می توانستم هزاران بار ببوسم، قسم به قطره های خونت بعد از اصابت چهار گلوله که از جان پاکت روان شد، تا زنده ام صدای تو هستم.
امروز پنج ماه گذشت سیامک