این دیالوگ فیلم نارنگی رو هیچ وقت یادم نمیره
اگه بهت آسیب زدن و گفتن از روی دوست داشتنه،
بهت دروغ گفتن
اگه دوسِت داشتن،
اگه واقعا دوسِت داشتن..
ازت مراقبت میکردن.
دیشب یه کاپل اومده بودن کافه،
داشتن چهارمین سالگرد رابطشونو جشن میگرفتن…خوشحال،آروم،واقعی.
چون کنار میز من نشسته بودن، ناخودآگاه بعضی حرفاشون به گوشم میرسید،
وسط حرفاشون پسره یه جمله گفت که هنوز داره تو مغزم تکرار میشه…
گفت:
چهارسال باهم کلی خاطره ساختیم…
خوب، بد، زشت، قشنگ…
ولی قشنگترین قسمتش اینه که الان کنار هم نشستیم و خاطراتمونو باهم مرور میکنیم…
نه به یاد هم،
نه توی حسرت هم…
همون لحظه دنیا روی سرم خراب شد.تمام خاطراتم با.... مثل فیلم رد شد از جلو چشمام…
بعضی آدما خاطره میشن و با خاطراتشون باید کلنجار بریم ووو
بعضیا اما میمونن کنار هم و خاطرههاشونو زندگی میکنن…
دون پاشیدن، لاس زدن و ابهام ایجاد کردن و منیپیولیت کردن و بازی کردن و معتاد کردن ذهن زنها اونقدر برای آدمهای این قشر و خیلی از مردای ایرانی خودگوزپندار عادی شده که اصلا به چشم آزار بهش نگاه نمیکنن، شده لایف استایلشون و چقدر خوبه که دربارش حرف میزنیم.
امروز بالاخره باور کردم انگار قراره حالا حالا نت مزخرف ملی موندگار باشه… و کانفیگ خریدم.
گفتنیه که از صدر تا ذیل شما بیزارم با این بساطی که برامون درست کردین.
ما مردم ایران یه زندگی عادی میخواستیم. یک عمر امید داشتیم به ایران آباد و آزاد. نشد، نذاشتن. تو خاک خودمون بیگانه بودیم. جوونامون پر پر شدن. امیدوارم اونی که مملکتمونو نابود کرد به نابودی دچار شه.
اگر اینترنت قطع شد تا ابد پاینده ایران و ایرانی.
⚠️دلخراش
ویدیوی تازهای که از نجفآباد اصفهان دریافت کردم و مربوط به شامگاه ۱۸ دی در بیمارستان منتظری این شهر است، شبیه به یک فیلم سینمایی هولناک، شمار بالای مجروحان بر اثر شلیک ماموران جم��وری اسلامی و تلاش پزشکان و پرستاران برای نجات جان این شهروندان را نشان میدهد.
باید صدای بازداشت شدهها هم باشیم. کسانی که خانوادههاشون هر روز برای پیگیری پروندهشون به دادسرا و زندانها مراجعه میکنن و فشار سهمگینی رو تحمل میکنن. کار راحتی نیست. چهل پنجاه روز، هر روز پیگیری و بلاتکلیفی، فلجکنندهس.
#از_بازداشتیها_بگو
دوس داشتم تو هوای بهاری این روزای تهران، تو گلدونهای سفالی قدیمیم گل بکارم. سبزه سبز کنم و دوستامو دعوت کنم با ه�� شیرینی بخوریم. بخندیم. شاد باشیم. ولی یه گردو توی گلومون گیر کرده و برای این کارها زیادی غمگینیم.