همه میگن برای شناختن شهر باید از جاهای توریستی دور شد
ولی تماشای عجلهی آدمها توی همون خیابونهای شلوغ، واقعیترین تصویره
حتی اگه تهش فقط یه ترافیک سخت باشه
میکروفون و این همه سیم و کابل
یه جوری روی میز پخش شدن 😙
که انگار دارن با هم توطئه میکنن
ساعتها منتظر میمونی تا اون یه لحظه خاص ضبط بشه
ولی تهش فقط نویز باد میمونه 💔🙏
حین نوشتن متون دینی چشمم به پیادهروهای قدیمی میافته که هر کدوم یه مدل راه رفتن دارن؛ واقعاً لازمه هر سال یه تیکه از این کوچهها رو با آسفالت جدید خشک کنن و همهچیز رو یکدست کنند؟