ویکتور هوگو در صفحه ۲۵۲ رمان بینوایان در توصیف حال کوزت کوچولو گرفتار به بد سیرتی تناردیه ها این چنین نوشت :
چشم های درشت ، فضای بیشتری برای غم دارند ... 🥀
پول رفت و آمد دانشگاه و یه ساندویچ سرد تخمی در میاد هفتهای ۲ تومن! تازه اونم اگه اسنپ نگیری و با تاکسی/اتوبوس بری، با دوستات هم جایی نری!
بعد گروههای دانشگاه نگاه میکنی ملت زوزه میکشن که کاش مجازی نشه، ما هیچی یاد نمیگیریم.
بذار حضوری شه ببینم کیر منو میخوای بخوری با این قیمتا.
انسانها به قدری دروغگو، به قدری دسیسهگر، به قدری مکار و حیلهگر،
به قدری مشتاق به سود خود، و بیتوجه به سود دیگران هستند
که اگر کمتر آنها را باور کنید و کمتر به آنها اعتماد کنید، اشتباه نکردهاید!
- آلن دو باتن
وقتی داستانی تموم میشه و ازش فاصله میگیری، چند قدم میای عقب. از دید بزرگتری بهش نگاه میکنی. میبینی که چقدر همهچیز اشتباه بود. چقدر بیهوده خودت رو اذیت کردی.