واقعا عاشق خوابیدنم صورتتو میشوری مسواک میزنی کرم و سرم میزنی موهاتو شونه میکنی مام میزنی لباس گرمتو میپوشی برقارو خاموش میکنی بعدم میری زیر پتوی گرم و نرم و ناز و چشماتو میبندی و هیچ سر و صدایی نمیاد و همه جا تاریکه 😭😭😭😭
دخترایی که خوشگل و خوش هیکل نیستن یا درس نخوندن یا خانوادهشون وضع مالی خوبی نداره هم تو همین شرایطن
کسی بهشون توجه نمیکنه و نمیخوادشون
دردشو تجربه کردی؟ نه؟ پس درتو بذار 🌹
ببخشید من این قربانی نکوهی رو هم درک نمیکنم
آره ملت هنوز مجبورن لچک بخرن
چون آخوند هر روز خدا هنوزم میتونه مارو مثل مهسا امینی بکشه
چون تا همین یه هفته پیش هر روز که از تجریش که رد میشدی هر پونزده قدم دو تا مرد دست راست دو تا زن دست چپ وایساده بودن و اگه لچک سرت نبود
من حداقل دو بار دو تا دوستی رو با بیمحلی مطلق به طرف مقابل(ghost کردن) تموم کردهام. اگر از اون دو نفر بپرسید شاید اونها هم بگند:
من نمیدونم چی شد که این طور تموم شد!
یهویی دیگه جواب نداد!
برای این رابطه ارزش قائل نبود.
و...
اما مسأله اینه که من در طول رابطه بارها بهشون/
هر آدمی تو زندگیش یه ترس بزرگ داره. یکی از پیری میترسه، یکی از بیماری، یکی از تنهایی..
من همیشه از از دست دادن میترسیدم. نه لزوما از دست دادن یه آدم، همیشه میترسیدم یه روزی، یه جایی، یه فرصتی رو از دست بدم و بهم بگن دیگه دیره، راه برگشتی نیست! از احساس پشیمونی و حسرت میترسیدم
سرنوشت ما ایرانیهای خاورمیانه انگار با این خطهی نفرین شده گره خورده. ما اگر کره مریخ هم مهاجرت کنیم و فرسنگها از این خاک دور بشیم و هزار سال بگذره، این خاک هیچوقت از ما دور نمیشه و این بخت سیاه خاورمیانهای، همیشه و همه جا مثل سایه دنبالمونه..
دیدین تو فارسی، مامانا یا باباها، بچه اشون رو مادر یا پدر به عبارتی با نقش خودشون صدا می زنن؟
مثلا مامانت می گه: مادر این چه کاریه
به این خاصیت می گن
self reciprocal kinship
که تو بعضی زبون ها وجود داره و پروجکت کردن خود روی دیگریه که محبت رو می رسونه، آیا می دونستین این در
حالا من اصلا مشکلی ندارم وقتی مردم تو فارسیشون ۴ تا کلمه انگلیسی به کار میبرن، ولی دیگه کلمات فارسی رو با لهجه انگلیسی حرف زدن (زاده و زندگی کردهی ایران) خیلی چندشه. دوزاری بازیه.
یکی از چیزهایی که این روزها خیلی باهاش شوخی میکنیم اینه که آیکیوی ایرانیها چقدر افت پیدا کرده. من امروز یه چیزی یاد گرفتم که شاید دونستنش برای شما هم جالب باشه.
یکی از بدترین چیزها درباره فقر اینه که فقر،مغز فرد فقیر رو هم ازش میگیره.شما ممکنه براتون سوال پیش بیاد که ایا تصمیمات
حسين كلانى يه بار مهمون برنامه ٩٠ بود. فردوسى پور بهش گفت شما يه كتابخونه بزرگ داريد و اهل كتاب خوندن هستيد، آخرين كتابى كه خونديد چى هست؟
جواب داد: آقاى فردوسى پور من مدتى هست كه فيلم هندى ميبينم، بيشتر شبا فيلم هندى عاشقانه ميبينم و راحت ميخوابم👇