You are pursuing a misguided policy that shows you neither understand the Shiite mullahs, nor the history of Iran, nor the freedom loving people of Iran.
Only someone who fundamentally misjudges the nature of an ideological regime would advocate a policy of containing it. The problem with this regime is not political, nor is it merely a technical nuclear issue.
The real problem is that this regime is ideological and promotes death. Either you fail to recognize this reality, or you have been influenced by the narratives promoted by Qatar and Turkey. Every drop of blood this regime sheds in the Middle East whether Iranian, American, Israeli, or Arab is the responsibility of you, Steve Witkoff, and Trump.
This regime is a global threat, and the young people of Iran are the soldiers of global peace and security, standing with empty hands against this threat. Instead of appreciating the people of Iran, you called them terrorists and helpless.
It is truly shameful. Anyone who negotiates with terrorists is either profoundly mistaken or places no value on freedom and humanity.
Your policy toward this regime has failed.
@JDVance
JD Vance doesn’t need an Israeli conspiracy to explain why people criticize his foolish view of the Islamic regime. Americans, Israelis, Iranians, Arabs, and national security experts have watched him misread the regime, smear allies, ignore Qatar’s documented influence operations, and now even portray 94 million Iranians as a terrorist threat.
His own record is the indictment.
Today on @ILTVNews
🔴 در دمای بالای ۵۰ درجه، خاموشی برق دیگر یک «قطعی» نیست؛ آزمون انسانیت، تدبیر و ��ارآمدی مسئولان است.
مردم خوزستان، بوشهر، هرمزگان و دیگر مناطق گرمسیر، در گرمای سوزان، بیش از همه در معرض آسیباند؛ کودکان، سالمندان و بیماران، نخستین قربانیان این وضعیت هستند.
این فقط قطع برق نیست؛ تهدیدی برای سلامت، امنیت و کرامت انسانی است.
مسئولان محترم وزارت نیرو؛ مردم در حال تاب آوردنِ رنجی فراتر از تحملاند. پیش از آنکه این بیتدبیری به بحرانی جبرانناپذیر تبدیل شود، با تصمیمی فوری و مؤثر به این وضعیت پایان دهید.
برق در جنوب کشور، یک خدمت نیست؛ حق حیات مردم است.
#خاموشی_جنوب #گرمای_۵۰_درجه #خوزستان #عدالت_انرژی #وزارت_نیرو
خیلی حَرفه
کشتن مردمت رو ببینی، خونِ توی جوبها رو ببینی، جمجمهی متلاشی شدهی کف خیابون رو ببینی، پیکر غرق خون رو ببینی، صورت متلاشی شدهی بچهی ۱۱ ساله رو ببینی، کیسههای خونیِ رها شده روی زمین رو ببینی، اعدام بچهی ۱۸ ساله رو ببینی
دردت نگیره
ولی برای نیروگاه و پُل خونجگر بشی
آخه این خاک بدون مردمِ پاکش به چه درد میخوره
خاکبرسرِای آخوندبهکون
تلاش برای مرتبط کردن تمام اظهارات جنجالی دونالد ترامپ به «سیاستهای راهبردی»، گمراهکننده خواهد بود. هرچند مجموعهای از اظهارنظرهای او، حتما برای سردرگمکردن رقبا و دشمنانش بیان می شوند، ولی برای مجموعهای دیگر، به سختی ممکن است بتوان دلیلی جز «احساسات لحظهای» گوینده پیدا کرد.
این حقیقتی است که طیفی ا�� حامیان سرسخت ترامپ در آمریکا، بهتازگی در ابعادی کمسابقه در مورد آن ابراز نگرانی میکنند. این ابرازنگرانیها، مثلا هفته پیش وقتی برجسته شدند که ترامپ در عرض دو روز، هم لازم دید اعلام کند از مرگ رئیس سابق اف بی آی «خوشحال است»، هم تهدید به «انهدام» نیروگاههای برق ایران را پیش کشید، و هم گفت که با «مرگ ایران» حالا حزب دموکرات «بزرگترین دشمن آمریکا» است.
حتی اگر برخی از این قبیل اظهارات مبتنی بر محاسبات سیاسی مشخص باشند، برخی دیگر آشکارا در دنیایی متفاوت سیر میکنند. به عنوان نمونه اظهارات او در مورد ایران، ممکن است نوعی جنگ روانی در تکمیل رویارویی نظامی جاری تلقی شوند. ولی آیا معرفی یکی از دو حزب بزرگ ایالات متحده به عنوان «بزرگترین دشمن آمریکا» هم نتیجه محاسبات مرتبط با امنیت ملی بوده؟ آیا ابراز شادمانی از مرگ رئیس سابق اف بی آی -که از قضا همحزبی ترامپ نیز بود- ریشه در ضرورت سیاسی مهمی داشته است؟
به همین ترتیب، آیا میتوان فرض کرد که اظهارات دونالد ترامپ در مورد ولیعهد عربستان�� متحد اصلی آمریکا در خلیج فارس، آن هم در میانه درگیری نظامی جاری در منطقه، ریشه در اولویت راهبردی اجتناب ناپذیری داشته؟ آیا بیان عباراتی از قبیل اینکه محمد بن سلمان «تصور نمیکرد باید [...] من را ببوسد»، آن هم در حین تمجید از متحدان عرب آمریکا و مشخصا عربستان سعودی، مبتنی بر نظام فکری سازمان یافتهای است؟
قابل انکار نیست که اظهارات غیرمنتظره دونالد ترامپ در عرصه داخلی، برای بسیاری از آمریکاییهایی که از او حمایت میکنند جذابیت داشته و به پیروزی او در انتخابات گذشته کمک کرده است. همچنین، نمیتوان انکار کرد که رفتار غیرقابل پیشبینی او در عرصه بینالمللی، برایش دستاوردهای مشخصی را به همراه آورده -و ممکن است در آینده هم، به دستاوردهای جدیدی بینجامد.
ولی همه اینها، نافی نشانههای تشدید نوعی «وضعیت ذهنی ناپایدار» در دونالد ترامپ ۸۰ ساله نیستند. وضعیت خاصی که به واسطه آن، در «هر» زمان ممکن، احتمال انجام «هر» رفتا�� غافلگیرکنندهای وجود دارد؛ اعم از عملیات نظامی غیرمنتظره، معاملههای سیاسی غیرمنتظره، یا تغییر جهتهای شوکآور در پروندههای راهبردی -و از جمله در پرونده ایران.
چه تضمینی هست رژیمی که امروز اینترنت را بر جامعه بسته و فقط به افراد مورد تایید خودش اینترنت داده فردا این کار را برق و نان مردم نکند. همانطور که پیش از این وام و تسهیلات بانکی، فرصتهای شغلی و سهمیهی دانشگاه فقط در دست خودیها بود، امروز همان تبعیض وجهِ دیگری پیدا کرده و به اینترنت رسیده، خودیها اینترنت دارند و گور پدرِ غیرخودیها. اگر امروز جامعه د�� تکه شده بخاطر همین تبعیضها است. ادامهی این تبعیض به جنگ خیابانی ختم میشود.
میخواهم در اینباره کاملاً شفاف باشم؛ زیرا کاخ سفید، بنا به خواست رئیسجمهور، بر دستکاریِ لحن و روایت اصرار دارد: هیچ تغییر رژیمی در ایران رخ نداده است.
نه از نظر تئوریک، نه از نظر ایدئولوژیک، نه در عرصهٔ عمل و در مجموع بههیچ چیز عوض نشده است. پزشکیان همچنان رئیسجمهور است، اژهای هنوز تصمیمگیرنده اصلی در قوهٔ قضائیه است و قالیباف نیز کنترل مجلس را در دست دارد.
اینها افراد «معقول» نیستند و میانهرو هم به شمار نمیروند. آنها قاتلان خونسردی هستند و اگر مجال پیدا کنند (چیزی که همین دو هفته آتشبس در اختیارشان گذاشت)، یک کارزار گستردهٔ قتل و کشتار را آغاز خواهند کرد.
به رسمیت شناختن آنها تفاوتی با به رسمیت شناختن نازیها ندارد؛ شما صرفاً دارید مشکل را به تعویق میاندازید.
با این حال، اگر واقعاً قرار باشد اورانیوم با غنای بسیار بالا تحویل داده شود، این یک گام بزرگ و مثبت خواهد بود. اما بار دیگر لفاظیهای رئیسجمهور ترامپ گمراهکننده و آشکاراً غیرمسئولانه است و مردم ایران بهای این گفتهها را خواهند پرداخت. حتی اگر به فرض این توافق را یک دستاورد مثبت و گامی به جلو بدانیم، اسمش صلح نیست…و حتی به آن نزدیک هم نیست.
این تنها یک راهحل موقتی است که رژیم را سر پا نگه میدارد…شاید فعلاً این راهحل موقتی لازم باشد یا حتی در کوتاهمدت سودمند باشد، اما اینکه آن را بهعنوان راهحلی برای یک درگیری یا حتی «ت��ییر رژیم» معرفی کنند، چنان مضحک است که هم توهینآمیز و هم نوعی فریبکاری آشکار محسوب میشود.
عملکرد جمهوری اسلامی از آغاز جنگ در قبال مردم:
۱-قطع کردن اینترنت
۲-شناسایی و بازداشت معترضان
۳-شناسایی و بازداشت مردمی که عکس و فیلم منتشر میکنند
۴- تهدید و سرکوب مخالفان در داخل و خارج کشور
۵-مصادره اموال
۶- اعدام معترضان
۷- عربدهکشی و رجز خوانی شبانه در خیابانها
۸- استفاده از مزدوران بی حجاب برای پروپاگاندا
۹- دادن سیمکارت سفید به خودیها برای پروپاگاندا
۱۰- بازداشت خانوادههای کشتهشدگان دیماه
۱۱- عدم آزادی زندانیان در زمان جنگ
۱۲- تهدید و ارعاب در برنامههای صداوسیما
۱۳- به کارگیری کودکان در ایست بازرسی و نظامی
۱۴-شلیک مستقیم به خانههای مردم در زمان دادن شعار شبانه
۱۵- تفتیش و بازرسی موبایلها در خیابان
….
اکنون در جنگ هستند اینگونهاند، وقتی که ماندگار شدند، چهها که نخواهند کرد…
دو سال تمام شهرهای فرانسه توسط ارتش های بریتانیا و امریکا بمباران شدند تا بالاخره فرانسه از دست آلمانها بیرون آمد. دوسال ! با وقفه های چند ماهه بین بمبارانها.
امروز اما همین فرانسوی ها بما می گویند که بمباران دموکراسی نمی آورد. جنگ غیر قانونی است. جمهوری اسلامی حقش است که از خود دفاع کند.
جنگ که برای خودشان بد نشد. برای ما بد شده است.