اگر بخواهید در یک فیلم اکشن نشان بدهید که یک آتشنشان، وسط یک جنگ شهری، زخمیای را روی دوشش انداخته و میدود یا مثلا یکی دیگر جلوی در خانهای را گرفته است تا بقیه بتوانند فرار کنند، باید برای مخاطب قسم بخوری که فیلم هندی نیست. اگر فردوسیای وجود داشت، برای نوشتن حماسهای به بزرگی شاهنامه فقط همین ده سال گذشته ما برایش کفایت میکرد. چیزی که شما با چشمهای خودتان دیدید احتمالا برای آیندگان افسانه باشد. در حماسههای کهن برای بیان شجاعت قهرمان نیاز به دیو و اژدها دارید اما برای شاعر امروز همین صحنههایی که شما دیدید برای نوشتن حماسهها بس است. اصلا تکاندهنده بودن شرایط به همین است که اینجا ما یک روایت حماسی نداریم، خود خود واقعیت به یک حماسه تبدیل شده است.
پست همسر جاویدنام #عرفان_گودرزی:
در تمام این ۸ ماهی که گذشت من هر روزی که توی خونه گشته بودم هرجای خونه از تو اثری بود.
از بطری آبی که شب آخر بالای سرت بود و تمام این ۸ ماه برش نداشتم. گاهی حتی درش رو باز میکردم و دور بطري بوسه میزدم چون به گلوی مقدس تو آب رسونده بود، به شلواری که چند شب قبل برعکس در آورده بودی و پشت در آویزون کرده بودی، به حولهی حمامت، به عطرت جلوی آینه...
هيچوقت به این فکر نکرده بودم که عرفان دیگه نیست که از وسایلش استفاده کنه و لباسهاشو بپوشه
تا اینکه خودت پیغام رسوندی توی خواب و گفتی که باید وسایلت جمع بشه.
خودت میدونی که هرچیزی که بگی رو انجام میدم، اما این خیلی سخت بود، مثل کندن جان از بدن بود.
مثل کندن تیکههای جسمم.
با برداشتن هر کدومشون قلبم داغ میشد، سرم سنگین میشد
و باز مثل همون شب ۱۸ام اوج درماندگی رو احساس کردم....
در این چند روز، بدون هیچ توهینی به شخص دکتر مصدق، چند یادداشت منتشر کردیم. اما واکنش اکثر طرفداران ایشان یا تهمت بود، یا دشنام و یا بلاک کردن. البته بهجز تهمت، با باقی واکنشها به اقتضای آزادی بیان مشکلی ندارم؛ اما دریغ از یک نقد ساده و خواندنی. عجب جماعتی هستند!
در واکنش به حرف کسی که میگوید زن وقتی میره خونه کسی پس خودش خواسته بهش تجاوز بشه و گرنه نمیرفت
عدهای میگویند در این صورت یعنی مرد یک حیوان وحشی در نظر گرفته میشود که هیچ عقل و اخلاقی ندارد!
و بعد چنین توضیح داده میشود که هر زنی میره خونه یک مرد که برای سکس که نیست!
درست اما ناقص است.
چیزی که فراموش میشود این است که در ذهن و فرهنگ مردم ما هنوز حق زن برای داشتن سکس و تفاوت سکس و تجاوز به خوبی آموخته و درک نشده است.
.
نه تنها هر زنی که به خانه مردی میرود یا مردی را به خانه دعوت میکند معنیش تمایل به سکس نیست
بلکه تمایل به سکس هم معنیش تمایل به مورد تجاوز قرار گرفتن نیست!
یک زن ممکن است و حق دارد صرفا و فقط به قصد سکس هم به خانه مردی برود ولی باز هم حقش نیست مورد تجاوز قرار بگیرد!
نباید سرزنش شود که تو خودت برای سکس رفتی.
او برای سکس رفته نه برای تجاوز!
.
ولی ذهن و فرهنگ تکامل نیافته جامعه ما هنوز در عمل نمی فهمد سکس یک رفتار طبیعی است و تجاوز یک جرم است!
شاید وقتی بشنویم بگوییم میفهمیم ولی در عمل نمی فهمیم!
اگر فردی میل و رضایت به سکس با یک انسان دیگر را به طور ضمنی یا مستقیم بیان کند باز هم معنی آن این نیست که از آن پس آماده پذیرش هر رفتاری تا هر زمانی از آن فرد است.
و با توجه به اینکه ذهن و فرهنگ ما زن را اساسا چیزی متعلق به مرد و از دنده چپ مرد میداند، هنوز تصوری از حق آزادی زن در مورد سکس چه قبل و چه حین و چه بعد از آن را درک نمیکند.
تا اکنون هم بیشتر بخش پیشرو جامعه تازه به آنجا رسیده که برای سکس با زن باید رضایتش گرفته شود و همین را کافی میداند که البته در این مرحله هم گاهی هر رفتاری را ممکن است موافقت ضمنی تفسیر کنند!
اما این کافی نیست.
نه تنها برای سکس با یک زن باید رضایتش گرفته شود بلکه باید آزادیاش برای تعیین فرم و زمان و مکان سکس و همچنین آزادیاش برای خودداری از ادامه آن در هر زمانی با وجود رضایت اولیه درک و پذیرفته شود.
رضایت به سکس به معنی دادن اختیار تام جسم و روح زن به مرد تا ارضا شدن مرد نیست!
این جوان اسمش #سپهر_امیرزاده است. متولد ۱۳۸۲ و دانشجوی سال چهارم پزشکی.
سپهر در ۱۸ و ۱۹ دیماه به خیابانها رفته و به مجروحان کمک پزشکی کرده؛ و حالا به همین خاطر به او حکم "محاربه" دادهاند و جانش در خطر جدی است.
از همه هموطنها (و بخصوص جامعه پزشکی) خواهش میکنم صدای سپهر باشید.
صحبتهای اسماعیل شکری، پدر جاویدنام سپهر شکری:
«درود بر هم میهنان صدای بنده فقط برای پسرم نبود برای تمامیه عزیزان بود ک دنبال عزیزانشان در کهریزک میگشتند و این صدا برای کسانی که در این مدت صدای مردم نبودند و خونشویی میکنن نیست 🖤🖤🥀»
بچه های نوزده ،بیست ساله یک محله فقیر نشین مشهد را بازداشت میکنند، روزها شکنجه میکنند، با چشم بسته وتن تکه پاره اقرارمیگیرند که یک مامور سرکوب را در دی ماه کتک زده اند، آنگاه کارچاق کنها به نمایندگی از اداره اطلاعات و بازپرس وقاضی و…دوره می افتند، کهنفری یک میلیارد بدهید،تا بچه تان را ازادتان کنیم وگرنه از زیر اتهام محاربه در نخواهد رفت وپدر یک کدام که کارگر تهیدستی ست ، عزم جزم میکند که کلیه اش را بفروشد وبدهد به کارچاق کن که با قاضی ومامور بخورند وبچه اورا آزادکنند.
همین!
لباس مدرسه را بر تنش دیدند اما باز هم به قلبش شلیک کردند!
اگر محمدِ ۱۵ ساله را آبان ۹۸ نمیکُشتند، او اکنون ۲۲ ساله میشد.
زادروزت فرخنده پسر ایران🖤
#محمد_داستانخواه
جمهوری اسلامی میخواد یک دستفروش ۲۸ ساله رو که به سختی در فریمان زندگی خودش و دو تا بچه ۲ و ۵ سالهاش رو میچرخونده، با اتهام «محاربه» اعدام کنه.
رسول اونقدر تهیدست و تنها بوده که در این چند ماه، نه وکیل داشته، نه اجازه ملاقات بهش دادن و نه اجازه تماس تلفنی. حتی یک عکس هم از این جوان وجود نداره.
#رسول_رضایی