«شازده کوچولو» بیانیهای بیمارگونه در ستایش خودکشی، فرار از مسئولیت و تقدیس حماقت است. کتابی سرشار از شعارهای پوچ کارتپستالی که پیچیدگی دنیای بزرگسالان را احمقانه جلوه میدهد، در حالی که خودش ترویجکننده یک رابطه سمی با گلی خودشیفته و پناه بردن به زهر مار برای فرار از واقعیت است