به همه چی یه شکلی دادم
دیدم همون که دلم دلش میخوادم
دیدم همه ترس از تغییر الکی و
چند سالای الکی که کش میدادم
چقدر شدنی بود
چقدر خودم سختش کرده بودم زنده بودنو
هم پسر خوبی برای مامان و باباش بود
هم برادر و برادر شوهر خوبی بود
و هم دوست خوبی بود
در کل آدم خوبی بود و با اکثر آدمای اطرافش خوب بود
به جز من، برای من یار خوبی نبود.