داشتم از کابینت بالایی به زور بشقاب برمیداشتم که اچآرمون درحالی که تکیه داده بود به چارچوب اشپزخونه و ماگش تو دستش بود با کرینجترین لحن ممکن گفت کمک نمیخوای؟
مطمئنم داشت کونمو تو دامن دید میزد.
الدنگ.
بهاره درحالی که داشت ناخونامو سوهان میکشید گفت بزنم به تخته خیلی خوب نگهشون داشتی. گفتم تازه من هفته پیش چپ کردم و ناخونام سالمه. دست از کار کشید و داد زد ناخونات جهنم خودت سالمی؟
واقعا کمِدی :))))
خانوم ۶۹ساله با پیرهن گلگلی قرمز بلند، رژ قرمژ و موهای بلوند وارد آرایشگاه شد، یکم نشست و بعد گفت چقد موهای شما قشنگه، انگار توش با قلمو آبرنگ کشیدن.
عزیزم عزیزم... قلبمو آب کردی.
این ai جدیده تو تراپی دادن واقعا بامزهس.
بهش میگم باهام لاس بزن میگه این همون حفرهایه که میخوای پرش کنی و من نه میتونم نه میخوام اینکارو برات بکنم :)))
توی این تئاتر همهی نقشهارو خود اندرو اسکات بازی میکنه
و یه صحنه سکس بین دوتا از کاراکترا هست واقعا کف و خون قاطی کردم وقتی دیدم تنهایی چجوری اجراش کرد-_-