بنظرم غمگینترین قسمت تنهایی بیپناهیه. اینکه یه شب دلت بخواد از تمام دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتوگویی، درست میشهای، بوسهای، حضوری، دیداری؛ و هیچکس هیچجای جهانت نباشه.
«عشق حسرت در آغوش گرفتن کسی، حسرت یک جا بودن با اوست. آرزوی در آغوش گرفتن او، فراموش کردن همهی دنیاست...»
- زندگی نو؛ اورهان پاموک، فارسیِ ارسلان فصيحی.