پنج سال پیش توی مشهد، یه دختر با شلوار و لباس گشاد راه افتاد توی خیابون تا ببینه واکنش مردم چیه؟
اما تیکههایی که پسرا بهش انداختن و رفتاری که باهاش داشتن رو ببینین، مغزتون سوت میکشه!
چند سال پیش من و دوستم مسافرت رفته بودیم مشهد دم غروب بود گفتیم بریم پارک ملت ، یکی دوساعتی ک👇
چون نمیتونستم جلو گریمو بگیرم ،جلو بچه ها هم نمیتونستم گریه کنم که ناراحت نشن زنگ اخر بود امروز بچه هامو بردم حیاط ، منو دید دویید سمتم پاش لیز خورد و بدجور افتاد زمین کف دست و زانوش زخم شد و گریه کرد خیلی ناراحت شدم بچه پوست استخون شده کاش کسایی که بی مسئولیتن بچه دار نشن...
امروز یه اتفاقی تو مدرسه افتاد واقعا اعصابم خرد شد
یکی از دانش آموزای پارسالم با دوست اسکلش یه روز مدرسه رو پیجوندن و رفته بودن دور دور ( دختر ده ساله) مدرسه میفهمه به برادرش میگه چون پدر نداشته برادره با مادرش دعوا میکنه و چون انگار زنه خراب بوده (خاله) تهدیدش میکنه که👇
باید بره بهزیستی ،مادر و دختر اون شب مقدار زیادی قرص میخورن و کارشون به بیمارستان میکشه که خداروشکر زنده میمونن و الان میگن دختره با خالش زندگی میکنه امسال اولین روزی بود که برگشت مدرسه انقد خوشحال شدم رفتم بغلش کردم یادمه پارسال انقد ناراحت شدم ازین قضیه رفتم یه کلاس خالی 👇
من خستم از همه چی ...نمیکشم دیگه به زور دارم دووم میارم یه لباس چیه؟لباس خیلی وقته نتونستم بخرم، خوراکمونو به زور ضروریارو میگیریم میترسم مریض شم چون خرج دارو و دکتر زیاده اوه قسط که دیگه نگم تا خرخره ام قسطه ... بدبختی و مشکلات دیگه ام بماند اونوقت مامانم زنگ زده👇👇👇