میگویند بازیکنانِ فوتبال «مجبور» به همنوایی با حکومت و تقیهاند. اما انسان «هرگز» تنها با یک گزینه مواجه نیست. وگرنه، اخلاقیزیستن بیمعنا میبود.
تقیه و همنوایی با حکومتِ تمامیتخواه، نه معلول «اجبار» بلکه حاصل «انتخابِ» ماست. و انتخابِ ما نشانۀ «شخصیت» ماست.
به نظر زیگمونت باومن، «تقدیر»مان این است که در لحظۀ تاریخیِ خاصی که خود انتخاب نکردهایم مجبور به کنش باشیم اما در همین زمان خاص گزینههای متفاوتی داریم.
این «شخصیتِ» ماست که تعیین میکند از میان گزینههای موجود کدام را برمیگزینیم.
جمع بندی اوضاع در اتاق تمرکز:
۱-باغچه خودت را بیل بزن به حلقه خودت کمک برسون
۲-عروسک خیمهشب بازی نباش
۳-دشمن تو با دست خودت نابودت میکنه.
۴- از آدم احساساتی هرکس می تونه استفاده کنه.
۵-زندگی اسون نیست. مرگ اسون تره.
۶ -انتخاب مرگ انتخاب یک مبارز نیست انتخاب کسی ست که طاقت زندگی نداره
۷-....و خیلی مسائل دیگه
۸- جای همه شما خالی وسبز-جلسه هنوز ادامه دارد.ازکسانی که دعوت به مرگ وگردن زنی میکنند فرار کنید ...فرار...
۹-هرکس بخواهد شما را تبدیل به جسد کند فقط برای خودش میزنه. کاری به هستی و نیازهای شما نداره.
۱۰-شناخت ۴۷ ساله از یک سیستم باید شما را هشیار کنه نه بندازه تو دهن آژدها
ما قربانی نیستیم. اسلامیستهای خشک مقدس اسلحه به دست را خودشان به جان افغانستان انداختند و بعد حریفشان نشدند. زنان افغانستان تمام این سالها وسط جنگ و فقر و مردسالاری نظامی اینها مقاومت کردند.
من میبینم که بسیاری از زنان ایرانی در شبکههای اجتماعی از زنان افغان حمایت خود را اعلام کردهاند. از خواهران شجاع ایرانیام تشکر میکنم — درد و رنج ما مشترک است.
ما تسلیم نخواهیم شد و برای حقوق و آزادیهای خود به مبارزه ادامه خواهیم داد.
کنار زنان افغانستان میایستیم؟ فقط یک ژست است و بس. اگر جهان واقعاً به زنان افغانستان اهمیت میداد، اجازه نمیداد این همه پولی که به اسم جامعه مدنی آمد، توسط دزدان دولتمرد از کشور خارج شود. افغانستان نیروی نظامی مؤثری نداشت تا در برابر طالبان بایستد. کثافت زدند با دخالت.
مرزها ممکن است ما را جدا کنند، اما دردی که میکشیم یکیست. زنی در افغانستان برای حقِ الفبا میجنگد و زنی در ایران برای حقِ نفس کشیدن. «تحصیل، کار، آزادی» و «زن، زندگی، آزادی» دو لهجه از یک فریادند.
#هرات#افغانستان
شبهای سیاه ۱۸ و ۱۹ دی، کالبد کشته شدگان انقلاب بر کف آسفالت.
پتوهائی که بر جسم بی جان فرزندان وطن در پشت بیمارستان الغدیرکشیده شده بود، تا گرمی خون کالبدهایشان، آتش خشم میهنپرستان را برای گرفتن انتقام، در رگهایشان بخروشاند.
در مورد علی یونسی و هواداری مجاهدین خلق:
۱- از نظر من جای هیچکس به صرف هواداری از یک جریان سیاسی در زندان نیست. حتی هواداری فرقه کثافت مجاهدین.
ضمن اینکه هیچ اتهام سیاسی امنیتی که جا به هر زندانی بزنه قابل استناد نیست حتی اگر خود فرد تحت فشار علیه خودش شهادت بده.
۲- سازمان مجاهدین خلق یک سازمان کثیف، غیرانسانی و بدسابقه هست که افراد بسیاری رو گروگان گرفته، دستکاری روانی کرده، شستشوی مغزی داده، از زندگی عادی محروم کرده و به کشتن داده.
اینکه شما سعی میکنید دیدگاههای این سازمان رو مثل بقیه جریانهای سیاسی عادی در حد اختلاف نظر جلوه بدید، عین سفید شویی این جریان کثافت هست.
۳- مسئولیت هر اتفاقی برای علی یونسی بیفته به عهده جا هست.
اگر به دنبال شریک تراشیدن برای جا هستید، باید سراغ خانوادهش و اون سازمان کثافت برید که پروندهش رو سنگینتر کردن، نه کسانی که طبق خواسته خود علی یونسی حمایت ازش رو متوقف کردن.
۴- من همچنان برای علی یونسی آرزوی آزادی دارم و زندانی بودنش از نظرم محکومه.