@Paeez_Mousavi پاییز جان شما برای من پرتفولیو بستی که برم، اما قسمت نبود انگار! بعد از اونهمه تلاش موندم و همه چیز کنسل شد.
فکر نمیکردم خودت هم تصمیم به رفتن بگیری (چیزی که خودت گفتی مرددی بابتش )
امیدوارم پروسه مهاجرت رو با دل خوش پشت سر بذاری 🌸🌸🌸
نفرت من از مهمان، سال ها ربطی به آدم ها نداشت. ربطش به فقر بود.
به خانه ای که با حقوق کارمندی یک مادر تنها می چرخید. خانه ای که هر پرتقالش حساب داشت، هر شیرینی اش سهم داشت، هر بسته چای تا آخرین دانه اش برنامه داشت.
مهمان که می آمد، من بچه ای نبودم که ذوق دیدنش را داشته باشم. مضطرب می شدم. به پرتقالی نگاه می کردم که با ولع پوست گرفته می شد، به ظرف میوه ای که خالی تر می شد، به مادری که لبخند می زد اما ته چشم هایش حساب و کتاب فردا را می کرد.
از آن بدتر، رسم های بیهوده بود. باید جلوی تک تک مردهای فامیل جاسیگاری می گذاشتی، استکان چای می بردی، ظرف میوه عوض می کردی، لبخند می زدی؛ انگار وظیفه ات پذیرایی از کسانی بود که هیچ وقت نپرسیدند این خانه با چه زحمتی سرپا مانده است.
سال ها طول کشید تا بفهمم من از مهم��ن متنفر نبودم. از احساس کمبود متنفر بودم. از اینکه حضور چند نفر می توانست بودجه یک هفته خانه را به هم بریزد. از اینکه کودکی ام به ��ای خاطره بازی، پر از حساب و کتاب بود.
امروز اگر مهمانی بیاید، شاید بهترین میوه را هم تعارف کنم. اما هنوز وقتی کسی پرتقالی را با بی خیالی پوست می کند، آن نوجوان فقیر درونم برای چند ثانیه بیدار می شود؛ همان پسری که خوب می دانست هر قاچ آن پرتقال، برای یک مادر تنها، فقط یک قاچ پرتقال نبود.
مرجان ساتراپی در ۵۶ سالگی فوت شد. انگار بعد از مرگ همسرش درمان بیماری رو جدی نگرفت و اندوه فقدان هم دستبهدست بیماری داد و جانش رو گرفت.طبعا اون قسمت افکارش که متاثر از پروپاگاندای چپ بود مورد علاقهام نبود اما مرگ نابهنگام این هنرمند، اتفاق تلخ امروز بود.
مادری که بچه از دست میده، یه آدم عاجزالابدی میشه. خالهم میگفت دیگه دلم نیست برای این خونه سس کچاپ بگیرم. هر کدومتون خواست، برای خودش بیاره.
آدمیزاد کی فکر میکنه که یه سس کچاپ، داغ و درد بچهی آدم رو یادش بیاره؟
سریال بریکینگ بد یه قسمتی داره که هواپیما سقوط کرده
و سقوط هواپیم�� به قدری روی مردم شهر تاثیر گذاشته که نیاز به تراپی دارن، نمیتونن زندگی عادیشون رو بکنن و بنظرشون یک فاجعه رخ داده.
حتی توی مدرسه جمع شدن تا با حرف زدن درموردش کمی تخلیه بشن
وقتی این سکانس رو👇
ساعتی قبل صاحب رستوران باباطاهر آبادان و خانوادهاش هدف افراد مسلح قرار گرفتند.
منابع مطلع از مرگ فرزند، پدر زن، مادر زن، و خواهر زن وی خبر میدهند.
صاحب رستوران و همسرش به بیمارستان شیروخورشید منتقل شدهاند.
صاحب رستوران باباطاهر اهل تبریز و ساکن آبادان است.
#آبادان
امروز ۴۰ ساله شدم: ۹ دی ۱۳۶۲ تا ۹ دی ۱۴۰۲.
یونگ، روانکاو شهیر، میگه زندگی تازه از ۴۰ سالگی شروع میشه، قبلش انسان در حال تحقیقه.
نمیدونم این حرف واقعا درسته یا نه ولی اگر درست باشه اینها نتیجه تحقیقات این ۴۰ سال منه که با زحمت و سعی و خطا بدست اومده و سعی میکنم ازشون درس بگیرم/۱
۱۲ مرحله برای تحویل پروژه، مثل حرفهایها
برای من همیشه تحویل پروژه یک کار اعصاب خورد کن بود
بخاطر همین برای خودم یک اصول و شیوه برای تحویل پروژه به مشتری ساختم