یه زخم گنده وسط صورتم افتاده با کلی بخیه هرکی میبینه میگه دیگه شوهر گیرت نمیاد!
یعنی درد و صدمات وارده به تخمشونه نگران اینن کیر یه مرد برام شق نشه!
گرفتاری شدیم از دست این هموطنان نکبتمون!
احتمالا یکی از دلایل اینکه شیعه همیشه بدبخته اینه که فرقهایه که زیاد ناله و زاری میکنه. به حضرت عباس منم جای خدا بودم و انقدر ناله و زاری و زر زر و زنجموره و عزاداری میدیدم میزدم اینها رو هر روز یکجور پاره میکردم. حیف نونها!
مقاومت در برابر تغییر همیشه به معنای نخواستنِ بهبود نیست؛ گاهی روان از این میترسد که بدون نشانهها، دیگر نداند «چه کسی است». درمان، تنها رها شدن از رنج نیست؛ ساختن هویتی است که دیگر برای تعریف خود، به درد و قربانی بودن وابسته نباشد.
اگه لیآف بشم خیلی ناراحت میشم ولی اینقدر که دنبال کار نمیگردم و روی رفتارهای مدیرم و تیم بیشتر حساس شدم، با خودم میگم شاید اگه لیآفم کنند بهم غیرمستقیم لطف کردند.
و آلمانی مننفرند یعنی هیچی بدست نیاورند اینجا؟
درمورد سختی بدست آوردن حرف نمیزنم، واسه مهاجر بدست آوردن بعضی چیزها واقعا سخته ولی امکان بدست آوردن و تعلق داشتن.
از آدمهایی که توی آلمانند و یکسره از آلمان و آلمانیها بد میگن خوشم نمیاد و خیلی وقتها ارتباطم رو خیلی باهاشون کم میکنم. این کشور، زندگی و درس خوندن و کارکردن درش و همینطور آدمهاش اینقدر امکانات و تجربههای خوب بهم داده که گاهی نمیتونم باور کنم یعنی اینایی که از آلمان …
توی رستوران بودیم، دوستپسرم یک چیزی گفت و گارسون تصحیحش کرد چون گرامرش درست نبود، اگه دوستپسرم ملیتی غیر از آلمانی داشت، احتمال زیاد فکر میکردند گارسون چون نژادپرسته تصحیحش کرده.
کلا رفتار این مدلی زیاد پیش میاد و ربطی انگار به آدم روبروشون نداره.
هفتهی روز پیش کدم رو فرستادم واسه همکارم، فیدبک گرفتم، تغییرش دادم و دوباره فرستادم. این بار همکارم خودش رفت کدم رو تغییر داد و گفت من این رو تغییر دادم تستش کن.
خیلیییییی ناراحت شدم، الان پنج روز گذشته ولی من هنوز نگاه نکردم چی رو چجوری تغییر داده اینقدر …
که صدای توی ذهنم بلند بود که من حتما نمیتونم که اون دست به کار شده. 🫠🥲
تصمیم دارم دوشنبه هر جوری شده کد جدید رو بخونم ببینم چی بود اصلا.
دلم میخواد برم بهش بگم که لطفا از این بعد کدم رو تغییر نده، بهم فیدبک بده، حس میکنم ولی خیلی دیر شده، مووآن کن دیگه :/
@tootfarangx به من گفت متوجه شده که من این الگو رو دارم که از آدمها مراقبت کنم، واسه همین میخندم که بقیه با اینکه دارم یک چیژ ناراحتکننده تعریف میکنم و حتی بغض و خنده با هم دارم خیلی ناراحت نشن و یا آسیب نبینند.