کتاب جدید جعفریتبار اگر همون مقالهٔ سرو و ماهش باشه و چند تای دیگه - که ظاهراً هست - بسیار مغلوط و پریشانه، سرشار از ادعاهای بیاساس و نتایج بدون مقدمه...
شاید چیزی دربارهاش بنویسم.
این نوع نگاه به ایران نهتنها مشکلی رو حل نمیکنه بلکه مشکلات رو زیادتر میکنه.
چند هفته پیش که ثریا در اغما رو میخوندم گاهی به سختی شرایط بیمار در اغما و اطرافیانش فکر میکردم ترس برم میداشت. نمیدونستم که همون موقع یکی از آشناهای دورم در اغماست! حالا امروز مراسم بزرگداشت همون آشنا بودم... .
خاک بر او خوش باد
امروز زمستان ۶۲ رو تموم کردم، مقداری جنگ و صلح خوندم، بعد کمی زمین سوخته خوندم و الآن هم از سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی فارغ شدم. روز ترسناک و سقوطناکی بود.
هرکسی در اینستاگرام و تلگرام یه کراوات زده و به کاتوزیان میتازه که باعث عقبموندگی حقوق ما شد و... .نقد کنیم، ولی حداقل بفهمیم که نقد یه نفر با چند تا اسلاید اینستاگرامی و گزارههای تخیلی، بدون حتی یک ارجاع به اثر اون کسی که نقد میکنیم، فقط شارلاتانبازیه.
شادروان سید جعفر سجادی هم دو ترجمهٔ خوب از آثار فارابی داشتند: اندیشههای اهل مدینهٔ فاضله و سیاست مدنیه
تا جایی که گشتم هیچکدوم در ۲۰ سال اخیر تجدید چاپ نشدن و انتشارات طهوری هم که چاپهای قبلی رو منتشر میکرد ظاهراً دیگه فعالیتی نداره. حیف از این آثار خوب که گم میشن...
چند روز پیش رفته بودم نشر مولی که دیدم نسخهای از کتابی ۱۲۰ صفحهای و نایاب از فارابی به نام احصاءالعلوم با ترجمهٔ حسین خدیوجم را برای فروش گذاشته است. قیمت؟ ۵۵۰ هزار تومان!
امیدوارم بعد از چندین سال انتشارات علمی و فرهنگی این اثر را دوباره چاپ کند...
مهمانان جدیدِ کتابخانهٔ در حال انفجار!
کتاب یادداشتهای یرمولوف جاش تو زبان فارسی خالی بود. مدت زیادیه ذهنم درگیر جنگهای ایران و روس شده و متأسفانه میبینم زیاد بهش پرداخته نمیشه.
۱۶ سالم که بود تازه عبدالله انوار رو شناخته بودم. دوست داشتم به اندازهٔ اون عمر کنم و کلی کار مفید انجام بدم. بعداً دیدم عمر دکتر کاتوزیان هم خوب بوده و بدون از پا افتادن از دنیا رفت. کلی هم کار کرد. الآن با خودم میگم اگر به اندازهٔ شیخ اشراق عمر کنم کافیه.
در باب کمالگرایی: ما اومدیم یکی دو تا از آثار آلاحمد رو به مناسبت هدیهٔ اشتراک فیدیبو و طاقچه خوندیم. دیدم داستانا تموم شد رفتم غربزدگی و... رو خریدم خوندم. الآن یادداشتهای روزانهاش و سفرنامههاش و... تموم شده و نوشتههای دوران دبستان و دبیرستانش رو قسطی خریدم و دارم میخونم.
فقط یه خلاصه از خلاصهاش چاپ شده تو پژوهشکده هنر.
همین کتاب اگر مال یکی از این کشورهای قلابی بود الآن چهها میکردن باهاش. اونوقت برای ما همینطور مونده و خاک میخوره.
این کتاب بوستان خیال ذهنم رو درگیر کرده. از وقتی تو کتاب هرمان اته خوندم که یه داستان حدوداً ۱۵ جلدی به زبان فارسی داریم و هنوز تصحیح نشده همهش بهش فکر میکنم. داستان در هند نوشته شده.
یک / چندین جوانمرد پیدا شه تصحیحش کنه دیگه. نسخهٔ خطی بادلیان رو پیدا نکردم خودم لااقل بخونم.
@yavar1649921 یه کتابی داره این حضرت دربارهٔ شیوهٔ آموزش حقوق. اخیراً به انگلیسی ترجمه شده و هرچه گشتم پیداش نکردم. اکر به فارسی ترجمه میشد هم خیلی خوب بود. مال جوونیاشه.
حین جنگ دیدن دورهٔ ادبیات کلاسیک روسیه که اروین ویل تدریس میکرد، برام نوعی دلخوشی بود. تو ذهنم بود که بهش ایمیل بدم و بابت تدریس عالی و شور و شوقی که داشت ازش تشکر کنم. امروز بعد از دیدن آخرین قسمت دوره وقتی خواستم بهش ایمیل بدم متوجه شدم که بهتازگی خبر فوتش منتشر شده... .
امروز بدترین روز ۱۴۰۵ بود و کلی به کسانی که ژنهای خوب و قشنگ و مرتب دارن حسودیم شد. امیدوارم خدای متعال دیگه از این روزها و زبانم لال از این بدتر نذاره جلوم که قضیه خطرناک میشه.
امروز بدترین روز ۱۴۰۵ بود و کلی به کسانی که ژنهای خوب و قشنگ و مرتب دارن حسودیم شد. امیدوارم خدای متعال دیگه از این روزها و زبانم لال از این بدتر نذاره جلوم که قضیه خطرناک میشه.
بعد از اتمام آبلوموف، حین مطالعهٔ مدخل گنچاروف از دانشنامهٔ نویسندگان روس رفتم تو سایت کتابخونه ملی و گشتم ببینم چه چیزهای دیگهای ازش که دیدم آخرین رمانش، پرتگاه، به فارسی ترجمه شده در سال ۴۰۳ ولی هنوز منتشر نشده. یه احساس کارآگاهی جالبی بهم دست داد. امیدوارم زودتر منتشر بشه.