خلاصهی کامنتهای دو روز گذشته:
تهدید شدم.
برای بچهام آرزوی مرگ کردن.
آیندهای تاریک برای فرزندم پیشبینی کردن.
فحش خوردم.
گفتن بچهام احتمالا از شوهرم نیست.
تصمیم گرفتن مادرشوهرم رو پیدا کنن و بهش بگن من پشت سرش حرف زدم.
گفتن محل کارم رو پیدا میکنن تا «بچهها رو از دست من نجات بدن».
و هیچکدوم از اینها یکبار اتفاق نیفتاد؛ بارها تکرار شد، لایک گرفت و تأیید شد.
بعد هم نتیجه اینه که من باید برم تراپی.
خانوم نظری معلم ادبیات دبیرستانم دقیقا همین بود.
یه بار در مورد شمس و مولانا ازش پرسیدیم تشنج کرد
سر انقلاب ۴۰۱ هرچی تو دلش از ما مونده بود رو سرمون خالی کرد و سال آخرمون شد زهرمار هممون
نظری کصکش امیدوارم روزی بتونم انتقاممو ازت بگیرم جندهی حکومتی
آقاعه ۳ بار آنژوکتو درآورد دوباره فرو کرد تو دستم
بعد دید رگم نمیاد افتاد به جون اون یکی دستم
الان دوتا دستام اندازه گلابی باد کردن و کبود شدن
آقاعه نمیبخشمت دستم درد میکنه
فرض کنین به عنوان یه دختر، با یکی از کازینهاتون(نخواستم اسم ببرم زیاد میشد) از بچگی باهم بزرگ شدین و رسما مثل خواهر برادر هستین و ارتباط خانوادگی بسیار زیادی هم دارین
حالا پارتنر اون آدم دوس نداره با شما در ارتباط باشه( به خاطر همون ارتباطه عملا نمیشه)
چه واکنشی باید نشون داد؟
لینک ناشناس اینجام مال خیلی وقت پیشه و مثل اینکه پیامارو نمیفرسته
اومدم آپدیت کنم دیدم بات خوب ندارم
رفتم رو ناشناس یکی که نمیخواستم بدونه من کیم، لینک برای خودم بگیرم
دستم خورده لینک ناشناس خودم برای اونم رفته😭الان کافیه لیست دیلیشو نگاه کنه
میخوام آب شم برم زمین