🔹 جملات ساختگی که به مصاحبه گلشیفته فراهانی اضافه شده است
برخی رسانهها و حسابهای کاربری در ایران مدعی شدند گلشیفته فراهانی در مصاحبه با تلویزیون فرانسه گفته به دخالت نظامی خارجی برای آوردن دموکراسی اعتماد ندارد و از نمونههایی مثل عراق، افغانستان و لیبی بهعنوان کشورهایی با هرجومرج پس از مداخله آمریکا نام برده است.
بررسی فکتنامه نشان میدهد این نقلقولها جعلی است و او در این مصاحبه، چنین جملاتی را نگفته است.
گلشیفته فراهانی در مصاحبه دوم فوریه ۲۰۲۶ با بخش خبری ساعت ۲۰ تلویزیون فرانسه درباره سرکوب و خشونت در ایران، وضعیت معترضان، بیعملی جامعه جهانی، نقش منافع سیاسی در سیاست بینالملل و نگرانیاش از سرنوشت ایران صحبت کرده، اما نه از بیاعتمادی به «دخالت نظامی برای دموکراسی» گفته و نه به عراق، افغانستان یا لیبی اشارهای کرده است.👇
https://t.co/Ae6TBfpyKm
این منم، در تجمع ونکوور.
آنچه در هفتههای گذشته تا حدودی و این هفته علنی و بهشدت اتفاق افتاده، خط من را روشن کرده است:
فحاشی، تعرض و حمله به دوستان من، فقط بهخاطر همین پرچم، همین شعارها؛ شعارهای وطندوستانه، برای مردم، برای دادخواهی و عدالت، در حالی که در جمع ما حتی پرچم شیر و خورشیدِ مورد علاقهٔ همان افراد نیز همراهمان بوده است، به کسانی که عکس جانباختهها را در دست داشتند حمله شد. جلوی پلاکاردهایی که چهرهٔ کشتهشدگان ما روی آنهاست ایستادند و مانع شدند.
این نه اختلاف نظر است، نه نقد؛
این حذف و خشونت است.
اگر تا امروز بهنام «اتحاد» سکوت کرده بودم، از امروز دیگر سکوت نمیکنم.
راه من از کسانی که با تهدید و افراطگری میخواهند صداها را خفه کنند جداست.
من عاشق ایرانم. جانم فدای ایران و مردمش.
و دقیقاً به همین دلیل، هم در برابر جمهوری اسلامی میایستم و هم در برابر افراطگری و فاشیسم، با هر نام و هر لباسی.
زن، زندگی، آزادی ابزار حذف نیست.
باور من است، راه من است، و پایش میایستم.
هر کسی (حتی شما دوست عزیز!) با این پرچم، این شعار و این موضع مشکل دارد، راه بلاک، آنفالو، میوت و… برای شما باز است.
فقط از من دور بمانید.
بیانیهی شجاعانهای که امروز توسط انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد:
«چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟»
https://t.co/2yaR16tpBU
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴