ببخشید دیگر، ما واقعاً وسعمان نرسید مثل #ایرج_مصداقی با کپسول سیانور کنج دهان، اسلحه دست بگیریم و علیه حکومت قانونی مملکت و شاه قانونی کشور شورش راه بیندازیم!
لامصبا، چه گردوخاکی علیه علی کریمی @alikarimi_ak8 در اینستاگرام به راه انداختهاند، یکی از دوستان نشان دادند! دقیقاً همان پروژه اصلاحطلبان و باندهای وابسته به آنهاست؛ پروژهای برای زدن و خاموش کردن صدای افرادی که ضریب نفوذ و محبوبیت اجتماعی بالایی دارند و میتوانند بر افکار عمومی اثر بگذارند.
اما دریغ از اینکه نمیدانند محبوبیت و اعتبار علی کریمی با این بیدها نیست که با باد اینها بلرزد و زانو بزند. خودشان هم خوب میدانند که اگر همهشان را روی هم بگذارند، اگر اغراق نباشد، حتی یکهزارم محبوبیت و اعتبار کریمی را در میان مردم ایران، بهویژه در میان اقشار متوسط و پایین جامعه، ندارند.
به سنگِ خُرد، درختِ پربار نمیلرزد
به بادِ تند، کوهِ استوار نمیلرزد
هزار مدعی گر گرد هم آیند
ز نامِ مردمی، یک تار نمیارزد
مهدی نصیری رو از دو تا صندلی اونورتر از خامنه ای آوردن ، بیگدلی رو از بغل ظریف ، عکاس شون هم که عکاس ظریف ، نجات بهرامی از وزارت آموزش پرورش ، تیم هم که قبلا تیم ستاد کروبی بوده ، بعد به علی کریمی که نان زحمت شو خورده ، بخاطر همان مردم داشته هاشو که آرزوی ایناست که بخاطرش هم نون تو خون مردم می زنن هم دست گدایی جلوی مردم نگونبخت دراز می کنن
یک روز بشقاب می فروشن ، یک روز صندلی
اومدن علی کریمی که محبوب مردمه براندازی کنن
حالا همین دگوری های گماشته که الان مدافع تواب دهن دریده شدن مثل خود تواب اگر علی کریمی رو تو خیابون ببینن برای یک عکس یادگاری باهاش خودکشی می کنن
مزدوران دوزاری
@alikarimi_ak8
#اپوزیسیون_پلاستیکی
پس از کشتار ۱۰۰ هزار نفر همچنان براندازی برای رضا پهلوی چیزی در حد تفریح و تفنن است. خزعبلات او ارزش واکاوی ندارد اما چون عدهی زیادی از سر هیجان اراجیف او را جدی میگیرند، ناچاریم بنویسیم؛
۱. ساختار غیرهرمی لزوما مزیت نیست.
عدم تمرکز میتواند بقاپذیری یک شبکه را بالا ببرد اما همزمان مشکل اساسی فرماندهی و کنترل را ایجاد میکند. نیرویی که هیچ مرکز مشخصی برای تعیین اولویتها، هماهنگی، تخصیص منابع و حل تعارضها ندارد، ممکن است در ظاهر سلولهای مستقلی داشته باشد، اما یک نیروی منسجم نیست.
۲. عبارت "۳ تا ۵ نفر با اعتماد کامل" معضل سازماندهی را حل نمیکند.
اعتماد برای تشکیل یک گروه کوچک کافی است اما وقتی تعداد این گروهها زیاد شد سؤالات کلیدی تازه نمایان میشود: چه کسی ماموریتها را تعریف میکند؟چه کسی ماموریتها را هماهنگ میکند؟ چه کسی مسئولیت تصمیمها را میپذیرد؟اطلاعات معتبر از شایعات و اطلاعات آلوده چگونه تفکیک میشود؟منابع، ارتباطات، اطلاعات و تصمیمات چگونه با یکدیگر سازگار میشوند؟
۳. استقلال سلولها با خودکفایی واقعی فرق دارد.
یک نیروی نظامی فقط از آدم تشکیل نشده است. یک سازمان نظامی به مجموعهای از قابلیتها نیاز دارد:
ارتباطات، اطلاعات، آموزش، پشتیبانی، پزشکی، لجستیک، فرماندهی، ارزیابی وضعیت، ساختار پاسخگویی و انضباط درونی، و ... .
اینکه همزمان با خاراندن خایه بگویید هر هسته خودش "مستقل و خودکفا" باشد، این نیازها را حذف نمیکند.
۴. مسئلهی مقیاس و ابعاد.
یک هستهی کوچک حتی اگر بر فرض محال بتواند خودش را اداره کند، اینطور نیست که با کنار هم گذاشتن تعداد زیادی هستهی مستقل به طور اتوماتیک یک نیروی بزرگ و در عین حال موثر شکل بگیرد که از پس سپاه و بسیج و فراجا و ارتش ج.ا بربیاید.
وقتی صحبت از براندازی یک حکومت در مقیاس ج.ا و در گسترهی جغرافیایی ایران است، هماهنگی و فرماندهی و کنترل مورد نیاز چنین نیرویی یک قابلیت نظامی در مقیاس و تراز یک ارتش حرفهای است.
۵. مهمترین مورد:گارد جاویدان دقیقا چه نیرویی است؟
اگر یک شبکهی مقاومت مدنی است پس براندازی را کدام نیرو قرار است انجام دهد و ارتباط گارد جاویدان و اهداف سیاسی آن با نیروی برانداز و سایر اجزای شبکهی براندازی چگونه است؟
اگر گارد جاویدان یک نیروی نظامی است سوالات مهمی دربارهی فرماندهی، کنترل، آموزش، پشتیبانی و غیره مطرح میشود و همچنین این سوال که گارد جاویدان ارگان نظامی کدام سازمان سیاسی است؟
۶.نتیجه گیری.
سلولهای کوچک و غیرمتمرکز میتوانند در بعضی شرایط مزیتهایی داشته باشند. اما مشکل این است که رضا پهلوی یک ویژگی از یک سازمان را به عنوان جایگزین کل سازمان معرفی میکند.
اینکه بگویید "هر هسته ۳ تا ۵ نفر است و به یکدیگر اعتماد دارند" پاسخ سؤال سازماندهی نیست، این تازه شروع سوال سازماندهی و فاز صفر آن است.
کسی که مدعی رهبری یک پروژهی سیاسی نظامی در مقیاس یک کشور است، باید توضیح دهد چگونه از این مجموعه هستههای مستقل(اگر واقعا وجود داشته باشند) یک ظرفیت منسجم و قابل کنترل برای دستیابی به هدف سیاسی ایجاد میشود.
جمله سازی با واژههای "غیرهرمی"، "مستقل" و "خودکفا"، نه تنها آن صدهزار جان عزیز را برنمیگرداند بلکه بیراههای است برای دوباره به مسلخ فرستادن صدها هزار جان عزیز دیگر.
من این ویدئوی پرویز صیاد رو ندیده بودم. مال یکی-دو هفته اول جنگه. اینها سرمایههای این مملکتند که نباید گذاشت صداشون توی زوزه ویسیها و قاسمینژادها گم بشه.
تناقض اگر تصویر داشت، احتمالاً همین بود. مجموعهای از مواضع متناقض و هر روز یک حرف تازه!
یعنی زدن پالایشگاهها و زیرساختهای کشور عالی، مفید و حتی «بشردوستانه» است، اما گرانشدن بنزین میشود خیانت! تحریم فلجکننده خوب و عالی است، ولی گرانشدن دلار ناگهان غیرانسانی و فاجعهبار میشود!
نتیجه این حجم از تناقض و فریب هم شده بخشی از هوادارانی متناقض، متوهم و سرگردان که دیگر نمیدانند دقیقاً از چه چیزی دفاع میکنند. یا مجبورن با فحش خارومادر در این عرصه بمانند یا گوزن را به شقیقه ربط میدهند و مینویسند: پس «رستم تهمتن چی» یا «پس حشدالشعبی را چه میگویی؟!»
و در این سیرک اپوزسیون، مهمترین وظیفه میهنپرستان هم دیگر شده مالهکشی به سبک هواداران ولایتفقیه، رها کردن «مارادونا» و حفاظت شبانهروزی از «غضنفر»؛ بلکه جلوی گلبهخودیهای بیشتر گرفته شود!
آخوند خوششانسترین جانور در کره زمین است!
ایرانیها که تروریست نیستند اما اگر فردا مثلا اسراییل؛ بارون ترامپ را کشت و رییسجمهور دیوانه آمریکا هم دستور بمباران اتمی ایران را داد، مدیران صدا و سیما چه خواهند کرد؟
مسئولیت حماقتشان را میپذیرند یا فقط نعره انتقام میکشند؟
آقا اصلا حجت کلاشی به قول شما تحکیم وحدتیها بد هست و اصلا مزدور و امثال نجات بهرام وزیر ج،ا و نصیری تیم تحکیم وحدت پیامبر. اما نه اینکه چرخشهای وزیر پیشین و تیم تحکیم و فحاشی به ترامپ برگشت به همین اخطارهاس که چند سال پیش گفته شد و بچه بسیجیها حمله کردن؟🤫
متأسفانه کجراههای را که امروز در برابر خواست اکثریت ملت ایران، به بهای خیانت به خون صدها هزار جان نازنین، شاهد آن هستیم، باید از زبان همان دارودستهٔ سازمانیِ بهظاهر پادشاهیخواه شنید؛ جریانی که با شعار پادشاهیخواهی، اما در عمل در راستای اهداف بخش لیبرال و اصلاحطلب جمهوری اسلامی فعالیت میکند.
متأسفانه، اینجا با یک دکان دو نبش روبهرو هستیم؛ دکانی که سرقفلیاش با خون و فداکاری جاویدنامان وطن پرداخت شده و امروز همچنان با همان سرمایه در حال فعالیت است.
یک روشنگری لازم:
تفکیک نکردن میان «نیروهای سرکوب» و «نیروهای دفاع از کشور» در برای تجاوز بیگانه، ترفند همان متجاوزان و دستگاه جنگروانی و پروپاگاندای آنهاست. بهم آمیختن نیروی «سرکوب» با «نیروی مدافع» کشور، امکان نظری هرگونه دفاع از کشور را از بین میبرد و هر گفتاری در دفاع از میهن و پافشاری یا پدافند از میهن با پشتیبانی از «استبداد» و «سرکوب» این همانی شده و با این همآمیزی و مغالطه، پیادهنظام متجاوز بودن فضیلت میشود.
اکنون برنامه متجاوزان به کشور از پرده بیرون افتاده و میدان روشن شده. آنها پانزدههزار تروریست در غرب کشور سازماندهی کرده بودند که با «پرچم شیر و خورشید» برای بیشتر خر کردن فریبخوردگان، پیشروی کنند. زیر ساختها را بمباران کردند و ارزیابی اسرائیل سهسال جنگ داخلی بوده ( که البته در بهترین و رویاییترین حالت چنین میتوانست باشد). آنگونه که ونس هم به اشاره گفت یعنی همان لیبیسازی! همپیمان اسراییل هم در منطقه، امارات بود. چیره شدن آنها بر ایران یعنی «نیروی فاتح» - به تعبیر ترامپ- و اینجا نیروهای فاتح، به این معنا بود که غنیمت خود را از «ایران» درهم شکسته بردارند. ترامپ هم لیست بلندی نوشته سهم دیگران هم که روشن است.
من کسانی را که از میهنمان دفاع میکنند و چنین برنامههایی را جلو میگیرند پیشتر در پاسخ به آن مقام اسراییلی که تهدید کرده بود ایران را غزه خواهند کرد؛ فرزندان رستم خوانده بودم و اکنون آنها را بسان رستم میبینم و میدانم.
برادرزادههای «ترامپ، نتانیاهو، لیندسی و …» باید بگویند چگونه پیادهنظام چنین برنامههایی بودند؟! و البته هستند. از اینروی بجای اینکه با منطق من مواجه شوند به شیوهای که طبیعت دوم آنها شده فحش و ناسزا میدهند و انگ میزنند. آنها تکفیریهای فحاش هستند در باور به مذهب دروغین خود.
باید پاسخ دهند چگونه از نظریه گاندی و ماندلا و درام زنی برای «زن، زندگی، آزادی» در چند روز با ببر کاغذی «گارد جاویدان» به مقام دوگل رسیدند بیآنکه نه ارتشی داشته باشند و نه ساز و برگی؟!
دوگل بیارتش تنها میتوانست ابزار و پیاده نظام متجاوز و چنین برنامههایی باشد.
حالا زمان آن رسیده که پیرامون این دوگانه سخن بگوییم تا روشن شود خیانت به ایران و ملیگرایی چه ابعاد گسترده و شرمآوری داشته.
شیعیان هم میگویند حسین و افرادش در تاسوعا میدانستند فردا کشته میشوند، اما با این وجود به میدان جنگ رفتند و «شهید» شدند…هر مسلمانی هم که کلا حاضر نباشد جانش را اینگونه برای آرمان اسلام فدا کند ایمانش کامل نیست!
«نوپهلوی گرایی» آن روی سکهی فرهنگ شیعیست.
همان تفکری که مروجانش، سالها در مدارس و صداوسیما و…، برای مغزشویی و از بین بردن روان و زندگی یک ملت تکرار میکردند:
تقدیس بیش از حد مرگ، و قرار دادن ارزش زندهماندن و رفاه و زندگی در مرتبهای پایینتر.
«شهادت» شکست را تقدیس کند.
اگر کشتهشدن فینفسه ارزش تلقی شود، دیگر لازم نیست پرسیده شود:
نتیجه چه شد؟ آیا هدف محقق شد؟ آیا این جانها میتوانستند حفظ شوند؟ چه کسی مسئول محاسبهی غلط بود؟
در نتیجه، حتی فاجعه هم میتواند با عنوان «پیروزی» بازتعریف شود و مقدمهی فرار از پاسخگویی شود.
در این نگاه، مرز میان شجاعت و مرگطلبی مخدوش میشود.
کسی که میپرسد آیا این اقدام نتیجهای دارد؟…آیا آمادگی کافی وجود دارد؟…ترسو و ناامید و مزدور و..معرفی میشود؛ در حالی که این پرسشها نشانهی عقلانیت و خرد است.
فرهنگ ایرانی از روزگار باستان سرشار از شور زندگی بوده است….و انگیزه و اشتیاق بالا برای زندگی، مهمترین لازمهی ساختن و شکوفایی میهن است.
از این رو مشروطهخواهان و میهنپرستان واقعی، در برابر هرگونه ایدئولوژی انسانستیزی، که مروج مرگ خودخواستهای باشد که حاصلی جز زنده ماندن نیروهای سیاهی نداشته باشد میایستند.
حقیقت دی ماه این بود:
ملت بزرگ ایران میلیونی به خیابان رفتند زیرا طی ماهها از جانب اپوزیسیون این «اعتماد» در آنان شکل گرفته بود که تنها نیستند…
دهها هزار نیروی ریزشی، آمادهی پیوستن به آنان است،
گارد جاویدان در خیابان حضور خواهد داشت،
و پهپادهای اسرائیلی به کمکشان خواهند آمد!
به آنها گفته شد که وظیفهشان در قبال میهن این است که سهم خود را بهجا آورند و از «پنجره فرصت» که محدود است غافل نشوند!
بله، بسیاری احتمال میدادند که همچنان امکان شلیک و سرکوب وجود داشته باشد و حاضر بودند حتی جزو آن عدهی اندکی باشند که برای آزادی کشورشان هزینهی جانی میپردازند، اما ملت تصور نمیکرد شمار کشتهشدگان به دهها هزار نفر برسد، و نتیجه بجای پیروزی، این شود که رژیم آدمکش زنده و ماندگار بمانند و هزاران ایرانی به خاک و خون کشیده شوند.
این حقیقت به هیچوجه ناقض شجاعت و آگاهی بالای ملت ایران نیست.
لازمهی شجاعت، انتخاب مرگ قطعی نیست…
لازمهی آگاهی، فدا شدن نیست…
نمود شجاعت و آگاهی در «مسئولیت پذیری» و «عملگرایی» است….
همان ویژگیهایی که اتفاقا دی ماه ثابت کرد در ملت ایران هست و در اپوزیسیون نیست.
اگر یک میهنپرست واقعی هستید، این آگاهی را در میان مردم ترویج دهید که اینبار باید با آمادگی و بر اساس وعدههای واقعی به خیابان بیایند، نه با وعدههایی که هزینهی تحققنیافتنش بشود جان کودک دو ساله و هزاران فرزند این مملکت…
اگر جز این میکنید، نه تنها کوچکترین مهری به ایران و هموطنانتان ندارید، بلکه یک آتئیستِ شیعهصفت محور مقاومتی هستید.
#نبردباتاریکی
امشب در بین جمعی از دوستان و آشنایان بودم. طبیعتا بحث اصلی شرایط کشور و کشتار دیماه و جنگ بود و اینکه آینده چه میشود.
چند جوان ۲۰ تا ۳۰ سال هم در جمع بودند.
یکی از اینها به پدرش گفت:
ایران آزاد میشه و شما به آسایش میرسید
پدرش گفت ایشالاه هممون به آسایش برسیم.
پسر گفت بابا ما تو این راه کشته میشیم و اون روز پیشتون نیستیم.
جمع از هیجان و تب و تاب بحث افتاد، همه مغموم شدند.
کسی حتی یک خدا نکنه به زبانش نیامد،
کشتار دیماه ناخودآگاه ما را تا این اندازه تغییر داده.
من با این جوان شروع به بحث کردم، همینهایی که اینجا مینویسم؛ اینکه با دست خالی به خیابان رفتن خریت است، اینکه باید سازماندهی باشد و سلاح باشد و چه چه.
حرف به سرش نمیرفت، منطق را میفهمید اما آنچه ۱۸ و ۱۹ دی کف خیابان دیده بود روانش را بهم ریخته بود تصورش این بود که بخاطر آنها که کشته شدند باید دوباره برود. برادرش هم همین بود.
من به چهرهی اینها نگاه میکردم و چهرههای کشتهشدگان دیماه در ذهنم مرور میشد.
مثل همین شماره ۱۱۶۱۶ چهرهی اینها را غرق در خون در بین انبوهی کیسه سیاه تصور میکردم.
اما دیماه نباید تکرار شود، نه اینکه براندازی بدون هزینه باشد، قطعا باید هزینه بدهیم اما دیماه نباید تکرار شود.
اگر قرار است دوباره ۱۰۰ هزار کشته بدهیم باید در شرایطی باشیم که ۳۰۰ هزار کشته هم از ج.ا گرفته باشیم.
ترامپ رهبر براندازی نیست،
ترامپ یک فرصت است برای براندازی.
استفاده از این فرصت وظیفه رهبران و جریانهای سیاسی است.
نتانیاهو در حال استفاده حداکثری از این فرصت برای منافع ملی اسراییل است.
اپوزوسیون ما اما کجاست؟
یا در حال حمله به ترامپ هستند یا در حال دور کردن خطر جنگ از سر ج.ا.
این مطالبی که این روزها در رابطه با وضعیت فاجعه بار اپوزوسیون مینویسید اتفاق خوبی است،
منتهای مراتب زمانش سالها پیش بود.
بنده حداقل از ۸ سال پیش در این خصوص نوشتهام و عمدهی مطالبم هم همین موضوع بوده.
برخی از شما تازه به این ذهنیت نرسیدهاید،قبلا هم اینها را میدانستید اما متاسفانه از طرح آن خودداری میکردید و حاضر نبودید هزینهاش را بپردازید.
مقصرید آقا جان.
به سهم خودتان در این شرایط مقصرید.
آشفتگی فکری:
چند ماه پیش :
جنگ = کمکی که در راه است و در دوره آتشبس از ترامپ خواسته میشد که کار را تمام کن، یعنی برگرد به جنگ. بنابراین همچنان جنگ نعمت و رهاییبخش بود
اکنون:
جنگ = بحران!
این جریان توان سخنگفتن منطقی و بدون تناقض را از دست داده است. بدتر از آن کسی که باید ناسیونالیسم ایران را نمایندگی میکرد و گفتارش از منطق ملی برمیخاست و از استقلال کشور پدافند میکرد به وادی ادبیات «راست مبتذل» و خائن غلتیده و پیشاپیش برای بمباران مدارس و بیمارستانها توجیه میتراشد یعنی کاری که وزیر دفاع و رئیسجمهور آمریکا نتوانستهاند بکنند.
بیهیچ تردیدی مردمان ایران از خود و کشورشان در برابر متجاوزان دفاع خواهند کرد همانگونه که ژنرال آمریکایی گزارش داد که مردم ایران با دیدن هلیکوپترها و هواپیماهای آمریکا از کوچک و بزرگ، زن و مرد با هر چه داشتند به جنگ شتافتند.
امروز دفاع از ایران در صدر همه فعالیتها و خواستهای سیاسی ایستاده است.