از شما چه پنهون از اینکه زندگی بالاخره راهشو پیدا میکنه متنفرم! شب میخوای خودتون بکشی و فرداش با دیدن بازی گربهها روی چمن قلبت ذوب میشه. نا امید شو دیگه کسکش.
وسط کشیک خلوت که شدم زنگ زدم به بابا احوالشو بپرسم گفتم چیکار میکنی گفت آشپزی
یدفعه میپرسه برنج چقد باید بجوشه؟ میگم نمیدونم عملی بلدم شفاهی بلد نیستم
میگه باید یدونه امتحان کنی ببینی پخته یا نه
این مرد همیشه باید منو به چالش بکشه…🫠❤️