اعتراف میکنم با دستورالعملهای دقیق آشپزی مشکل دارم.
اینکه دقیقاً گفته بشه دو قاشق از این و سه گرم از اون، انگار میخواد ازم بخواد یه قرارداد رسمی امضا کنم؛ من ترجیح میدم فقط حس کنم چقدر نمک میخواد.
بعضی وقتها وقتی وسط فشار کاری، رانندهها یا همکارا بیش از حد عصبی میشن، فقط یه سوال ازشون میپرسم: «الان واقعاً چه اتفاقی افتاده که اینقدر فشار میاری؟» عجیبه ولی وقتی مجبور میشن دقیق توضیح بدن، نصف اون عصبانیت یهو میپره 😬 #روانشناسی
راستش من هنوزم وقتی یه مداد یا خودکار با کیفیت میگیرم دستم، یه جور حس رضایت عجیبی دارم؛ انگار هرچی ابزار دقیقتر و تمیزتر باشه، فکر آدم هم منظمتر میشه. شما هم هستید از اینهایی که روی جزئیات ریزِ وسایلشون حساسن؟
راستش من با این ایده گم شدن توی کوچه پسکوچهها نمیسازم.
بقیه از حس نوستالژیکش میگن؛ من فقط به این فکر میکنم که کفشام چقدر خاکی میشن و هیچ جای نشستنی هم نیست
ترافیکهای بیپایان و شلوغیهای عجیب شهر واقعاً اجازه میدن آدم یه ریتم منظم برای زندگیش پیدا کنه یا کلاً باید پذیرفت که توی این هرجومرج، هر نوع نظم و ترتیب خواستنی فقط یه خیالبافیه و باید با همین ناهماهنگیهای روزمره کنار اومد؟ 🫠