ذات صهیونیستی آرژانتین در این تصویر خیلی مشخصه.
تا حالا دیده بودید نایب قهرمان به قهرمان در لحظه بالا بردن جام اینطور بی احترامی کنه؟!
اینها سرطان جامعه جهانی هستن. هیچیک از ارزشهای انسانیِ دنیای متمدن براشون اهمیت نداره.
انگار در جنوب کشور زلزله آمده که آقای رئیسجمهور پیام همدلی میدهد!
آقای رئیسجمهور
رئیسجمهور آمریکا چندروز است که پایان آتشبس و تفاهمنامه را اعلام و فرمان جنگ صادر کرده؛ از شما حداقل انتظار این است که به تعهد خود به مردم و رهبری پاسخگو باشی و شجاعانه پایان تفاهم را اعلام کنی!
شهیدحاج قاسم سلیمانی:
هر کس در مسیر تضعیف این نظام و انقلاب اسلامی قدم بردارد و به آن «لگد بزند»، عاقبت به خیر نخواهد شد و خداوند او را دچار عاقبت تلخ و ذلت خواهد کرد.
مجددا هشدار میدهیم هرگونه سیگنال تهران دال بر انتقال ذخایر اورانیوم یا رقیق سازی دفعی آن خصوصا به زیر حد ۲۰ درصد، و همچنین تعلیق چند س��له فرایند غنی سازی بشکلی زنجیره صنعت هسته ای را بیش از این دچار اختلال سازد، و هر اقدامی که زمان Breakout را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، با توجه به رفتار ترامپ در جنگ اخیر و تهدیدات مکرر اتمی وی، به معنای تایید موج بعدی حمله به کشور، امضای حکم نابودی و تجزیه ایران و ترور مقامات ارشد آن است.
به خصوص در شرایطی که ایران پیش از جام جهانی و انتخابات سرنوشت ساز میاندوره ای در حال باز کردن تنگه و حل مشکلات سیاست داخلی ترامپ است؛ که میتواند موجب شود ترامپ مجلسین را حفظ کند و با مانع کنگره جهت جنگ افروزی جدید مواجه نباشد. اساسا ترامپ در بازه زمانی نوامبر ۲۰۲۶ تا پایان دوره ریاست جمهوری خود با هیچ مانع سیاست داخلی برای حمله به ایران مواجه نیست و با توجه به نفوذ شدید اسراییل در کاخ سفید فعلی، باید این را پیش فرض گرفت که به احتمال زیاد وی ممکن است سرنوشت سیاسی ونس و روبیو را فدای خواسته های لابی اسراییل کرده و به شکلی بسیار بی محاباتر از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به ایران حمله کند، و ای بسا این بار برای بستن پرونده ایران و نیل به "راه حل نهایی"، به سلاحهای غیر متعارف نیز متوسل شود. (طبق سند NPR منتشره در ۲۰۱۸، موضع هسته ای ترامپ بشدت تهاجمی است و استفاده از سلاحهای اتمی در مقابل اقدامات متعارف را موجه میداند)
در حال حاضر در تقابل با ایالات متحده و رژیم اسراییل که هر دو از تمامی خطوط قرمز بین المللی عبور کرده و برای جنایات خود هیچ مانعی نمی بینند، راهی وجود ندارد جز آنکه تغییر در دکترین هسته ای به شکلی جدی در دستور کار مقامات ارشد کشور قرار گیرد، و مکانیزم ماشه ای طراحی شود که به محض تهدید موثر نظامی ایران توسط ایالات متحده یا اسراییل، ایران بشکل خودکار از NPT خارج شود. (لذا بهتر است نامه اطلاع شورای امنیت در اسرع وقت تهیه و ارسال شود) اینکه ایران بتواند در کوتاهترین زمان ممکن پس از خروج NPT تست کلاهک هسته ای خود را انجام دهد، شدیدا به رفتار اطلاعاتی و ضداطلاعاتی حوزه هسته ای وابسته است.
ایران در جنگهای اخیر نشان داد که توانسته از بخشهای موشکی خود در برابر نفوذ سیا موساد تا حد خوبی حفاظت کند، و تستها/عملیاتهای فضایی و موشکی ذیل نیروی هوافضای سپاه بدون سابوتاژ موفق شدند به اهداف خود دست یابند؛ پس با استفاده از تجربیات این حوزه میتوان حوزه هسته ای را بشکلی حفاظت کرد که در لحظه موعود بتواند بدون تاخیر اعلام موجودیت نماید.
ایران در قالب "آخرینانعطاف هسته ای" خواهد کوشید که نشان دهد هنوز آماده تعامل با جامعه جهانی است، اما اینانعطاف باید دارای شکلی باشد که نه تنها قابلیت بازگشت دفعی وضع صنعت هسته ای را به شرایط پیش از توافق را داشته باشد، بلکه بتواند در شرایط حساس ایران، شرایطی که پس از تهدیدات هسته ای ترامپ حساستر نیز شده است، کشور را به بازدارندگی هسته ای مسلح نماید و مانع تعرض بی محابای ایالاتمتحده و اسراییل به خاک و شهروندان ایرانی گرد��.
ایران از حیث حقوقی دست بسیار پری جهت توسل به ماده ۱۰ NPT و خروج از آن دارد و در صورت مذاکره با چین و روسیه و پیشبرد راهبرد "انعطاف هسته ای در برابر ماشه هسته ای" و تهیه بسته های حقوقی سیاسی مناسب برای ایندو، با توجه به سابقه ایندو در دور زدن قانون منع اشاعه ناشی از ملاحظات استراتژیک در مورد کشورهای پاکستان، کره شمالی و هند، و بدعت گ��اری حقوقی بیسابقه آنها در مورد اسنپبک و دست پر تهران در استناد به ماده ۱۰ NPT (خصوصا تهدیدات مکرر اتمی امریکا و بمبارانمراکز تحت نظارت آژانس) میتوان امیدوار بود که ایران از تبعات حقوقی تغییر دکترین هسته ای خود تا حد زیادی مصون بماند و در عین حال مانعی بزرگ جهت تکرار حمله به تمامیت ارضی خود ایجاد نماید.
در پایان شایان توجه است که نگرانیهایی از جنس احتمال حمله پیش دستانه ایالات متحده و اسراییل، با توجه به اینکه در دو جنگ اخیر عملا محقق شده اند، بیشتر به "خودکشی از ترس مرگ" شباهت دارند و مستمسک خوبی برای دادن امتیازات هسته ای گسترده بشمار نمی روند. ایران باید در ا��ن بزنگاه تاریخی، تصمیمی درست بگیرد و جهان را با "آخرین انعطاف هسته ای/ماشه بزرگهسته ای" در برابر یک دوراهی قرار دهد: پذیرش ایران مسلح به سلاح اتمی، یا احترام دائمی و بی قید و شرط به تمامیت ارضی ایران.
There is no alternative but to accept the rights of the Iranian people as laid out in the 14-point proposal.
Any other approach will be completely inconclusive; nothing but one failure after another.
The longer they drag their feet, the more American taxpayers will pay for it.
برای فهم خامنهای، نباید فقط او را در قاب یک سیاستمدار روزمره دید٬ باید او را مثل یک معمار سیستم، تحلیل کرد. کسی که از همان ابتدا می دانست چه می سازد، با چه نیروهایی درگیر می شود، و برای ساختن ایرانی که در ذهن داشت، چه هزینههایی باید بدهد.
تفاوت اصلی اش با بسیاری از کسانی که انقلاب را سکوی مصرف، قدرت یا منفعت دیدند، در همین نگاه معماری شده به آینده بود. او انقلاب را صرفا یک حادثه ی سیاسی ندید٬ آن را به مثابه یک پروژه ی بل��د مدت تمدنی فهمید. از کتاب و آموزش تا سازمان دهی، از تربیت نیرو تا طراحی ساختار، از مهندسی روایت تا حفظ انسجام در میانه ی جنگ امنیتی، فشار داخلی، تهدید خارجی و فرسایش تاریخی، خامنهای کوشید سیستم را به شکلی بسازد که فقط بر شور انقلابی تکیه نکند، بلکه ظرفیت بقا، بازتولید و مقاومت داشته باشد.
از نگاه من به عنوان یک طراح سیستم، کار او تنها اداره ی یک حکومت نبود٬ حفظ میدان، کنترل گلوگاه ها، جلوگیری از نفوذ نرم، تربیت لایه های وفادار، و طراحی نوعی ارکستراسیون سیاسی بود که اجزای پراکنده را در یک جهت نگه دارد. از نگاه تاریخ، او با کشوری روبه رو بود که قرنها میان دست اندازی بیگانه، ضعف حاکمان، خیانت نخبگان و شیفتگی بخشی از جامعه به قدرتهای بیرونی فرسوده شده بود. از نگاه ایدئولوژی و دینی، مسئلهی او فقط قدرت نبود؛ مسئله، ساختن اراده ای بود که در برابر جذابیت ظاهری غرب دچار تزلزل نشود.
او مفهوم انقلاب را از خمینی گرفت، اما آن را در قالب یک پروژه ی بلند مدت حکمرانی، امنیتی، فرهنگی و تمدنی ادامه داد. تمام زندگی سیاسی اش را صرف ساختن تصویری از #ایران کرد که در آن استقلال، اقتدار و بقا بر راحتی، محبوبیت لحظهای و تسلیم در برابر نظم مسلط جهانی ترجیح داده می شود. خامنه ای، چه موافقش باشیم چه مخالف، بیش از آن که صرفا یک سیاستمدار باشد، معمار یک سیستم بود؛ سیستمی که مأموریت اصلی اش حفظ میدان، تربیت نسل، و ساختن ایرانی بود که بعد از قرنها تحقیر و دستاندازی، دوباره خود را بهعنوان یک قدرت تاریخی تعریف کند.
او شاید در این زندگی فرصت نکرد طعم میوه ی درختی را که کاشت بچشد، اما نام او هنوز در میانه ی همان پروژه ای ایستاده که عمر سیاسی اش را صرف ساختن آن کرد.
@SharifiZarchi همین که طرفدار پهلوی هستی فهمیدم تو کله ت پهن هم نیست، تحلیل هات بخوره توی سرت، خائن بیچاره، آرزوت به گور ببری بتونی یه دفعه بیای توی ایران
جناب دکتر پزشکیان رییس جمهور محترم؛ اونها به چه زبونی بگن اصلا نداشتن سلاح هستهای ما براشون اهمیتی نداره، غرب فقط به دنبال لیبی کردن ایرانه، سلاح هستهای بهانس وگرنه ما از زمان آقای خاتمی داریم اعتمادسازی میکنیم، بازرسان آژانس فقط آمار مسواک زدن دانشمندامون رو نداشتن