شرق شناسی داخلی و سیاست طرد: واسازی گفتمان دیگرسازی ملل غیر فارس در ایران
ادوارد سعید در اثر جریانساز خود، شرقشناسی، به تبیین دقیق این مسئله پرداخت که چگونه قدرتهای غربی از طریق تولید نظاممند دانش، شرق را نه به عنوان یک واقعیت عینی، بلکه به عنوان یک دیگری فرودست، غیرعقلانی، اگزوتیک و نیازمند مدیریت و تمدنسازی اختراع کردند. از نظر سعید، شرقشناسی ابزاری معرفتشناختی بود که راه را برای سلطه سیاسی و نظامی هموار میکرد. با الهام از این چارچوب نظری و توسعه آن در مطالعات پسااستعماری معاصر، میتوان وجود یک «شرقشناسی داخلی» یا «استعمار داخلی» را در ساختار حاکمیت، قدرت و معرفت در ایران معاصر شناسایی کرد.
در این بازخوانی، متروپل یعنی مرکز سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک مرکز-محور، رابطه خود با ��یرامون جغرافیایی، زبانی و اتنیکی را بر اساس همان الگوهای دگرساز تنظیم میکند. مرکز نهتنها بر منابع مادی و ��ضاهای جغرافیایی پیرامون حکومت و تسلط پیدا میکند، بلکه هویتهای پیرامونی را از دریچهای دگرساز، تقلیلگرا و بیمارگونه بازنمایی می کند. حاکمیت مرکزگرا به منظور توجیه رویکرد طردکننده، توزیع نامتوازن ثروت و منزلت، و اعمال خشونت عریان، ناگزیر است تکثر اتنیکی و زبانی کشور را نه به عنوان یک واقعیت تکثرگرای جامعهشناختی، بلکه به مثابه یک «عامل بیماریزای پیرامونی» بازنمایی کند.
این نوشتار با اتکا به روش تحلیل نشانهشناختی و با وامگیری از مفاهیم کلیدی پسااستعماری و تئوریهای زیستسیاست، به واکاوی سازوکارهای بازنمایی ملت های غیرفارس بهویژه احوازی ها، کوردها، بلوچها در رسانههای رسمی، متون آموزشی و گفتمانهای امنیتی میپردازد. هدف این تحلیل نشان دادن این واقعیت است که چگونه دستگاه قدرت، فرآیند سرکوب، همگونسازی اجباری و طرد سیستماتیک را به عنوان شکلی از «بهداشت سیاسی» و پاسداری از سلامت بدنه ملی مشروعیت میبخشد.
ناسیونالیسم فارس محور و پنهانسازی استعمار داخلی
در ایران، حالی که ناسیونالیسم فارس محور مدام در حال مرثیهسرایی برای حاکمیت ملی در برابر مداخلات خارجی است، خود به عنوان یکی از خشنترین و متمرکزترین استعمارگران داخلی در قبال ملت های غیرفارس پیرامون عمل میکند. در ادبیات پسااستعماری، استعمار داخلی دقیقا به وضعیتی اطلاق میشود که در آن ساختار قدرت مستقر در مرکز، همان الگوهای استثمار اقتصادی، حاشیهرانیهای سیاسی، همگونسازی زبانی و تحقیر فرهنگی را که استعمارگران سنتی نسبت به مستعمرات خود روا میداشتند، علیه بخشهایی از جمعیت درون مرزهای خود به کار میگیرد.
بنابراین توسل به ناسیونالیسم (فارس محور)، ابزار نهایی مرکز برای پنهان کردن هژمونی خویش است. مرکز گراها با بازتولید دائم این روایت، هرگونه نقد به فرودستسازی ملت های غیرفارس یعنی عربهای احواز، کوردها، بلوچها، تورک ها را زیر چتر حفظ تمامیت ارضی در برابر بیگانگان سرکوب میکنند. در این فضا، استعمار داخلی در ایران نهتنها ثروت، آب، نفت، گاز و کر��مت انسانی پیرامون را به نفع رفاه و امنیت مرکز مصادره میکند، بلکه به دلیل همان نقطه کور گفتمانی، حتی اجازه نمیدهد که این رابطه استثماری با نام واقعیاش، یعنی استعمار، خوانده و نقد شود.
https://t.co/J8DMY0TKjv
#استعمار #ايران
۱۱۰۰ روز حبس.
۱۱۰۰ روز دوری از خانواده، زندگی، آزادی و آینده.
#شهریار_براتینیا، فعال حقوق بشر، شاعر، نویسنده و مترجم اهل یاسوج و از فعالان بختیاری و لر، بیش از سه سال است که در زندان اوین به سر میبرد.
او پیش از بازداشت در حوزه حقوق کودکان، محیط زیست، مسائل کارگری و تاریخ و فرهنگ مردم لر فعالیت میکرد و در حال نگارش آثاری درباره تاریخ و هویت مردم خود بود.
شهریار نخستین بار در سال ۱۴۰۰ بازداشت شد و سپس با اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به سالها حبس محکوم شد.
در این ۱۱۰۰ روز، نام او بارها با محرومیت از حقوق اولیه زندانیان گره خورده است؛ از محرومیت از درمان تا ادامه حبس در شرایط دشوار زندان اوین.
هیچ جامعهای نباید به زندانی سیاسی عادت کند. پشت عدد ۱۱۰۰، یک زندگی واقعی قرار دارد؛ انسانی با خانواده، آرزوها، دغدغههای فرهنگی و اجتماعی، و سالهایی از عمر که دیگر بازنمیگردند.
نام شهریار براتینیا را فراموش نکنیم.
#شهریار_براتی #شهریار_براتی_نیا #زندانی_سیاسی #اوین #حقوق_بشر #لر #بختیاری #زن_زندگی_آزادی #WomanLifeFreedom #FreePoliticalPrisoners
عیار هر کنگره و حرکتی که ادعای #تکثرگرایی دارد را باید با «حضور نمایندگان #لُر» سنجید. هرگاه پلتفرمی با این هدف ایجاد شد و نمایندگانی از لُرستانات در آن حضور فعال داشتند، میشود امیدوار بود که سر آن قومَک شمال غربی کشور به سنگ خورده و از بایکوت سیستماتیک مردم لُر دست برداشته است.
سر احداث یک راه آهن هزاران لُر را قتلعام کردند، هزاران لُر را تبعید کردند و میلیونها دلار سرمایه ما را غارت کردند. گوشواره از گوش دخترانمان کندند و پسرانمان را به بردگی گرفتند. شجا��ترینهای ما را اعدام کردند و خودمختاریمان را از ما گرفتند. ما را از الطاف ملوکانه معاف فرمایید.
@piichpichi@SalarvandN21943@ilkhan_Lur من از اول ضد این جنگ بودم
بعد می فهمید چه بلایی سرما آمد
سر همون هایی که دنبال انقلاب در ایران بودند
سر جامعه مدنی ایران
سر مردم بی پناه
صبر می کنم تا برسد بعد جواب می دهم .