اینجا که هاوارد میاد تو لب پیش برنادت واسش آهنگ میخونه. یکی از بهترین قسمتا بود واسم، ببین گریه میکردماا. متنشم خیلی بامزس. یه جا میگه من بدون تو دکتر who بودم ، بدون تاردیس. یا میگه تو اورانیوم ۲۳۵ ای، من اورانیوم ۲۳۸، ایزوتوپ های جدانشدنی.
من عاشق نرداممممم ای خدا
and I want you to know in my way I love you all
شلدون فصل یک امکان نداشت حتی یه کلمه از این جمله رو به زبون بیاره ولی شلدون فصل دوازده از سخنرانی در مورد خودش گذشت که فقط به دوستاش نشون بده چقدر براش ارزش دارن
من اپیزود آخر سیزن آخر رو بیشتر از ده بار دیدم
هر بار هم با سخنرانی شلدون گریه کردم :))
Big Bang theory قشنگترین پایان رو بین همه سیتکام هایی که دیدم داشت
من اپیزود آخر سیزن آخر رو بیشتر از ده بار دیدم
هر بار هم با سخنرانی شلدون گریه کردم :))
Big Bang theory قشنگترین پایان رو بین همه سیتکام هایی که دیدم داشت
تا بحث TBBT داغه، اینو بگم؛
عاشق رفرنسهای فانتزیِ بدون توضیحشون وسط مکالمات روزمره بودم.
مثلاً اون اپیزود که هاوارد یه شعبده اجرا میکرد و شلدون داشت دیوونه میشد چون نمیفهمید چطوری انجامش میده، یادتونه؟ بعد هاوارد یهو گفت:
“Believe in magic, you Muggle”
فکر میکردم الان فقط من فهمیدم که واقعاً چی گفتن و یه ذوق نِردانهای داشتم. :)))))))
یادمه اون موقع که نگاش میکردم هر وقت دور هم میشستن غذا بخورن، منم یه چیزی میاوردم و حس میکردم یه نفر از گروهشونم. آخرین اپیزودش انقد گریه کردم انگار همه دوستامو از دست دادم.
@aidin_dasha به قول یکی از بچه هایی که کامنت گذاشته بود همزمان تو مخ و دوست داشتنیه
فقط فصل های اول دوز تو مخ بودن بیشتر بود
فصل های آخر دوز دوست داشتنی بودن