۱- یه خانمی اومد از مترو پیاده بشه، یه روبان از زیر بلوزش زده بود بیرون و افتاده بود روی باسنش. یه خانم دیگه که اینو دید بدون اینکه بهش بگه سعی کرد روبان رو بکنه زیر لباس طرف:)) خانمه وحشتزده برگشت گفت چکار میکنی؟
- داشتم لباستونو درست میکردم
- به شما چه؟ برای چی به من دست
۳- نمیکنیم دیگه
- اصلا چرا باید با لباس باشگاه بیاد تو مترو، خیلی لباسش زننده بود...
تا وقتی پیاده بشم داشتن پشت سر اون خانم و مملکت بد و بیراه میگفتن...
من هیچ... من نگاه
۲- میزنی؟
- بله درسته، ببخشید
بعد یکم ناراحت و محزون بود از اینکه کسی قدر محبتش رو نمیدونه، یکی دیگه که اتفاقا تیپ به روزی هم داشت پرید وسط، گفت ولش کن دیوونه بود..
- آره، متاسفانه روی مود مثبتم هستم میخام به همه کمک کنم
- متاسفانه احمق زیاده
- اصلا توی مملکت درستی زندگی