@iranux هیجانی بود :)
۱- ما برایند زحمات و منابع این خاک هستیم پس وظایف اجتماعی را نمیتوان از ما دور کرد برای کیفیت زندگی فردی
۲-اگر از نزدیک رنج اقتصادی و روانی مردم را لمس میکردی راه حل های علمی و اجتماعی بهتری داشتید
۳-پیشبینی بدون داده کافی یا با سو گیری ،غلط از اب در میاد درسته؟
@nima_farzaneh چونکه این کمکاری از تولید کننده داخلی و یا وارد کننده کالا است او باید قراردادی با بانکها داشته باشد و پلتفرم فقط سود فروش بیشتر را بگیرد نه اینکه یک پلتفرم فروش مانند بانک عمل کند . این روش خرید اعتباری باید از بانک شروع شود وگرنه اسمش نسیه است
از پیچ های سربانتین نرم نرمک پایین میآید
اگر از او بپرسی که از چند پیچ گذشتی
نمیداند 😇
هیچ تصویری در ذهنش نمی ماند
خیره و مسخ فقط به جلو مینگرد
هدفش اتمام جاده🏃♀️
برای همگان چنین مینماید!
به گمانم از این رو « هزار چم » مینامندش 🥰
بیشمار و سخت
از هفت هم فراتر
#جاده_شمال
@phiilosophus خیلی ممنون . لطفا هشتک های مربوطه را به انگلیسی و فارسی اضافه نمایید تا افراد بیشتری به آن دسترسی پیدا کنند . میدانید که تمامی متون در توسط الگوریتم های هوش مصنوعی به عنوان داده استفاده خواهد شد . موفق باشید
@othingstodo_com I play My spring fav list because it turn everything to warm and smelly ٫
I like to think about the imminent arrival of spring in the middle of winter, so I don't fall asleep and I don't get cold
@elonmusk@yusufdikec But until there is no disappointment and failure, concepts like hope and happiness are not formed. Robots cannot create a new philosophy. Like a transformed philosophy without the concept of "100% failure"
@engineers_feed It only works on roads that have enough space to add a lane for safety, Tehran has good experience. Some of them work and some of them returned to traffic Light. Some of them also work on highways. It creates panic for drivers during off-peak hours. Good for exceptions only
اول اکتبر ، نهم ماه مهر
صبح با رعد و برق و ابرهای های سیاه شروع شد
رگبار ...... قطع
باران پودری .... قطع
باران و باد و مه ...... قطع
باران از ریز و درشت .... قطع
🎵سمفونی پاییز ،کوارتر اول را نواخت و رفت
حالا گلهای انار به من زیر آسمان آبی کمرنگ لبخند میزنند 🥰
🌍✈️💕....
نقطه سر خط ۲
حالا همه مون ، همگی مون پشت خط شروع هستیم
⚡️
ارابه هایتان را به سمت شادگامی ها و رویاهایتان برانید ، آنگاه باشد که علم و هنر در دستانتان قرار گیرد
یقین دارم
همینطور که یک هرم سه بعدی شاد را تشکیل داده بودیم ،به گوش دادن ادامه دادم
یاد شعر زیبای کودکانه «روبه ی دیدم بی دست و پای»افتادم
از خواب پریدم
من آهنگی از«خانم دلکش» را برای روباه خواندم و او یک آهنگ عاشقانه ی زوزه دار و نامفهوم
پدرم مرا بوسیده بود🎶🎵
#پدر،#شادی، #طبیعت،#کودکی
چشمهام را بسته بودم و دونایی محکم همدیگر را بغل کرده بودیم و دستهای کوچولوی روباه را روی پاهام و کمرم حس میکردم
دلم میخواست این زیبایی ترسناک را داشته باشم
روباه هم شروع به خوندن کرد. آه دخترم چقدر زیبا میخندید
گفت مامان بالاخره تو این دنیا یکی پیدا شد از صدای تو خوشش بیاد😅
چشمهام را بسته بودم و دونایی محکم همدیگر را بغل کرده بودیم و دستهای کوچولوی روباه را روی پاهام و کمرم حس میکردم
دلم میخواست این زیبایی ترسناک را داشته باشم
روباه هم شروع به خوندن کرد. آه دخترم چقدر زیبا میخندید
گفت مامان بالاخره تو این دنیا یکی پیدا شد از صدای تو خوشش بیاد😅
سریع موبایلم را درآوردم که از روباه آوازه خون فیلم بگیرم ، دست وپا چلفتی شده بودم مرتب دگمه های اشتباه را میزدم تا اینکه دخترک اومد
گفتم بیا یکبار دیگه امتحان کنیم . فکر کردم و یه آهنگ خیلی قشنگ را زمزمه کردم . روباه قرمز خیلی نرم از من بالا رفت . من ترسان دخترک را بغل کردم...
سریع موبایلم را درآوردم که از روباه آوازه خون فیلم بگیرم ، دست وپا چلفتی شده بودم مرتب دگمه های اشتباه را میزدم تا اینکه دخترک اومد
گفتم بیا یکبار دیگه امتحان کنیم . فکر کردم و یه آهنگ خیلی قشنگ را زمزمه کردم . روباه قرمز خیلی نرم از من بالا رفت . من ترسان دخترک را بغل کردم...
خواب دیدم با بچه ها میخواهیم بریم رستوران ، همینطور که منتظر دخترک بودم شروع کردم به آواز خوندن.
یکدفعه سر وکله یه روباه کوچولوی خوشگلی پیدا شد
اونهم شروع کرد به آواز خوندن 💓 با یه صدای نازک و نامفهوم , آه قلبم
بعد یه عقاب با جوجه اش اومد و یه سنجاب کوچولو ...
خواب دیدم با بچه ها میخواهیم بریم رستوران ، همینطور که منتظر دخترک بودم شروع کردم به آواز خوندن.
یکدفعه سر وکله یه روباه کوچولوی خوشگلی پیدا شد
اونهم شروع کرد به آواز خوندن 💓 با یه صدای نازک و نامفهوم , آه قلبم
بعد یه عقاب با جوجه اش اومد و یه سنجاب کوچولو ...
ساعت ۶:۱۰ صبح بلند شدم رفتم تو بالکن «به اصفهان رو » را خوندم، بعد بچه را سوار سرویس مدرسه کردم ، رفتم پارک نرمش کردم( ده حرکت سوئدی را هم انجام دادم )
بعدش با افتخار گفتم:
خوبس ! بابا هوشنگ ! اینم استایل زندگی که بهم یاد دادی
لبخند رضایت زدم
برگشتم خانه
و بیموقع خوابیدم ..
ساعت ۶:۱۰ صبح بلند شدم رفتم تو بالکن «به اصفهان رو » را خوندم، بعد بچه را سوار سرویس مدرسه کردم ، رفتم پارک نرمش کردم( ده حرکت سوئدی را هم انجام دادم )
بعدش با افتخار گفتم:
خوبس ! بابا هوشنگ ! اینم استایل زندگی که بهم یاد دادی
لبخند رضایت زدم
برگشتم خانه
و بیموقع خوابیدم ..