اما تو عزیزم!
نه قایقی ساخته بودی، نه سازی در دستت بود و نه ترانهای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظهای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آنکه به تو برسد، از کنارت گذشته بود.
از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یکبار سفر به شمال.
@_JANA_888 دقیقا این یه مصاحبه است که داره راجع به اوتیسم صحبت میکنه و از یه پسر که اوتیسم داره یاد میگیره با پسرش چطوری رفتار کنه، چون داره گریه میکنه همه چسبوندنش به این داستان:))