100 days ago, on January 8th and 9th, millions of Iranians took to the streets knowing the price they might pay. More than 40,000 heroes paid that price for Iran's dignity, liberty, and freedom.
Young women tore off their headscarves in front of armed security forces. Students organized, marched, and faced plainclothes agents on campuses. Teachers, lawyers, and workers walked off their jobs. Shopkeepers shuttered their stores in solidarity. Millions of ordinary people did extraordinary things in city after city in an epic display of national unity.
The regime answered with bullets, mass arrests, and show trials and executions. Facing an inhuman evil, Iranians showed superhuman bravery. More than 40,000 gave their lives.
My compatriots kept going and their courage belongs to history. This is the final battle and they are preparing to win the war against the Islamic Republic. In this battle to reclaim our nation, I will not stop fighting until the day they are free.
We hope the world will be with us. Whether it is or not, our fight will continue and we will liberate Iran.
۱۰۰ روز پیش، در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، میلیونها ایرانی با آگاهی نسبت به اینکه چه بهایی ممکن است بپردازند، به خیابانها آمدند. بیش از ۴۰ هزار قهرمان، این بها را برای سربلندی، آزادی و رهایی ایران با فدا کردن جان خود پرداختند.
زنان جوان روسریهای خود را در مقابل سرکوبگران مسلح از سر برداشتند. دانشجویان با سازماندهی اعتراضات، در مقابل نیروهای لباس شخصی در دانشگاهها ایستادگی کردند. معلمان، وکلا و کارگران محل کار خود را ترک کردند. مغازهداران به نشانه همبستگی مغازههای خود را بستند. میلیونها تن از مردم ایران، شهر به شهر، جلوهای حماسی از همبستگی ملی به نمایش گذاشتند و جهان را مبهوت خود کردند.
رژیم با شلیک گلوله، بازداشتهای گسترده، و دادگاههای نمایشی و اعدام پاسخ داد. ایرانیان در رویارویی با یک شر غیرانسانی، شجاعتی مافوق بشری از خود نشان دادند. بیش از ۴۰ هزار تن جان خود را فدا کردند.
هموطنان من به راه خود ادامه دادند و شجاعت آنها در تاریخ ماندگار خواهد بود. این نبرد نهایی است و ملت بزرگ ایران برای غلبه بر جمهوری اسلامی آماده میشوند. در این نبرد برای بازپسگیری کشورمان و آزادی ملتمان، از مبارزه دست نخواهم کشید.
امیدوارم جهان در کنار ما باشد؛ اما چه باشد و چه نباشد، مبارزه ما ادامه خواهد یافت و ما ایران را آزاد خواهیم کرد.
با مهاجرت هم نمیتونید خودتون رو نجات بدید. اعضای خانواده تون داخل ایرانن، به راحتی نمیتونید ادغام بشید و با آسمیله شدن و بحران هویت و... مدام باید دست و پنجه نرم کنید. تنها نسل های دوم و سوم و...دیاسپورا هستن که میتونن زندگی بسیار راحتتری داشته باشن. چون نیاز نیست تو ذهنشون فارسی فکر کنن ترجمه اش کنن بعد حرف بزنن. بای دیفالت به انگلیسی(هر زبانی)فکر میکنن و حرف میزنن. اکثر خانواده درجه یکشون هم کنارشون حضور دارن. از وقتی هم چشم وا میکنن کوچه پس کوچه های لندن و برلین و... رو فقط دیدن و نوستالژی و خاطرات کودکیشون همونجاست.
شما با مهاجرت فقط نسل های بعد از خودتو نجات میدی نه خودتو
بچه ها من جدی نمیتونم کار پیدا کنم تو المان :) و اگه نکنم باید سال بعد برگردم ایران چون پول تمکن سال بعدم رو ندارم بدم :)) جدی شما ها هیچ آشنایی چیزی ندارید؟:)
من خودم نقاشم و تتو هم میزنم (برای۶ سال )
ولی کار غیر مرتبط هم انجام میدم:) لطفا اگه میتونید کمکم کنید:)