اسم این کمپینگ و طبیعت گردی نیست
بابا دلتون پارتی میخواد برید باغ و ویلا بگیرید پارتی کنید
نه اینکه گوه بزنید به حیات وحش و طبیعت و جنگل
گوه همه چیو در نیارید خب
با فرض (محال)این که هییییچگونه زبالهی از اینها به جا نمونه، نتیجهی این نوع رفتار توی طبیعت، نه تنها آسیب به پوشش گیاهی و لگد مال شدن جوانههاست، بلکه باعث سکتهی پستانداران کوچک و ترک آشیانهی پرندگان و سرد شدن تخمشون میشه.
آنچه در #زاگرس اتفاق میافتد، احتمالا تعمدی و سازمانیافته است. #آتشسوزی_جنگل در نقاطی اتفاق میافتد که طبیعی نیست. چند جا همزمان و دور از دسترس آغاز میشود. چون امکانات اطفا و نیروی انسانی حرفهای وجود ندارد، تخریب گسترده است.
#هشدار؛ زاگرس بمیرد ایران غیر قابل زیست میشود!
وقتی بچه بودم،
اواسط دهه هفتاد
یه فیلم ایرانی دیدم به نام چکمه.
موضوع فیلم در مورد یه چکمه پلاستیکی بود و دوتا بچه.
بعدش به مامانم گفتم چکمه میخوام،
هرچی گفت تو بهترین کفش ها رو داری و لازمت نیست بازم گفتم میخوام.
خلاصه منو برد فلکه دوم اریاشهر و برام خرید.
فردا صبحش
@IranianPlateau لایک میکنیم بازنشر میدیم هر جا شد... جماعت گوشی به دست کاری میکنه!؟ فقط میشه ان جی او پیدا کرد یا تاسیس کرد که بشه از نظر مالی ساپورتش کرد از راه دور که اونم....
اسنپبک، لولو یا بلای جان مردم؟
حسین سلاحورزی
محمدجواد لاریجانی فرمودهاند: «مکانیسم ماشه لولوئی است که نباید از آن ترسید!»
نقل است که در روزی برفی، ناصرالدین شاه هوس درشکهسواری کرد. دستور داد اتاقک درشکه را گرم کنند، منقل و وافور شاهی را آماده سازند و دو سوگلیاش را در دو سویش نشاندند. در کابین گرم و نرم، از تماشای برف و بوران بیرون سرخوش شد و هوس بذلهگویی به سرش زد. با صدای بلند به درشکهچی پیر، که از سرما میلرزید، گفت: «درشکهچی! به سرما بگو ناصرالدین شاه تره هم برات خرد نمیکنه!»
درشکهچی بیچاره سکوت کرد. لحظاتی بعد، شاه دوباره فریاد زد: «درشکهچی! به سرما گفتی؟»
پیرمرد که از شدت سرما نای سخن نداشت، گفت: «بله قربان، گفتم!»
شاه پرسید: «خب، چی گفت؟»
درشکهچی پاسخ داد: «گفت با حضرت اجل همایونی کاری ندارم، اما پدر تو یکی رو درمیآرم!»
جناب لاریجانی، که به بذلهگویی و پیشبینیهای شاذ، از جمله درباره آینده سوریه و بشار اسد، شهرهاند، این بار هم از سر سیری و دلخوشی افاضه فرمودهاند.
جناب استاد پیشبینیهای نامنظم! شاید «اسنپبک» با شما و امثالهم کاری نداشته باشد، اما یقیناً پدر مردم بیچاره را درمیآورد!
شما که هرگز یار شاطر این ملت رنج کشیده نبودهاید، لطفا بیش از این بار خاطر نشوید.
در روز روشن، با وقاحت تمام، یک بیوطن دستور شخمزدن یکی از کهنترین تمدنهای فلات ایران را داد و آبازآب تکان نخورد.
این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»
مصیبتی بزرگ برای تمدن ایران
تپهی باستانی کُنار صَندل با دستور دهیار، با لودر تخریب شد! تخریبی سازمانیافته در قلب نشانههای تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند.