یه دختر روسی توی اینستاگرام یه ظرف رو پر از یخ کرد و طی ۸ ساعتی که طول کشید تا یخ ها آب بشن درس خوند، یه ایرانی زیرش کامنت گذاشته خوزستان بودی کلا نیم ساعت درس میخوندی :)))))
آینده خیلی سیاه به نظر میرسه اما کاش فقط یکبار ، ورق برای ایرانیا برگرده و بتونیم از ته دل بخندیم . من میخوام امیدوار باشم من میخوام زندگی کنم، کاش فرصت زندگی کردن به معنای واقعی به ما داده بشه .
وقتی همسایه ام بخنده، هموطنم بخنده ، منم میخندم .
هر وقت مراسم اسکاره یا مثلا المپیک و جام جهانی و غیره تو دنیا برگزار میشه حسم بیشتر از همیشه اینجوریه که عباس معروفی میگفت:
تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
آلبر کامو در انتهای رمان "طاعون" آنجایی که اپیدمی و بیماری تمام شده و مردم جشن گرفته اند؛می نویسد:
"طاعون برای آنهایی که کسی را به خاطرش از دست داده اند، تا ابد ادامه دارد...»
حالا شماها یادتون نمیاد
یه مدرسه هم بود به اسم شین آباد
۲۹ تا دختر بچه توش جزغاله شدن
ولی چون از توش برا نظام پروپاگاندا درنمیومد
بی سر و صدا جمعش کردن !!