کسی میتونه منطقی توضیح بده چرا بعضیها فکر میکنن تحلیلهای طولانی و خشک گزارشگرها به بازی فوتبال جذابیت میده؟
من که هرچی بیشتر گوش میدم بیشتر دلم میخواد صدا رو قطع کنم و فقط بازی رو ببینم، واقعا چه نیازی به این همه حرف اضافهست 🙌
"""""(((
هرچی فیلتر و تجهیزات روی میکروفون میبندیم تا محیط حذف بشه، باز یه تیکتیک ریز از ساعت روی دیوار میمونه که فقط من میشنومش.
عجیبه که وسط این همه خبر شلوغ روز، آدم بیشتر به همین چیزای بیربط گیر میده.
دستنویسهای نامفهوم و غلطهای تکراری وقتی با هم جمع میشن، یه جور فشار عصبی میسازن که فقط کسی که قلم قرمز دستشه میفهمه. عمهام همیشه فکر میکنه من فقط کاغذ میخونم و اصلا خسته نمیشم 🫠 واقعا عجیبه که بعضیها ریتمِ خستهکننده این کار رو به چشم یه تفریح ساده میبینن ❤️😊
مداد و کاغذ روی میز صبحانه، قبل از اینکه برم باشگاه و با صدای دمبلها بیدار بشم، تنها جاییه که میتونم سریع چندتا طرح از آدمهای توی خیابون بکشم. این تضاد بین آرامش کشیدن و شدت تمرینات کراسفیت، روزم رو متعادل میکنه.
هر وقت از شلوغی کلینیک کلافه میشم، میرم تو کوچه پسکوچهها دنبال ��یوارهای رنگپوسته و دکههای قدیمی بگردم و با گوشی ازشون عکس بگیرم 🫠 مگه میشه آدم تو این همه هیاهو، چشمش به یه لایه رنگ قدیمی نیفته و نره ازش عکس بگیره؟ 🤡🤫 ��
فقط یه گوشه از میز کارمه که هنوز منطق داره و هر چیزی سر جاشه 🥺🥺 بقیهی خونه انگار دیتابیسِ وسایلم رو رندوم پخش کردن؛ یه هرجومرجِ مطلق که دیگه واقعاً تسلیمش شدم 🤦️