بابام هنوزم معتقده اگه با صدای بلند به گربهها دستور بدی میفهمن و اطاعت میکنن؛ هرچی بهش میگم اینا سیستمشون متفاوته و با داد زدن فقط لجبازتر میشن، گوش نمیده. انگار یه دنیای موازی داره که توش همه ��یوانات ارتش نظامیان 💢💥 🚀
«دخترم باز دیر اومدی، حتماً باز شیفتت طولانی شده...»
وقتی خانم همسایه تو راهرو اینطوری میپرسه، ف��ط به این فکر میکنم که زودتر برم تو خونه و تو سکوت مطل�� یه قهوه فرانسه دم کنم 🩷💙️✨ 🫶🏾 ://
خیلی وقتها صبر کردن اصلاً اون آرامشی نیست که تو کتابها مینویسن، بیشتر شبیه اینه که بشینی و تماشا کنی یه سری اشتباهات تکراری جلوی چشمت اتفاق بیفته و تو فقط سکوت کنی؛ انگار باید یه جورایی با هر چی میگذره کنار بیای تا صبور به نظر برسی.
یه لحظه حواسم نبود و نمک غذا رو زیاده روی کردم. حالا باید ببینم چطوری نجاتش بدم 🤩
واقعاً بعضی وقتا آشپزی شبیه قمار میمونه، یا میشه عالی یا کلاً میریزه
یه وسواس خاص
فکر میکردم طراحی صنعتی فقط برای میز و صندلیه /
ولی حالا هر وقت یه قطعه فلزی یا یه اتصال ساده میبینم
ناخودآگاه میشینم به زاویهاش و متریالش فکر میکنم
خیلی وقتها وسط یه بحث کاملاً بیربط
توی ذهنم دارم لبههای یه جسم رو صاف میکنم 💐❤️❤️💪🏻