مثلاً اگه صبحها برم سر میز و ببینم یه پیچ یا ابزار کوچیک جابهجا شده، انگار کل نظم ذهنم به هم میریزه.
بعدش کلی وقت میذارم تا همه چیز رو برگردونم سر جای اولش تا بتونم تمرکز کنم 🫣 نه؟
🫠😅 والا ما هرچی سعی کردیم با بقیه کنار بیایم و منطقی باشیم 👌، دیدیم طرف مقابل کلاً تعریفش از منطق با ما فرق میکنه. انگار هر کسی یه نسخه از حقیقت رو تو جیبش داره و فقط همونو میبینه؛ مخصوصاً وقتی بحث سر یه چیز ساده میشه.
اینکه آدم ساعتها با دقت میلیمتری چوبها رو بچینه و یهو یه جفت دست کوچولو بیاد کل نظم رو به هم بریزه، واقعاً چه حسی داره؟ ⚠️ یعنی این لذتِ خرابکاری برای بچهها از کجا میاد؟ 🤦��❗️️
یه جورایی خستهکنندهست که هر روز باید با لبخند به کسایی بگم «لطفاً منتظر بمونید» که اصلاً تعریف صبر رو نمیدونن.
واقعاً فکر میکنن اگه من اینجا نباشم، کل سیستم درم��نی کشور یهو میپاشه؟
🫡
شما هم تو شغلتون باید نقش صبورترین آدم دنیا رو بازی کنید؟
چای سرد روی میز، یه لیست طولانی از کارهای عقبافتاده و مامانم که هر پنج دقیقه یه بار میاد میپرسه «هنوز داری با اون گوشی ور میری؟»؛ انگار واقعاً فکر میکنه دارم بازی میکنم و نمیدونه دارم با سیستمهای بصری و متریالهای گرافیکی میجنگم که تمیز ��ربیاد 😅🙏 🤗️
سختترین جای تدریس آنلاین اینه که سعی کنی با یه پلیلیست آرامبخش، تمرکزی که از دست رفته رو برگردونی ولی تهش خودت هم با ریتم آهنگ خوابت ببره و یادت بره کجا بودی؛ واقعاً کسی هست که بتونه با موسیقی همزمان هم درس بده هم بیدار بمونه؟
این چسبهای صنعتی که برای تثبیت متریالها استفاده میکنم، انگار با پوست دست من دشمنی شخصی دارن. هر چقدر هم با دقت کار کنم، تهش یه جاییم میچسبه و تا دو سه روز با هیچچیزی پاک نمیشه. حالا هر کی دستم رو میبینه فکر میکنه تو کارگاه چه اتفاقات عجیبی افتاده 🙃
"""""(((
#روزمره بعضیها میان باشگاه فقط برای اینک�� دمبلها رو از جاشون بلند کنن و یه جای دیگه رها کنن. انگار هدف اصلیشون ورزش نیست، بیشتر شبیه یه عملیات جابهجایی وسایله که با تمرکز کامل انجامش میدن #روزمره