@naonaomorenao الان به بعضی چیزهایی رسیدم که اون موقع آرزوشون رو داشتم و میشه گفت زندگیم در عمل راحت تره ولی دغدغه هام خیلی بیشتره
اون موقع ها سرخوش تر بودم
اینو بدون هیچ اغراقی میگم؛ از هر پنجاهتا پستی که توی توییتر میخونم دستکم دهتاش دربارهی به بنبست رسیدن آدمها، طاق شدن طاقتشون در تمامی جهات زندگی، ناامیدی محض و میل به خودکشیه. برای منی که سالهاست توییتر رو دنبال میکنم، این انباشت تاریکی حکم پنیکاتک داره. لعنت و فقط لعنت!
استرس اینکه حقوق ماه های اخیر و آیندهام رو احتمالا نمیدن و نمیدونم باید چیکار کنم داره عذابم میده. بزرگسالی خیلی سخته دلم میخواد در خانه پدری بمونم و همونجا زیست کنم.
هرچی به پایان تحصیلم نزدیک تر میشم استرسم بیشتر میشه. اینکه ادامه زندگیم چجوری خواهد بود، شغلم چی میشه، کجا کار کنم چجوری کار کنم، طرح برم درس بخونم چیکار کنم!
واقعا مسیر ها بسیار و مبهم.