حرفم رو پس میگیرم. به قدری اواخر بچههاش زیرآب زن، بی شعور شده بودن و پشت سرم حرف میزدن، با استادمون که اواخر نمیدونست با خودش چند چنده، تصمیم گرفتم تئاتر رو ترک کنم. حد اقل اون کلاس و اون استاد رو. وگرنه بچههایی که کلاسشون رو عوض کردن خیلی راضیان.
مهندس که هیچی، جدیدا دیگه تو محل کار صدام میزنن دکتر🧑🏻⚕️
چون هم نرمافزار هم سختافزار کار میکنم به شوخی میگم:
خب، بیمار بعدی
این باید عمل باز بشه
نیاز یه پیوند هارد داره
بین مریض ردت میکنم
۴ شنبه یکی از بچههای شرکت اومد تو اتاق به شوخی گفت آقای یزدانی آخر هفته پیش تو بندرعباس مال با تیشرت مشکی و یه کاغذ تو دستش رویت شده.😁
حالا همین دیشب من ایشون رو رویت کردم.
میخواستم بگم هس عنیه از محل کارت تو جاهای گردشی تفریحی ببیننت. باز خوبه یارو پسر جوون پایهای بود👍
دیشب داشتم خواب میدیدم رفتم تو کما.
تو همون کما که بودم کلی داستان اتفاق افتاد.
از کما که اومدم حالا هرچی به بقیه تعریف میکردم این شد اون شد هیچکس حرفمو باور نمیکرد میگفتن خواب بودی...
خوبه تو خواب داشتم خواب میدیدم🫤
تعبیرش چیه؟؟